![]() |
|
یه داستان خیلی خیلی غمگین - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: داستان و رمان (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=67) +---- موضوع: یه داستان خیلی خیلی غمگین (/showthread.php?tid=39292) صفحهها:
1
2
|
یه داستان خیلی خیلی غمگین - TinaMk - 22-07-2013 خوب یه داستان غمگین خوانواده ای فقیر بودندمادر به بچه قول داده بواگه نمره هات خوب بشه برات جایزه میگیرم بچه تمام نمراتش بیست شده پدراون بچه سخت کار میکرد وروزیپونصد تومان میگرفت مادر به دنبال بچه رفت ووقتی کارنامش راگرفت تمام نمراتش بیست بودمادر گفت چه برایت بگیرم پسر گفت ماوضع خوبی نداریم چیزی نمیخوام مادر اصرارکرد پسر گفت پس امروز ناهار خورشت قورمه سبزی درست کن مادر اصلا مواد ان رانداشت رفت بیرون گدایی کرد کمی پول گیر اورد ووسایلش راخرید پدر که به خانه امد داد زد وگفت چرا گدایی کردی پسر گفت پدر تقصیر من بود من گفتم پدر پسررا حول داد سر سرش خورد به میز ومردپدر که نفهمید پسر مرده مادرش را به باکتک گرفت مادر تا کتکش تمام شد به پسرش سرزد اما شانسی نبود RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - nazanin_nr - 23-07-2013 زیاد غمگین نبود RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - aCrimoniouSs - 23-07-2013 خواهش میکنم اسپم ندین. اسپم هآ پاک شدند. RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - TinaMk - 24-07-2013 اسپم نده خواهش میکنم RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - مهوش - 24-07-2013 ممنونم
RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - tina92 - 24-07-2013 ![]() ![]() ![]() ![]()
RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - عسل{مبینا} - 24-07-2013 من اینو خوندم تو خییییییییییییلی خلاصش کردی اصلش بهتره RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - ★BlAcK EvIl★ - 24-07-2013 ممنون
RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - neda13 - 24-07-2013 ممنونم
RE: یه داستان خیلی خیلی غمگین - تینا2013 - 24-07-2013 خوب بودولی غمگین ![]() ![]()
|