![]() |
|
♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (/showthread.php?tid=11112) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
198
199
200
201
202
203
204
205
206
207
208
209
210
211
212
213
214
215
216
217
218
219
220
221
222
223
224
225
226
227
228
229
230
231
232
233
234
235
236
237
238
239
240
241
242
243
244
245
246
247
248
249
250
251
252
253
254
255
256
257
258
259
260
261
262
263
264
265
266
267
268
269
270
271
272
273
274
275
276
277
278
279
280
281
282
283
284
285
286
287
288
289
290
291
292
293
294
295
296
297
298
299
300
301
302
303
304
305
306
307
308
309
310
311
312
313
314
315
316
317
318
319
320
321
322
323
324
325
326
327
328
329
330
331
332
333
334
335
336
337
338
339
340
341
342
343
344
345
346
347
348
349
350
351
352
353
354
355
356
357
358
359
360
361
362
363
364
365
366
367
368
369
370
371
372
373
374
375
376
377
378
379
380
381
382
383
384
385
386
387
388
389
390
391
392
393
394
395
396
397
398
399
400
401
402
403
404
405
406
407
408
409
410
411
412
413
414
415
416
417
418
419
420
421
422
423
424
425
426
427
428
429
430
431
432
433
434
435
436
437
438
439
440
441
442
443
444
445
446
447
448
449
450
451
452
453
454
455
456
|
RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - serpico - 27-03-2012 چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - (nasim) - 27-03-2012 منو ببخش اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش اگه نگام گم ميشه تو شهر چشمات منو ببخش اگه شبا ستاتره هارو ميشمارم منو ببخش اگه همش پيش همه بهت ميگم دوستت دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه تورو ميسپارمت دست خدا منو ببخش اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما منو ببخش اگه واسه تو خيلي كمم تو يه فرشته اي و من خيلي باشم يه آدمم منو ببخش اگه ميخام بشي مال خودم منو ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم. منو ببخش........ RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - ♥ Sky Princess♥ - 27-03-2012 من دلم پر نیست اینا رو هم میخونم زار زار گریه میکنم ![]() ![]()
RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - خانوم گل - 27-03-2012 نسیم جان فوق العاده بود.خیلی زیبا بود. ممنونم ازت گلم. RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - serpico - 28-03-2012 اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیار اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی و هنوز دوستش داری RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - ~SoLTaN~ - 28-03-2012 غروب است ... يک غروب پاييزی ! غروبی که يادآور آن روزهاست ... به کوچه ی خاطره که می رسم ... کمی مکث ميکنم ... بر می گردم و کوچه را نگاه مي کنم ... چشمهايم را می بندم ... تا نبينم ديگر نيستی ... ديگر منتظر ... تکيه به ديوار زده ابتدای کوچه را با بی تابی نظاره گر نيستی تا من از راه برسم !!!! چشمهايم را می بندم تا نبينم دستان ديگری را در دست داری و لبخندت را ديگر به صورت من نمی پاشی !!! اينجا من هستم و تنهايی و غم و پاييز !!! اين روز های کشنده پاييز را بی تو چه کنم ؟ خاطرات قدم زدن در کوچه باغ نارنجی رنگ را چه کنم ؟ حس خواستنت را چه کنم ؟ نداشتنت را چه کنم ؟ .............................................................................................................. دلم را ...................چه کنم !!!!!.. ... RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - serpico - 28-03-2012 آری، در این بازار، سوداگری را شیوهای دیگر است، و کسی فهم کند که سودازده باشد و گرفتار موج سودا، که همسایهی دیوار به دیوار جنون است! و چه میگویم؟ جنون همسایه آرام و عاقل این دیوانهی ناآرام خطرناک است که در کوه خاره میافتد و مثل موم نرماش میکند، و در برج پولاد میگیرد و شمع بیزارش میسازد. و وای که چه شورانگیز و عظیم است عشق و ایمان! و دریغ که فهمهای خو کرده به اندکها و آلوده به پلیدیها، آن را به زن و هوس و پستی شهوت و پلیدی زر و دنائت زور و… و بالاخره به دنیا و به زندگیاش آغشتهاند! و دریغ! و دریغ که کسی در همهی عالم نمیداند که چه میگویم؟ که این عشق که در من افتاده است نه از آنهاست که آدمیان میشناسند. که آدمیان عشق خدا را میشناسند و عشق زن را و عشق زر را و عشق جاه را و از اینگونه… و آنچه با من است، نه، آنچه من با اویم، با این رنگها بیگانه است، عشقی است به معشوقی که از آدمیان است… اما… افسوس که… نیست! بی تو نمی توان خواند - istanbul - 28-03-2012 خدایا هر وقت می خواهم با تو حرف بزنم دهانم از حیرت باز می ماند و فکر می کنم کنار هزاران خورشید ایستاده ام و هر خورشیدی صدها بار بزرگتر از خورشید حقیری است که در اسمان نشسته است. خدایا نمی دانم تو را با چه نامی صدا کنم. هیچ نامی عظمت تورا در خود ندارد.هر کلمه هر نام فقط ذره ای ناچیز از جبروت بی انتهای توست. خدایا تو ابتدا نداری.تو در هیچ روزی نمی گنجی.نه شنبه می تواند میزبان تو بیشد نه جمعه.تو از روز ازل بوده ای وبرای افرینه های خود غزل سروده ای.تو مرا از همان روز می شناسی و میدانی که چگونه ام و در دلم چه می گذرد. خدایا تو چقدر خوبی خوب تر از باران هایی که از اسمان به زمین کوچ می کنند.خوبتر از هوا که اگر نباشد هیچ حرفی در خلا اغاز نمی شود.خوبتر از بهار که اگر نیاید لب غنچه ها به خنده باز نمی شود. خدایا ای بهترین اشنا از تو به کدام غریبی بناه ببرم؟!فقط اغوش بی انتهای تو می تواند بی هیچ منتی مرا گرم کند.فقط دستهای تو می توانند ابرهای بداخلاق و عقیم را از اسمان دلم بردارند و به جای ان افتابی زیبا بگذارند. خدایا بی تو نمی توان از عشق گفت.بی تو عاشق نمی توان بود.بی تو نمی توان خواند.بی تو نمی توان ماند.بی تو گلها رنگ و بویی ندارند و چشمها و ستاره ها سویی ندارند.خدایا جاده ها اگر به دیدار تو بیایند خطی زیبا بر دفتر هستی اند و گرنه به درها ختم مس شوند و خالی از خوشه های انگور و مستی اند. RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - sanaz_jojo - 31-03-2012 تو کجایی که ببینی کمرم خم شده است رفته ام ذره ای از زندگی ات کم شده است ذره ای بسته شده باز به وابستگی ات ذره ای گم شده در حاشیه زندگی ات باز هم صبحُ و ترافیکُ و منُ و سختی ها باز هم دور تسلسل سر بدبختیها باز هم وسوسه ی شعرُ و صف لیوانها باز هم شام شبُ و همهمه ی مهمانها باز انگار زری رفته کسی را دیده باز زن دوم حاجی دو قلو زاییده باز بحث است کسی رفته محلل شده است قیمت نفت ، طلا ، زن ، متحول شده است باز رویای تو کابوس بد بیداری ست باز افسردگیُ و حال بدم تکراری ست آه ،تو در بغلم بودیُ و تنها بودی عاشق واقعی ات بودم و رویا بودی خشک شد هستی ام از ریشه ولی گل کردم هر کسی هرچه که می گفت تحمل کردم بارها رفتمُ و هر بار توقف کردم عق زدم باز ولی روی خودم تف کردم عشق در لحظه باور به خودش هم شک کرد رگی از تیغ گذر کرد و غمت را حک کرد بعد تو شک همه دنیای مرا با خود برد خوره شد امدُ و احساس قشنگم را خورد شک به تو شک به خودم شک به خود شک حتی شک به اشکی که چکیده ست دقیقا اینجا بعد تو آنکه نبودم و نبایست شدم بعد تو هر چه که هر کس نتوانست شدم تو کجایی که ببینی چه به روزم آمد بعد تو بد شده ام ، مثل خودت خیلی بد بعد تو درد بدی بود مونث بودن سوژه ی خاله زنکهای مقدس بودن سوژه ای منحط و بی دین که شبی سنگ شده سوژه ای که به خدا باز دلش تنگ شده بعد تو ، دور خودم ، دور خودم چرخیدم سکه افتاد، خط آمد و تهش را دیدم بعد تو عشق من این پاکت سیگار شده می روم ظرف بشویم که تلنبار شده ممنون از "رویا" RE: بغـــــــــــــض قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... - ~SoLTaN~ - 01-04-2012 در میان خیابان های عشق بی هدف قدم میزدم ... همینطور که قدم میزدم ناگهان گذرم افتاد به قبرستان عشق !! تعجب کردم !! پیش خود گفتم : یعنی این قدر قلب شکسته وجود دارد ؟؟ همانطور که درون قبرستان قدم میزدم متوجه یک دل شدم که تازه به خاک سپرده شده بود ... کنار سنگ قبرش نشستم و برایش دعا کردم ... وقتی که برگ ها را از روی سنگ قبر کنار زدم دیدم ................. آن دله همان کسی بود که دله مرا شکسته بود ......... |