انجمن های تخصصی  فلش خور
بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) (/showthread.php?tid=291961)



RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - ғαறØᴜs_ραѕѕeя_βყ - 31-01-2021

تنها بودن تا یه دوره‌ای ترس داره،
 بعد از اون دوره دیگه با کسی بودن برات ترس داره!



RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - єη∂ℓєѕѕღ - 31-01-2021

امیدوارم یه روز که از خواب بیدار می‌شی
دلتنگم بشی
اما بیشتر از این
امیدوارم روزی برسه که از خواب بیدار بشم
و دلتنگت نباشم


RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - ƁяιƖƖιαηт - 31-01-2021

وتورا به هیچ اتفاق بهتری نخواهم داد#جانا


RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - Emmɑ - 31-01-2021



میگیره از تو سَرَم دَرد ، چشام از گریه وَرَم کرد (:
صورتم شکسته تَنَم زرد ، نگام خسته بَدَن سرد ((((:






RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - *Aɴѕel* - 31-01-2021

دیروز گریستم برای تمامی روزهایی که گرفتار، خسته و یا عصبانی بودم...برای تمامی روزها و تمامی نگرش‌هایم! برای تمامی لحظاتی که سبب بی‌حرمتی، بی‌احترامی و جدایی از خودم شده و موجب شده بود، انعکاس رفتار دیگران در من چنان باشد که خود نیز همان رفتار را با خودم داشته باشم.دیروز برای تمام تلاش‌هایی که کرده بودم تا دیگران دوستم بدارند گریستم!
برای تمامی خواسته‌هایی که میسّر نشد و برای تمامی کارهایی که فقط به خاطر خشنودی اطرافیانم انجام دادم و بازتاب آن در خودم جز خلا روحی، درد جسمی و خستگی بی‌حد،‌ چیزی نبود!
دیروز گریستم
چـون گاهـی جز گریه کاری نمی‌توان کرد ...
دیروز گریستم
به این خاطر که رنجیده بودم،
به این خاطر که مرا رنجانده بودند
و به این خاطر که منِ رنجور راهی نداشتم جز اینکه در دردی عمیق فرو روم
زمانی که در این درد فرو می‌روی رنج تو را بیدار می‌کند.
دیروز گریستم
به خاطر این که خیلی دیر شده بود و به‌ خاطر این که وقتش رسیده بود!
دیروز گریستم
به این خاطر که روحم به تمامی چیزهایی که نیاز بود بدانم واقف بود.
دیروز با تمامی روحم گریستم و او را راضی کردم
حالِ بسیار بدی داشتم
امّا
در میان گریه‌هایم احساس رهایی می کردم...
اریانفر
پارت ۱


RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - єη∂ℓєѕѕღ - 31-01-2021

میخوام امشب قصه ی زندگیمو براتون بگم
ب نام خدا دلیل زندگی کردنم رفت


RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - єη∂ℓєѕѕღ - 31-01-2021

★彡 من مغرور تریـن دلتنگ ایـن شهرم! 彡


RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - *Aɴѕel* - 31-01-2021

بعضی‌ها یک جوری می‌گویند خودت باش، انگار ما خوشِمان می‌آید که بخش‌هایی از وجودمان را پنهان کنیم یا وانمود کنیم آدمی هستیم که دیگران می‌خواهند. ما گاهی به اجبار نقاب می‌زنیم چون این نقاب یک سپر دفاعی است. چون آدم‌های‌ زیادی، از شدّتِ فشارِ قضاوت و آزارهای کلامی بابت چیزی که هستند، خودکشی می‌کنند. چون ما گاهی اوقات به شکل عجیبی بی‌رحم و آسیب زننده می‌شویم. چون فکر می‌کنیم فقط یک روشِ زیستن وجود دارد و آن شیوه‌ی زندگی ماست و هر کسی شبیه ما نباشد قابل تحمّل نیست. چند بار با کلامِمان دیگری را لِه کردیم؟ بدتر از همه این است که خودِ نبودن و پنهان شدن زیر نقاب هم "درد" دارد! طاقت فرساست و رنج آور. برای همین آدم گاهی در زندگی‌اش در جست‌وجوی کسی است که در کنارش احساس امنیت داشته باشد، حس خوب قضاوت نشدن، پذیرفته شدن برای چیزی که هست، بی‌نقاب، عریان، یک خودِ حقیقی و عاری از پسند‌های دیگران.
اریا نفر
پارت ۲


RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - Emmɑ - 01-02-2021

خیانت اِلزاما همخوابی با یک نفر دیگه نیست!
پنهان کردن ساده ترین اتفاقاتی که طرفت باید بدونه ولی نمی دونه اصلِ خیانته?



RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) - ғαறØᴜs_ραѕѕeя_βყ - 01-02-2021

خیلی خوبه که بعضیا ﺑﺪﻭﻧﻦ ﺍﮔﺮ چیزی ﺭﻭ 
ﺑـﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻧﻤﻴﺎﺭﯼ ﺍﺯﺳﺎﺩگیت ﻧﻴﺴﺖ ، بلکه 
ﺩﺍﺭﯼ ﺣﺮﻣﺖ ﻳﻪ ﺭﻭﺯﺍﻳﯽ ﺭﻭ ﻧﮕﻪ 
میداریﮐﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﻳﺎﺩﺷﻮﻥ ﺭﻓﺘﻪ
حرمتی که واسه امثال بعضی ها فقط ی واژه غریبس!