12-08-2014، 11:45
بررسي مواردي كه منجر به معافيت فوتباليستهاي ايراني شدهاند نشان ميدهد ما چه پتانسيل بالايي براي صادرات غيرنفتي داريم، اما به دليل بيتوجهي مسوولان، اين فرصتها را از دست دادهايم. معاف شدن فوتباليستي به بهانه قطع نخاع و فوتباليست ديگري كه كارت معافيتش به دليل نابينايي صادر شده نشان ميدهد كه آدميزاد اگر اراده داشته باشد، حتي واريكوسل با آن اسم قشنگي هم كه دارد نميتواند مانع از پيشرفت او بشود.
-سلام مادر جان، در خدمتم.
-مادر جان و مرض، به من ميخوره مادر تو باشم؟ من فقط بدون آرايش اومدم بيرون، يه مقدار شكسته بهنظر ميرسم.
-بفرماييد خواهرم، در خدمتتون هستم.
-كارت معافيت داري؟
-براي خودتون ميخواين؟ (نگاه غضبآلود زن) آهان، براي آقازاده؟ مشكل خاصي هم داره؟
-آره، فوتبال بازي ميكنه!
-خب اينكه خوبه، مشكلش كجاست؟
- مشكلش اينجاست كه پول خوبي ميگيره، نميتونه دو سال وقت بذاره بره سربازي.
- اينجوري كه نميشه، حتما بايد يه مشكلي داشته باشه... پدر داره؟
-يكي داره!
-متاسفانه براي معافيت كافي نيست.
-يه پدر براي معافيت كافي نيست؟ چند تا بايد داشته باشه دقيقا؟
- نه خواهرم، منظورم اينه كه دليل قاطع ميخواد. پدرش مشكل خاصي نداره؟
- نه، خيلي هم آقاست، سرحال، سرزنده، قوي، پرانرژي، اوووف
- اينجوري نميشه كه، حتما بايد يه مشكلاتي داشته باشه.
-داغون، نفله، بيبخار، زاقارت
- خودتون چي؟ خودتون مشكلي ندارين؟
- من از اول ميدونستم تو يه ريگي به كفشت هست، مرتيكه هيز. من چه مشكلي دارم؟ دو بار باهات خنديدم فكر كردي خبريه؟
- اما شما اصلا نخنديدي!
- ميخنديدم ميخواستي چي بگي؟!
- خواهرم اصلا شما و پدرش هيچي...
-خودت و پدر و مادرت هيچي، هفت جد و آبادت هيچي...
-شما چرا اينقدر عصباني هستيد؟ منظورم اينه كه خود آقا پسرتونم هيچ مشكلي ندارن؟
- نه، چه مشكلي داره؟ پسر بزرگ كردم مثل پنجه آفتاب، قد و بالاش توي محل زبانزده، چشم داره عينهو عقاب...
-مگه اومدي خواستگاري خواهر من؟ دو ساعته اومدي وقت منو گرفتي واسه معافيت، تن به هيچ مشكلي نميدي.
- تو بگو، من تن ميدم. فقط معقول باشه.
- ببين ما الان بايد يه بهانهاي براي معافيت جور كنيم.
- جور كنيم.
- مشكل بينايي نداره؟
- نه، فقط عينك آفتابي ميزنه. خيلي بهش ميآد، بايد خودت ببيني، يه روز....
- باشه فهميدم، مشكل بينايي نداره. كف پاش صاف نيست؟
- نه
- كف دستش عرق نميكنه؟
- نه
- معدهاش ناراحت نيست؟
- نه، دلت نخواد خوب كار ميكنه.
- كمردرد؟ زانو درد؟ گرفتگي عضلاني؟
- نه
- ببين خواهر من، بالاخره رستم هم با اون عظمتش گاهي يه سرفهاي ميكرد. اين شازده پسر شما هيچ مشكلي نداره؟ عصباني هم نميشه حتي؟
- چرا چرا، خيلي عصباني ميشه.
- خب خدا رو شكر، چرا عصباني ميشه؟
- وقتي اتوي موش خراب ميشه اصلا نميشه سمتش رفت. داغون ميشه بيچاره بچهام. ديگه مجبور ميشه از سشوار استفاده كنه.
- آخي، ميدونم خيلي دردناكه. خب خوبه، روي همين موضوع اقدام ميكنيم.
- ببخشيد اسم بيماريش چيه؟ خيلي برامون مهمه. آخه پسر زري خانوم واريكوسل داره، گفتم بد نيست اينم يه اسم باكلاسي داشته باشه.
- خيالتون راحت، اسمش خوبه، بهش ميگن اتوماسيون!
- ئه، چه جالب؛ من فكر ميكردم اتوماسيون واسه كارهاي اداريه.
- آره، ولي به دليل مشكلات زندگي، بعد از ساعت اداري كار آزاد انجام ميده. مجبوره، ميفهمي؟
-سلام مادر جان، در خدمتم.
-مادر جان و مرض، به من ميخوره مادر تو باشم؟ من فقط بدون آرايش اومدم بيرون، يه مقدار شكسته بهنظر ميرسم.
-بفرماييد خواهرم، در خدمتتون هستم.
-كارت معافيت داري؟
-براي خودتون ميخواين؟ (نگاه غضبآلود زن) آهان، براي آقازاده؟ مشكل خاصي هم داره؟
-آره، فوتبال بازي ميكنه!
-خب اينكه خوبه، مشكلش كجاست؟
- مشكلش اينجاست كه پول خوبي ميگيره، نميتونه دو سال وقت بذاره بره سربازي.
- اينجوري كه نميشه، حتما بايد يه مشكلي داشته باشه... پدر داره؟
-يكي داره!
-متاسفانه براي معافيت كافي نيست.
-يه پدر براي معافيت كافي نيست؟ چند تا بايد داشته باشه دقيقا؟
- نه خواهرم، منظورم اينه كه دليل قاطع ميخواد. پدرش مشكل خاصي نداره؟
- نه، خيلي هم آقاست، سرحال، سرزنده، قوي، پرانرژي، اوووف
- اينجوري نميشه كه، حتما بايد يه مشكلاتي داشته باشه.
-داغون، نفله، بيبخار، زاقارت
- خودتون چي؟ خودتون مشكلي ندارين؟
- من از اول ميدونستم تو يه ريگي به كفشت هست، مرتيكه هيز. من چه مشكلي دارم؟ دو بار باهات خنديدم فكر كردي خبريه؟
- اما شما اصلا نخنديدي!
- ميخنديدم ميخواستي چي بگي؟!
- خواهرم اصلا شما و پدرش هيچي...
-خودت و پدر و مادرت هيچي، هفت جد و آبادت هيچي...
-شما چرا اينقدر عصباني هستيد؟ منظورم اينه كه خود آقا پسرتونم هيچ مشكلي ندارن؟
- نه، چه مشكلي داره؟ پسر بزرگ كردم مثل پنجه آفتاب، قد و بالاش توي محل زبانزده، چشم داره عينهو عقاب...
-مگه اومدي خواستگاري خواهر من؟ دو ساعته اومدي وقت منو گرفتي واسه معافيت، تن به هيچ مشكلي نميدي.
- تو بگو، من تن ميدم. فقط معقول باشه.
- ببين ما الان بايد يه بهانهاي براي معافيت جور كنيم.
- جور كنيم.
- مشكل بينايي نداره؟
- نه، فقط عينك آفتابي ميزنه. خيلي بهش ميآد، بايد خودت ببيني، يه روز....
- باشه فهميدم، مشكل بينايي نداره. كف پاش صاف نيست؟
- نه
- كف دستش عرق نميكنه؟
- نه
- معدهاش ناراحت نيست؟
- نه، دلت نخواد خوب كار ميكنه.
- كمردرد؟ زانو درد؟ گرفتگي عضلاني؟
- نه
- ببين خواهر من، بالاخره رستم هم با اون عظمتش گاهي يه سرفهاي ميكرد. اين شازده پسر شما هيچ مشكلي نداره؟ عصباني هم نميشه حتي؟
- چرا چرا، خيلي عصباني ميشه.
- خب خدا رو شكر، چرا عصباني ميشه؟
- وقتي اتوي موش خراب ميشه اصلا نميشه سمتش رفت. داغون ميشه بيچاره بچهام. ديگه مجبور ميشه از سشوار استفاده كنه.
- آخي، ميدونم خيلي دردناكه. خب خوبه، روي همين موضوع اقدام ميكنيم.
- ببخشيد اسم بيماريش چيه؟ خيلي برامون مهمه. آخه پسر زري خانوم واريكوسل داره، گفتم بد نيست اينم يه اسم باكلاسي داشته باشه.
- خيالتون راحت، اسمش خوبه، بهش ميگن اتوماسيون!
- ئه، چه جالب؛ من فكر ميكردم اتوماسيون واسه كارهاي اداريه.
- آره، ولي به دليل مشكلات زندگي، بعد از ساعت اداري كار آزاد انجام ميده. مجبوره، ميفهمي؟

بازی آنلاین
آپلود عکس


![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



