![]() |
|
♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (/showthread.php?tid=11112) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
198
199
200
201
202
203
204
205
206
207
208
209
210
211
212
213
214
215
216
217
218
219
220
221
222
223
224
225
226
227
228
229
230
231
232
233
234
235
236
237
238
239
240
241
242
243
244
245
246
247
248
249
250
251
252
253
254
255
256
257
258
259
260
261
262
263
264
265
266
267
268
269
270
271
272
273
274
275
276
277
278
279
280
281
282
283
284
285
286
287
288
289
290
291
292
293
294
295
296
297
298
299
300
301
302
303
304
305
306
307
308
309
310
311
312
313
314
315
316
317
318
319
320
321
322
323
324
325
326
327
328
329
330
331
332
333
334
335
336
337
338
339
340
341
342
343
344
345
346
347
348
349
350
351
352
353
354
355
356
357
358
359
360
361
362
363
364
365
366
367
368
369
370
371
372
373
374
375
376
377
378
379
380
381
382
383
384
385
386
387
388
389
390
391
392
393
394
395
396
397
398
399
400
401
402
403
404
405
406
407
408
409
410
411
412
413
414
415
416
417
418
419
420
421
422
423
424
425
426
427
428
429
430
431
432
433
434
435
436
437
438
439
440
441
442
443
444
445
446
447
448
449
450
451
452
453
454
455
456
|
RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - benyamin - 27-06-2012 ای بغض پنهان در گلو ٬ حرفی بزن چیزی بگو با اشک همراهی نما افشا کن اسرار مگو فریاد در چنگال تو جان می دهد ققنوس وار فریاد از بیداد تو ای بغض پنهان در گلو بسیار غم دارم به دل صد غصه از داغ فراق خون گریم از هجران او با خون دل سازم وضو سوزم ز داغ هجر او سازم به تقدیر و قضا هر دم فزون گردد به دل شوق وصال روی او هذیان به دل نجوا به لب این است مزد عاشقان خون گریم از بیداد غم غم با دلم بگرفته خو بغض گلو فریاد شد با اشک او همراه شد نالید از سودای دل از محنت روی نکو آرام چون دریا شدم با سوز دل تنها شدم چون شمع در خود سوختم در زلف شب زنجیر مو اندر محاق سینه شد با سوز دل همخانه شد بغض سراسر درد و آه حرفی نزن چیزی مگو! RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - frozen✘girl - 29-06-2012 مهربون،اي هم قبيله، ميدونم دستات چه سرده هر كي ميگه غم نداره، تو دلش يه دنيا درده تو ميخواي كه من ندونم، دلت از غصه هلاكِ جاي شلاق سياهي، رو تن نجيب و پاكِ اما ناگفته هويداست، غمي كه ريشه دَوونده اون غمي كه غير شاخه، زده ريشه رو سوزونده تو خودت گفتي قديما، قصه گل و تگرگُ قصه خويش دلآزار، قصه ريزش برگُ نميدونم توي دنيا چرا آدما حقيرن چرا خوبا واسه خوبي، توي دست شب اسيرن اين چرا، چرا، چراها، هيچكدوم درمون نميشه آخه دردِ ديگه اينجاست، از يه خاكيم و يه ريشه تا بوده قصه دنيا، قصه غربت و درده پس ديگه دلو نسوزون، زندگي قسمت و بخته تو بخند، تو اين زمونه، چارهاي ديگه نداريم شايدم با خندههامون، غصه رو تنها بذاريم مي دونم منو نميخواي
نميخواي، پيشم نميآي ميدونم چشماتو بستي زدي عهدتو شكستي ياد وقتي بد نبودي واسه خوبي سد نبودي لحظههاي با تو بودن گريه با تو نبودن ما و اون نم نم بارون ياد گلهاي تو گلدون ياد اون غم قديمي ياد اون يار صميمي وقتي گفتي مهربونم همه بلات بجونم وقتي گفتي منو داري ديگه هيچ غمي نداري تازه آخرش كه رفتي رفتني كه برنگشتي منو بي كس جا گذاشتي تو قفس تنها گذاشتي RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - پریا2 - 29-06-2012 کجای قصه ی من گم شدی که دیگر اسمانم افتاب نمی بارد امان بده اشک نمی خواهد شود رسوا این دل غمزده می زند نقابی شیشه ای بر چشمانش به زیر این لبخند تصنعی کسی داند چه دنیایی نفس می کشد ایا درون این دنیا یک نفس می میرد نفسی که در قفس تن من است نگاهش می کنند مردمان انی که اشک بر زمین سرد می چکد بی صدا دارد باران می بارد و داغ تنهایی ام تازه می شود! نگو که نمی آیی نگو مرا همسفر دشت آسمان نیستی از ابتدای خلقت سخن از تنها سفر کردن نبود قول داده ای باز گردی از همان دم رفتنت تمام لحظه های بی قرار را بغض کرده ام و هر ثانیه که می گذرد روزها به اندازه هزار سال از هم فاصله می گیرند اشک و باران قصه ی پنهانی دنیای من رمز و راز بی بهار و بی تفاوت شعر بی پایان من با نبود عشق........دوری از......یک فکر چیست؟ با نبود دوست........خنده ی یکباره چیست؟ با نبودش روزها حیران شدند با نبودش ابرها ویران شدند شدت باران به گونه همچو سنگ ضربه های بی محابا می زند......دوری و من خواب های تیره ی ایام درد تیرگی فرسنگ ها از دل.....بخند! دارم میرم نگو نرو هوا هوای رفتنه هر چی بوده تموم شده چاره ما گذشتنه دارم میرم تا سرنوشت ما رو به بازی نگیره خوب می دونم این عاشقی از یاد هردومون میره دارم میرم نگو نرو وقته خداحافظیه قصه عاشقی نخون تو رو خدا گریه نکن غصه رفتن رو نخور بهتره که تموم کنیم تو هم دل و ازم ببر یادم میاد روزی رو که ما دو تا دلداده بودیم اما حالا می خندم و میگم چقدر ساده بودیم یادم میاد روزی رو که پر می کشیدیم واسه هم اما حالا نشسته جاش یه عالمه غصه و غم شاید دیگه نبینمت شاید نگاه آخره چشمای بی گناه تو آتیش به جونم میزنه سادگی اشتباه ما گناه ما دلبستنه جدایی سرنوشت تو تنهایی تقدیر منه!!!!! تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش غصّم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری شکایت از کسی نکن اگر چه خیلی دلخوری دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمنون دل نگرانتم همش اگه خطا کردم ببخش بازم منو به خاطر تمام خوبیات ببخش اصلاً فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتره، بگو منو نخواستی برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوستش داری اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - ♥گل یخ ♥ - 29-06-2012 جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها . . . جایی که فقط میخوای یکی باشه یکی بمونه نره ، واسه همیشه کنارت باشه من الان اونجام …..! … تو کجایی ؟ RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - Armina - 29-06-2012
پشت تنهایی من که رسیدی ،
گوشهایت را بگیر ! اینجا سکوت ، گوش تو را کر میکند اما ! چشمهایت را باز کن تا بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی هجوم سایه های خیال، سرابهای بی وقفه ی عشق، تک بوسه های سرد و فریادهای عقیم جوانی منظره ای به تو میدهد که میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی ...! RE: دیروز او را دیدم ...! - Armina - 29-06-2012 زرشک.....خودمون کم غم داریم...
RE: دیروز او را دیدم ...! - Roza.rad93 - 29-06-2012 دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - jojojo - 29-06-2012 دیگر به خاطر نبودنت بغض نمی کنم اونقدر به خودم این دروغ رو میگم تا راست شود _____________________________________ دیگر دلم بغض وگریه نمی خواهد میدانی چه می خواهد می خواهد تو را بیندازم تو یه جوب پر از لجن تا لجن ها بفهمند کثیف تر از خودشان نیز در دنیا وجود دارد RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - Armina - 30-06-2012 اما تو بگو «دوستي» ما به چه قيمت؟
امروز به اين قيمت، فردا به چه قيمت؟ ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ این حسرت دریاست تماشا به چه قيمت يك عمر جدايي به هواي نفسي وصل گيرم كه جوان گشت زليخا به چه قيمت از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست تاوان تو را ميدهم اما به چه قيمت مقصود اگر از ديدن دنيا فقط اين بود ديديم، ولي ديدن دنيا به چه قيمت RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - night vampire - 30-06-2012 در تمام مسیر طولانی که خود را همراه آن کرده بودم تسلیم دوست داشتنهایم شدم و هزاران بار بغض خود را در گلوی خود حبس کردم تو در دلم جوانه زدی و زیستی اما به خواست من ,و حال من به این زیستن خاتمه میدهم دل گمراهم بوی عطر عشق تو را ناخواسته و ندانسته به سوی من آورد فکر میکردم در پاییز هم می توان جوانه زد اما این بار ساقه های محبت در دل من خشک و سیاه شدند قلب عاشقانه ام را چه بی رحمانه سوزاندی لحظه های سبز و شیرین مرا چه ناعادلانه به سیاهی و تلخی کشاندی همیشه بر آن بودم که از عشق زیبایم برای همگان بخونم و فریاد برآرم که چگونه عاشق دوست داشتنت بودم اما هرگز این خروش عشق را در دل من باور نداشتی حالا دیگر شرمگین این دل خود شدم.... براستی چرا تورا ساختم ؟؟؟؟ چرا تورا ساختم ؟ چرا ترانه های عاشقی را برای تو سرودم؟ حال دیگر عشق من خفته است, دستانم دیگر آغوش گرمت را طلب نمی کنند وای بر من که چگونه در حسرت دوست داشتنت سوختم وای بر من که چگونه شب و روزم را آلوده ی تو کردم چه ناگاه بانگ نفسهایت را برایم خاموش کردی چه ناگاه شیشه ی دلم را با غرورت شکستی و چه ناگاه مرا در آتش عشق بی فروغت سوزاندی رهایت کردم,رهایت کردم که دیگر در قفس قلبم اسیرو درمانده نباشی عشق تو را برای خود یک خاطره ی جاویدانه ثبت خواهم کرد یقین داشته باش که دیگر سرزمین تشنه ی دلم را با وجود تو سیراب نخواهم کرد و گلهای زیبای باغچه ی عشقم را دیگر با نگاه تو آبیاری نخواهم کرد تقدیر را اینگونه برایم رقم زدی می توانست زیباتر از این باشد غنچه ایی در حال شکفتن باشد اما تو خواهان آن نبودی دیگر نمی مانم,می روم ,میروم و آن کلبه عاشقی و آن غروب پاییزی را با تمام زیبائیهایش به تو می سپارم پس رهایش نکن بگذار بپاس عشقی که به تو داشتم این خاطرات برای همیشه زنده بماند هرگز شوق سفر را با من نداشتی ... و هرگز مرا همراهی نکردی نمیدانم خانه عاشقی کجاست و به کدامین سو باید رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است. من تنها نیستم, لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم . ولی من باز چشم براهم... چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من |