![]() |
|
تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +--- موضوع: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ (/showthread.php?tid=301753) صفحهها:
1
2
|
تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - فرنودِ بن گیومرث - 11-03-2026 ![]() سلام فلشخوریها! این بزرگترین پیشفرض ذهنی ماست که امسال کمتر از هر سالی رنگ و بوی عید احساس میشه. (خصوصا که این روزها، خبر حذف انجمن فلشخور هم مزید بر علت شده!) من عموما آدم رضایتمندیام. اونقدر رضایتمند که بعضی وقتها افراد فکر میکنند من متوجه رنج جهان نیستم. اما حتی من هم این روزها بسیار بهمریخته و بیحوصلهام. دیشب داشتم به همه بهمریختگیها در این روزهای پایانی سال فکر میکردم که یک لحظه کل وجودم رو برق گرفت! یک آن متوجه شدم که "ما دقیقا همون اسطوره خیلی خیلی قدیمی برای سال نو رو تجربه میکنیم" تا بحال فکر کردید زمان میتونه غیرخطی باشه؟ یعنی این زمان خطی که انگار جهان از جایی شروع شده و به سمتی میره، اصطلاحا به زمان خطی مسیانیک شناخته میشه که با عهدین عتیق و ایمان در مسیحیت شکل میگیره. انگار ما منتظر زمان موعود هستیم که در انتهای تاریخ وجود داره. تا پیش از اون، زمان دایرهای بود. قدما معتقد بودند که جهان در هر دور، تکراری از دور پیشین خودشه و در نهایت، همهچیز تکراری از نمونه ازلی خودشه. فهمی که از سال نو داشتند، درواقع تکرار آفرینش ازلی بود. وقتی سرود آفرینش رو در سال نو میخوندند یا حتی نمایشی از اون رو اجرا میکردند، تصور میکردند که واقعا دارند جهان رو از ابتدا خلق میکنند. و این خلق و آفرینش، در بسیاری از اسطوره قومها، همراه با جنگ و رزم دو نیرو بوده. در ابتدای آفرینش همیشه یه آشوبی وجود داره که بهش میگن آشوب ازلی. نیرویی که نیروی دیگه رو شکست میده، به نوعی با این پیروزی، آشوب رو از بین میبره و در سراسر جهان نظم رو ایجاد میکنه. این آشوب بعدتر به شکل مار تبلور پیدا میکنه.(تصویر لویاتان رو یادآوری میکنم براتون) اونقدر این زدن سر مار مهم میشه که معمارهای قدیمی، موقع ساخت خونه، به صاحب ملک این تضمین رو میدادند که موقع کوبیدن میخ خونه به زمین، سر ماری که در زیر زمین هست و در ابتدای آفرینش توسط خدا کشته شده رو نشونه میگیرند تا صاحب ملک خیالش راحت باشه که با زدن میخ خانه در سر مار، خانه همیشه سالم و آباد میمونه. موقع اجرای مراسم سال نو، حتی این آشوب رو به نمایش میذاشتند. مثلا افرادی که ثروتمند بودند لباسهای کهنه میپوشیدند و بالعکس. بعد بهمحض اجرای آیین سال نو(که خودشون عمل آفرینش میدونستند) همهچیز به نظم ابتدایی خودش برمیگشته. میدونم که همه اینها قصهست. اما من فکر میکنم همهچیز قصهست. نه فقط اسطورهها و بعد از اون دین. همه ما قصههای شخصی خودمون رو داریم که داخلش زندگی میکنیم و چیزها رو برای خودمون توجیه میکنیم. فکر کردم شاید نوشتن و یادآوری یه قصه خیلی خیلی کهن که از قضا به آشوب وحشتناک این روزهای ما خیلی نزدیکه، بتونه اوضاع رو برامون بهتر کنه. متن بالا مقدمهای بود برای اینکه ازتون دعوت کنم در این تاپیک راجع به سالی که گذشت و سال پیشرو بنویسید. میتونه خیلی کلی باشه و در حد دو سه خط و یا خیلی شخصی باشه و چندین پاراگراف رو شامل بشه. بیاید قصههامون رو برای هم تعریف کنیم. RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - saba 3 - 11-03-2026 سال ۱۴۰۴ برای من سال پارادوکس بود! سال دویدن و نرسیدن، خواستن و نشدن! سال رسیدن به بن بست و درهای باز! در کنار همه نشدنها وقتی به خودم اومدم دیدم یه باب جدیدی برام باز شده که فکرش نمیکردم، یه پیشرفت! ولی خب در زمینهای که نمیخواستم انگار زندگی با من در ستیز بود ولی من یادگرفتم تا با اون و خودم در صلح باشم! (: یادگرفتم من مسئول زندگی کسی نیستم و باید آدمهای سمی از زندگیم حذف کنم! ۱۴۰۵ برای من تبلوره، سال بلند شدن از خاکستر! با ایدههایی نو، اهدافی جدید، همتی بلند، انگیزهای بیشتر! بیشتر از قبل داشته هام میبینم و بهشون میبالم! RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Berserk - 11-03-2026 من ی توییتی خوندم که هیچی بهتر از اون نمیتونه امسال رو توصیف کنه: ۴۰۴ سال نبود، ارور بود نه تنها زندگی تو بُعد فردی برام جهنم بود تو بعد اجتماعی هم جهنم شد ولی درس های زیادی هم داشت. رشد شخصیتی هم بود. موفقیت هایی هم اینجا و اونجا حاصل شد. فقط امیدوارم چند سال بعد وقتی خواستیم قصه ی ساختن روزای خوب رو تعریف کنیم بگیم: «همه چی از سال ۴۰۴ شروع شد... » RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - سهَند - 11-03-2026 سال ۴۰۴ احتمالا جزو بهترین سالهای زندگی خیلی از ماها شده و قراره که بشه. قبلا ها اگه یادتون باشه یه مدت تو اینجا نام کاربریم ۴۰۴ بود و انتخابش برام یه دلیل شخصی داشت و هیچوقت فکر نمیکردم که سال ۴۰۴ قرار باشه که این شکلی بشه و شروع اتفاقات بزرگ سالی بود که من خیلی تلاش کردم برای رسیدن به هدفی که برای زندگیم دارم و تا حد زیادی هم تو این زمینه خوب عمل کردم ولی خب چون پروسش طولانیه و خیلی به اتفاقات بزرگتر از من بستگی داره فعلا نتیجش معلوم نیست ولی امیدوارم که تا ۵ سال دیگه بتونم نتیجه بگیرم ازش احتمالا تا سال بعد همه چی خیلی مشخص تر و دقیق تر پیش خواهد رفت و اتفاقات خیلی قشنگ تر از الان رخ خواهد داد RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Faust - 11-03-2026 در سال ۴۰۴ مینویسم روزهای سختی را گذراندیم و سال ها بعد از ما چیزی به جز نوشتههایی در کتاب تاریخ کودکان باقی نخواهد ماند .. من مینویسم غمگین بودیم ، غمگین هستیم تو بخوان این روزا خورشید غمگین است ، ماه غمگین است ، پرتقال ها غمگین اند ،ماهی و سبزه عید غمگینند .. صدایم ، سکوتم ، لبخندم غمگین است. خاطرات شادِ اندک غمگین است ، خاطراتِ بی شمارِ غمگین ، غمگین تر ! این تقلای جان فرسا برای به کلمه درآوردن چیزی که در حال زیستنش هستم جان فرساست ! من در خود ایران زندگی میکنم و دلم برای خود "ایران" تنگ شده است . فاصله افتاده بین من و ایران گرچه روی این خاک ایستاده ام. چقدر باید دوید و به کدام طرف باید رفت؟ هیچوقت امیدم را از دست ندادم ، اما حال با جان کندن شعلههارا زنده نگه داشته ام .. دلم تنگ شده ، برای همه دلم تنگ شده. وقتی حالم بده ، حس میکنم به دردهای خودم و دیگران نزدیک ترم .. آدم میتونه با یه آدم قهر کنه چون از اون دلخوره و حال میتونه با جهان هم قهر کنه چون از هستی دلخوره ! مینویسم برای ۴۰۵ برای آغاز بهار وطن ترک برداشته ، خانه ترک برداشته ، معنا ترک برداشته و ماهم بدنبال آنها ترک برداشته ایم .. فروغ فرخزاد میفرمایید " من از سلالهی درختانم ، تنفس هوای مانده ملولم میکند .." کاش این بهار ، نسیمی بدمد میان شکاف ها ، گلی بروید میان آن ها و آفتاب بتابد بر این سرزمین به خواب زمستانی رفته ..! و زنده شویم از تنفس هوای تازه ... امید هست ♡ RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - esiesi - 11-03-2026 پارادوکس نمیدونید چقدر با این بیانیه ی یک کلمه ای موافقم مرگ و به همراهش تولد، پیدا کردن و گم کردن، دروغ و حقیقت، مکالمه های عمیق و ژاژ خاییدن، زندگی سالم و زنده موندن ناسالم سالی که با رالی مرگ شروع شد انگار، کاملا یادمه که ۷ روز ۷ روز اتفاق میفتاد. کاری که بهش علاقه داشتم داشت اوج میگرفت و هی همه چیز عوض میشد اما دیگه نتونست، بعد از آخرین ماه درخشان توی اوج باهاش خداحافظی کردم. زمین زیر اون خونه نشست کرد اما نماش درست بود پس باید خراب میشد، پس باید وسایلمو توی جعبه های کارتنی بزرگی میچیدم و انگار که یه طلسم شوم روی شونه هام نشسته باشه به محض لمس کردن هر وسیله انگار یک پروژکتور خیلی خیلی بزرگ توی تمام آسمون اون حافظه ی تصویری رو دوباره نشون میداد. در مورد نصف این سال نمیتونم حتی نظری داشته باشم. پس نتیجه میگیریم که از بوجک هورسمن دیدن به بوجک هورسمن بودن میرسیم. انقدر نمیدونم و نمیدونم، که احتمالا این نوشته برای نصفتون غیرقابل درک خواهد بود ۴۰۴ هنوز تموم نشده اما تا آخرین روزاش کوتاه نیومد. شاید تا آخریش باشیم یا نباشیم. در هر صورت چند روز دیگه باید هفت سین چیده باشیم و امیدوار به "بهتر بودن سال بعدی". پس هر کی که بود به جای هر کی که نبود نوروز رو به همه تبریک بگه، به جای همشون گل ها رو ببینه و راه بره، بذاره آفتاب روی پوست تنش برقصه و موزیک موهاشو نوازش کنه یا حتی به جای همشون توی بارون نم نم رشت چای بخوره و سیگار دود کنه. پسر حتی نمیدونم از کجا شروع کردم به گفتن که الان اینجام فقط مراقب خودتون باشین و سعی کنین کنین زنده بمونین RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Đęąđ.ğïřł - 11-03-2026 روایت من نامه ای به این دو عزیزه: برای ۴۰۴عزیز ما برای آمدنت لباس نو برتن کردیم،خانههایمان را آب و جارو کردیم. از در و همسایه سراغت را گرفتیم و منتظر آمدنت شدیم. آمدی ولی رسم مهمان نوازی به جا نیاوردی. آمدی ولی زمانی که حرف از زدن شد رد عمیقی بر قلب صاحبخانه گذاشتی گویی میخواستی رد آمدن و رفتنت در تاریخ تا ابدیت ماندگار شود. ما ردت را ترمیم میکنیم. ما برای ترمیم سال ها آموزش دیده ایم. گلایهای از تو نیست فقط بدان این صاحب خانه تا ابد لبش میخندد هرچند تنش رد یادگاری مهمانهایی همچون تو باشد. برای ۴۰۵ عزیز شایدآنچنان در خور باشد استقبال نیامده باشیم ولی بدان با ورودت حضور گرمت را حس کرده و با لبخندهای کم و بیش عمیق به رویت لبخند میزنیم. ملامت نکن و با روی خوش بیا و بمان و در زمان موعد ترکمان کن. از تو جز مدارا و کمک به ترمیم زخمها چیزی نمیخواهیم. سال ۴۰۴ برام در بعد زندگی فردی و اجتماعی پر از خستگی و رنج بود که امیدوارم ۴۰۵ جواب منطقی برای این رنج ها رو بده. RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - †ᴾᴼᴵˢᴼᴺ† - 11-03-2026 چطور بگم! مغزم آلزایمر داره تو بدن ی ۲۴ساله ک خب واقن ناراحت کنندس و مطمعنم از لایف استایلمه هرسالی ک شروع میشه با دیدن ماهی و بوی بهار قلبم شرو میکنه بگه عارفه امسال خوبه امسال سال توعه متاسفانه اینطور نیست !امید یک توهمه و من از همه وجودم ک هروز میخاد ب خیالبافی وصل بشه ک زنده بمونه خستم بضیا رو میبینم ذاتا پر از مهربونی و امیدن شاید اونا بتونن ولی من دیگه ن! بای ۴۰۴ درود ۴۰۵ لطفا نذار حق با من باشه RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - shghyegh - 11-03-2026 یادمه موقع تحویل سال ۴۰۴ تو ذهنم با خودم گفتم امسال دیگه میترکونی میگفتم امسال مطمئنم خیلی متفاوت میشه نترکوندم ولی خیلی متفاوت شد @_@ تو ۲۳ سال زندگیم خیلی موقعیتای مختلفو از بچگی تا الان دیدم سال 8.8 و دیدم ، ترس تو نگاه همه از وجود عبدالمالک ر...یگی رو دیدم، کرونا رو دیدم ، غم تو نگاه هم کلاسیام از فاجعه ی 9.8 و دیدم ، سنگینی نگاهای آدمای ابله ب موهام تو ۴۰۱ و دیدم ولی هیچی برام ب اندازه ی اتفاقای ۱۴۰۴ انقد عجیب نبود انگار اینجوریه: قبل ۴۰۴ vsبعد ۴۰۴ هم تو زندگی شخصی ی عالمه تغییر داشتم هم دارم میبینم ک تو دنیا چقددد تغییر داره اتفاق میوفته و تاحالا انقد امیدوار نبودم(: بقول بچه ها ، نفهمیدم کِی نزدیک عید شد واقعا کمتر از ۱۰ روز دیگه عیده ولی همه ی حواسمون ی جا دیگس دیگه خریدو لباسو سفرو عید دیدنی انگار برام مهم نیس فقط منتظر خبرای خوبم تو این مدت خیلی آدما از زندگیم حذف شدن ی سری آدمای سمی دیگه رو هم هنوز نتونستم حذف کنم سال ۱۴۰۵ برام مثل ی درِ بزرگو محکم میمونه که همه منتظریم باز بشه حسم میگه ۴۰۵ قراره پشمای هممون بریزه و همین حس داره بهم امید و انگیزه میده هممون فقط در تلاشیم ک از این برهه بگذریم و بعد به ادامه فک کنیم در کل ۴۰۵ بنظرم خییییلی قراره باحال باشه و کلی خوش میگذرونییییم
RE: تاپیک سال نو ۱۴۰۵ شمسی | در عطا و لقای ۱۴۰۴ - Emmɑ - 11-03-2026 به قول شقایق میخواستیم امسال بترکونیم ولی 404 مارو ترکوند |