28-08-2013، 14:46
وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست
وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداست
وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونی
بدونی...
نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم
نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم
نمی تونم ، نمی خوام...نمی تونم ، نمی خوام...
اگه من میخوام برم امروز و تنهات بذارم
تنهات بذارم...
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارم
اما من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل آسمون بی ستاره خاموشت کنم...
خاموشت کنم...
نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم
نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم
نمی تونم ، نمی خوام...نمی تونم ، نمی خوام...
صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه ی جدایی و خداحافظی رو گفتنه...
نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم
نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم
نمی تونم ، نمی خوام...نمی تونم ، نمی خوام...

بازی آنلاین
آپلود عکس


![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



