انجمن های تخصصی  فلش خور
** داستان زمونه ما جوونا ** - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+--- موضوع: ** داستان زمونه ما جوونا ** (/showthread.php?tid=61443)



** داستان زمونه ما جوونا ** - seyed mohamad hoseiny - 27-09-2013

** داستان زمونه ما جوونا **

پسرگفت: اگر میخواهی با هم بمانیم باید همه جوره با من باشی.

دخترک که به شدت پسر رو دوست داشت گفت: باشه عزیزم هرچی تو بگی.

پسرک دختر را عریان کرد، دخترآرام میلرزید ولی سخن نمیگفت میترسید.

میترسید عشقش ناراحت شود..پسرک مانندابری سیاه دختر را به آغوش کشید.

و بدون کوچیکترین بوسه شروع کرد.. دخترک آهی کشید.

و پسرک مانند چرخ خیاطی بالا و پایین میشد.

دخترک بدنش میسوخت ولی صدایی نمیداد.

پسرم چند تکان خورد و در کنار دخترک افتاد،دخترک بالبخند گفت: آروم شدی عروسکم!

پسرک آروم خندید و لباس هایش را پوشید و رفت.

دخترک ساعتی بعد تلفن را برداشت زنگ زد وگفت:

سلام عشقم.

وپسرک مثل همیشه نبود و تنها گفت: دیگر بمن زنگ نزن و قطع کرد.

دخترک عروسکش را بغل گرفت و در کنج اتاقش آروم گریست.

...چند سال گذشت/تبریک میگویم به پسرک!
همان دخترک زیبا شد فاحشه قصه ها

** داستان زمونه ما جوونا ** 1

همه میخوننو نظر نمیدن. بابا خب یه چیزی بگینHuhSad