![]() |
|
تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +--- موضوع: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ (/showthread.php?tid=301753) صفحهها:
1
2
|
RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Mohlek - 12-03-2026 1400 : پارسال چقد اسکل بودم ، امسال دیگه سال منه 1401: پارسال چقد اسکل بودم ، امسال دیگه سال منه 1402: پارسال چقد اسکل بودم ، امسال دیگه سال منه 1403: پارسال چقد اسکل بودم ، امسال دیگه سال منه 1404: پارسال چقد اسکل بودم ، امسال دیگه سال منه 1405 : coming soon RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Mr.Robot - 12-03-2026 شاید یکم غمگین به نظر برسه ولی از نظر من شروع یک هدف یا یک رفتار توی سال نو زیاد معنا نداره . مثل رند شدن ساعت برای شروع یککار یا اینکه از شنبه دیگه شروع میکنم . دیگه از یه جایی به بعد کلیشه ای میشه اینجمله . به هرحال برای برای احترام به دوستان وموضوع نظرمو میگم امسال بهنتیجه های جالبی نرسیدم تواکسپلور بودم که به ابنپستخوردم یه دختر بلاگر تو برنامه quiz سوالارو بلند بلند میخوند کهمیگفت محمد علی کُلی دیگه کیه ؟ شاید منظور سوال اینهکه محمد علی ها کلا چیکارن !! خواستم بگم بزرگترین بکسور جهان محمدعلی کِلِی هم باشی محکوم به فراموشی هستی چه برسه یکی از ماها شاید کمیترسناک باشی ، اگه میترسین ازین به بعدو نخنونین . ما یه زمین گشاورزی اجاره کردیم پارسال کنار یک قبرستون و من به تصادف استخون پای یک ادمرو اونجا پیدا کردم . اوناستخون یه ادم باکلی ارزو و بلند پروازی بود که تو دست های من بود . که با تمام ارزو هاش درنهایت جوری به فداموشی سپرده شده بود کهحتی قبرشم رفته زیر یه زمین کشاورزی و به کل محو شده و چند داستان دیگه باهمین مضامین ... و شاید بزرگترین نتیجه ای که امسال گرفتم این بود که " ما خاص نیستیم " . بلکه عادی ترین عادی هاییم RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - *Aɴѕel* - 13-03-2026 ۴۰۴ تو داغ های زیادی بر دلمان کاشتی نفس هایمان را تنگ تر و امیدمان را کمتر درخششمان را گرفتی خانه هایمان را ویران کردی اما قسم به بهار پیش رو نور بر تاریکی پیروز میشود آزادی در کوچه و شهر ها پخش میشود و ما میرقصیم و میرقصیم و میرقصیم. به امید زن به امید زندگی و به امید آزادی -به جا مانده از روز های سرد اسفند RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - امیرحسین - 14-03-2026 تاپیک قشنگی بود. ممنون آقا فرنود.(اگر اسمت اشتباه نباشه). سال 1404 با کلی استرس برای من شروع شد. اما میدونستم قراره برام از اون سالهای پر مشغله باشه و نظام نوینی در من پدیدار کنه. کلی تغییرات داشتم در زندگیام. در بُعد زندگی شخصی ام خیلی راضی بودم. در ابتدا تونستم با کش و مکش فراوان پایان نامه ام رو بنویسم و از بند این مشکل بزرگ خلاص بشم. مشکلی که فکر نمیکردم بتونم ازش به این راحتیا در بیام. جنگ 12 روزه شد و کلی هموطنام توش کشته شدن. کشورم آسیب دید، اما در این بین من 2تا کتابم رو نوشتم. هرچند بی اهمیت شاید از نظرها، اما رویای کودکیام بود. مخصوصا در بین ناامیدی و جنگ، انتشارشون برام مثل امید بود. بعد از این شرایط تونستم به پیاده روی مشایه(اربعین) برم کاملا اتفاقی که برام بسیار بسیار بسیار جالب بود تجربه قشنگی بود. این هم یکی از خواسته ها من از کودکی تا الان بود که با وجود شرایط ولی داشت برام حسرت میشد و نیمه تمام. از خیلی از وابستگی های کاری و دوستانه کناره گیری کردم و یکی از بزرگ ترین ترس هام بود . در ادامه اش بحث ازدواج و یه سری گپ و گفت ها شد که خب عاقلانه ترین تصمیم رو گرفتم در موردش. بعدش بزرگ ترین و آخرین تارگت نوجوانیم رو هدف قرار دادم و آماده شدم برای قدم گذاشتن تو دنیای بزرگسالی و مقدمه ای شد برای دهه سوم زندگیم. یعنی خدمت سربازی! تا حد امکان سعی کردم برای پیچوندن و راحت تر شدنش که تا 99% و دقیقه 89 خوب پیش رفت. اما دقیقا 4.5 روز تا اتمام این تارگت هم مونده بود که انگار یه کابوس یهو شهر زندگیم رو فرا گرفت. به اون آیه قرآنی که میگفت خورشید از غرب طلوع میکنه و کوه ها میریزه و... . دقیقا همینطوری شد. مثل جنگ 12 روزه، نیست ولی. بیشتر نا امید ترم. اما خب، راهیه که توش اومدم و نه راه پس دارم نه پیش. شاید این اجبار باعث شده که بتونم ادامه بدم، مثل همیشه سریع نه. ولی پایانش حتمیه. هنوز 7 روز مونده تا پایان 1404، اما بنظرم این 7 روز رو دوست دارم هرچی اتفاق خوب هست برای هموطنام بیوفته. بنظرم این 358 روز گذشته برام کافی بوده. چیزهایی که میخواستم رو بدست آوردم تا حد ممکن. 1404 انگار روی 2x بود. هرچی که ماقبل 1404 بود انگار یه پری ویو بود و توی 1404 یهو همه چیز زود گذشت. و اما بخشی از این 358 روز رو برای همیشه حذف میکنم. در کل 404 تلخ بود ولی برای من مثل پل به آینده بود و نمیتونم بگم سالی پر از بیخیالی و معنا بوده. یعنی 404 اون سیاه چاله زمان زندگیم بود که یهو پر از تغییرات شخصی و شخصیتی و اجتماعی و فرهنگی و... شد برام! RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - ɪᴄᴇ - 14-03-2026 سال ۱۴۰۴،به قول یکی از بچه ها ارور ۴۰۴ چقدر دویدیم اما انگار هیچوقت به مقصد نزدیک نمیشدیم... چقدر آرزوهامون مثل سرابی دور از دسترس به نظر میرسیدن... چقدر دلتنگ دوستایی هستیم که دیگه کنارمون نیستن... این روزا، روزای سختی بود، پر از فراز و نشیب، پر از تلاشهایی که شاید نتیجهاش اون چیزی نبود که انتظار داشتیم(خودمو میگم)... اما باید یادمون باشه،ما دویدیم، ما تلاش کردیم، ؛ ما وایسادیم و جنگیدیم واسه اهدافمون و این خودش یه دنیا ارزش داره... حالا که داریم به ۱۴۰۵ قدم میذاریم، وقتشه که نفس عمیق بکشیم و به اتفاقای خوب فکر کنیم. نمیخوام تیپیکال چرت و پرت بگم اینارو دارم مث یه نامه به خودم میگم چون میدونم ۵ سال دیگخ شاید برگردم و بخونمش ... ( اگه فلشی مونده باشه) میخوام ۱۴۰۵ سرآغاز دوباره باشه؛ نه ازون مدل که هر سال آدما به خودشون وعده شو میدن نه ... حس میکنم یچیزی فرق داره امسال و زورش به همه چیزای بد میچربه ... میتونه یه سرآغاز واسه اتفاقای خوب واسه همه مون باشه ... پر از انرژی تازه، پر از موفقیتهایی که حق همه مونه. دلم میخواد سال هیل شدن و خوب شدن زخمای خودمون و وطمنون باشه و بسازیم و رشد کنیم همونطوری که تا الان موندیم و جا نزدیم... RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Medusa - 14-03-2026 سال رو با توهمِ اینکه هرچی که لازم بوده رو دربارهی طرز کار این جهان یاد گرفتم، شروع کردم؛ حالا با اعتقاد به اینکه هنوز چیز زیادی نمیدونم، تمومش میکنم. با توهمِ اینکه از جنس آهن و سربم و از پس هرچیزی بر میآم، شروعش کردم؛ حالا با علم به اینکه آسیبپذیرم اما بیدفاع نیستم، تمومش میکنم. امسال رو با عجله شروع کردم. انگار برای رسیدن به چیزی که حتی دقیقاً نمیدونستم چیه، دیر شده باشه. انگار وسط بازیای بودم که هر لحظه ممکن بود سوت پایانش رو بشنوم. حالا با آرامش و اطمینان خاطر از اینکه مسابقهای در کار نیست، تمومش میکنم. سالی که گذشت رامنشدنی بود. نمیتونستی به میل خودت بچرخونیش. باید میذاشتی با خودش تو رو هرجایی که دوست داره ببره. باید اعتماد میکردی که حتی اگه تا عمق وحشت و تاریکی بکشونتت، خودش به موقعش برت میگردونه. من سالی که گذشت رو دوست داشتم. مثل سال قبلش و برعکس سالهای قبلترش. حس میکنم بعد از یه دوره گذار طولانی و سخت از تمام اون روزها و سالهایی که ذرهای به زندگیم احساس تعلق نداشتم، حالا یکی دو سالیه که دارم شبیه خودم و برای خودم زندگی میکنم. حتی به غلط. سالی که گذشت رو دوست داشتم، و از ته دلم امیدوارم این روزهای آخر یه کاری کنه که عاشقش بشم. و دیگه حتی به این خاک هم احساس تعلق داشته باشم. من سالهای طولانی قمار میکردم روی اینکه پاداشی برای خوبی و مجازاتی برای شرارت وجود داره. امسال بهم ثابت شد که بازنده نبودم. که خون روی زمین نمیمونه. اشکها و تکههای شکستهی قلب کسی روی زمین نمیمونه. فریاد آدمها تا آسمون میره. و هیچکس اونقدر خوششانس نیست که بتونه تا ابد قسر در بره. و راستش، خوشحالم از اینکه قراره جهان رو به وقت سال 1405 هم ببینم. جهانی که احساس میکنم خدایی داره. خدایی که عوضیهارو دوست نداره. RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - dadachkaiko - 25-03-2026 دیگه وقتشه زور آخر رو بزنیم که یا پایانش خوش باشه چه ما باشیم چه نباشیم یا دیگه حداقل حسرتش رو نخوریم که تمام توانمون رو نذاشتیم ایشالا همه توی خوشگذرونی بگذرونن امسال رو جز اونایی که عاشق غم هستن |