نظرسنجی: هنوزم هستيد؟؟؟؟؟
بلييييي
خيرررررررر
[نمایش نتایج]
 
توضیح: این یک نظرسنجی عمومی‌است. کاربران می‌توانند گزینه‌ی انتخابی شما را مشاهده کنند.
امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 3.48
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

" مروری بر دفترچه خاطرات فلشخور "

عضو شدنِ اینجا...
یادش بخیر... 

میرفتم تو مرورگر میزدم بازی آنلاین، اینجا میومد بالا و کلی بازیای مختلف میکردم، ساعت‌ها مشغول میشدم، یه سونی اریکسون با سیمکارت ایرانسل کافی بود تا وصلش کنم به کامپیوتر و اینترنتم وصل بشه  Smile
آخه از دایل‌آپ گذر کرده بودم ولی هنوز نتونسته بودم پدر رو متقاعد کنم ک adsl بگیره برا خونه

گاها دستم خورده بود و تو محیط انجمن هم وارد شده بودم ولی چون برام ناشناخته بود اصن نمیخوندم ک بفهمم چخبره، یادمه جوین هم شده بودم ویه اکانت دیگه هم داشتم، ازین اسم عجق وجقا، تا یه روز بعد از اینکه خونمونو عوض کردیم و adsl 128 کیلوبیت مخابراتم وصل شد بطور جدی وارد انجمن شدم Smile

زیاد حرف نمیزدم اینجا و تو موضوعات مشارکت نمیکردم ولی کانسپت چیزی ب اسم انجمن خیلی بهم حال داده بود... بیستر تو وبلاگ این و اون پلاس بودم و یاهو مسنجر و نیمباز. 

این انجمن باعث شد تا عضو انجمن کی‌پاپ هم بشم... 
یادمه اونجا گرافیک خیییییلییییی خفن تری داشت نسبت ب محیط اینجا ک برام ساده بود و اونجا کلی دوستای خوب و خفن پیدا کردم ک اینجا هم اکانت داشتن  Big Grin

هیچی دیگ، وارد دنیای انجمن‌ها و چتروم‌ها شدم
از چتروم باران که تا خداااا پر ممبر بود و نمیفهمیدی چی داری میگی
تا چتروم پارسی چت ک دیگه برامون شد یه پاتوق

و دوستایی ک اون موقع اکثرا سنشون از من بیشتر بود

و انجمن سطحی از زندگی من رو پوشوند ک یادمه مسافرت هم که میرفتم با موبایل با دوستای مجازی داخل انجمنم اس ام اس بازی میکردم و کلی تلفنی حرف میزدیم یادش بخیر  Big Grin
اون موقع رو تلفنا نمیشد راحت مسنجر باز کرد، ته تهش با بدبختی نیمباز بالا میومد ک یواش یواش وارد دوره تلفن‌های هوشمند شدیم








حتی یادمه یبار رفتیم اصفهان مسافرت، بعد تا اتاقمون تو هتل اوکی بشه توی سالن انتظار نشسته بودیم و همه کله ها توی گوشی بود (تو سالن تابلو free wifi) زده بودن.
گوشی من وای فای نداشت ازین ساده ها بود    Big Grin
هیچی دیگ کنار سالن انتظار چنتا کامپیوتر هم گذاشته بودن ک اگ کسی کار اینترنتی داشت انجام بده و منم از اونجا لاگین کردم تو فلشخور  Big Grin
بعد بلد نبودم لاگ اوت کنم و نمیدونستم پسوردا هم رو سیستم سیو میشه
ولی از شانس خوبم اونجا بعد از اینکه خواستیم بریم توی اتاق داداش بزرگم فهمید لاگ‌اوت نکردم و فقط مرورگر رو بستم ک اومد بهم یاد داد و از به چوخ رفتن اکانتم جلوگیری کرد  Big Grin
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط Medusa ، TinaMk ، Mr.Robot ، BIG-DARK ، SABER ، shahid
آگهی
یه وقتایی با خودم می‌گم کاش فقط یک بار تو تموم این سال‌ها از خودم پرسیده بودم "من دقیقاً دارم اینجا چه غلطی می‌کنم؟" اما متأسفانه هیچوقت نپرسیدم. به هر حال، از آشنایی باهاتون خوشحالم. و ممنون که جزئی از خاطرات من هستید. و امیدوارم از من چیزهای خوبی توی ذهنتون مونده باشه. امیدوارم موفق باشید و بیرون از اینجا بهتون خوش بگذره. و پس فردا که سراغتونو از کسی گرفتیم که "راستی از فلانی چه خبر؟" بهمون بگه "به همه‌ی آرزوهاش رسیده".  Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط TinaMk ، سهَ‌ند ، ѕααяeη ، *Aɴѕel* ، Emmɑ ، Prometheus ، BIG-DARK ، امیر2 ، B I N A M ، SABER ، Mohlek ، •ДmịrHoSsiŋ• ، esiesi ، Đęąđ.ğïřł ، shghyegh ، ( lιεβ )
Subarrow 
هعیییی فلشخور!
حدودا ده سال پیش، با بازی های آنلاین بود که باهات آشنا شدم...
وقتی اینترنت بصورت وای‌فای بود و موبایل های اندروید مثل حالا توسعه پیدا نکرده بود، با بچه های فامیل جمع می‌شدیم چند نفره بازی های قشنگت رو بازی می‌کردیم (:
یادم نمیره چهارنفره می‌نشستیم ردوکس بازی میکردیم؛ چقدر هم کیف می‌داد
هرازچندگاهی یه بازی جدید میومد، ما هم با ذوق می‌رفتیم تا تمومش کنیم

گذشت تا اینکه یه روزی توی سایت های مختلف می‌چرخیدم و رمان می‌خوندم تا اینکه خیلی اتفاقی وارد انجمنت شدم
اولین چیزی که از می‌خوندم: یه رمان ترسناک که اسمش هم ساخور بود
اونم با موبایل جاوا!! Big Grin

اون صفحه رو سیو کرده بودم و وقت و بی وقت می‌خوندم
نصف شب های ماه رمضون بود، تا خود سحر می‌خوندم و می‌ترسیدم
تا اینکه تموم شد، ولی دلم نمی‌خواست تموم شه اینقدر که قشنگ بود

از روی کنجکاوی توی انجمن با همون گوشی گوشت کوبی می‌گشتم تا یه موضوع قشنگ دیگه پیدا کنم و بخونم
این لا به لا هم با آدمای جالب و مختلفی مواجه شدم
از همه جالبتر، خالقت؛ خود عمو صابر! Rolleyes
با سپاس آخر پیاماش خیلی واسم خفن بود
یه مدت تیکه کلامم شده بود با سپاس 25r30
دوستی هایی اینجا شکل گرفت و روزای خوبی که رقم خورد
و دشمنی هایی که وقتی بهش فکر میکنم می‌بینم بیهوده و الکی بود و ارزش اعصاب خوردن کردن نداشت ):
مثلا همینجوری الکی یه طومار از کاربر هات رو تگ می‌کردم،
بعضیا خوش شون میومد، بعضیا هم نه،
چه دورانی بوداااااا واقعااااااا

همه و همه‌اش بخاطر تو بود فلشخور Heart
یار روزای شیرین و تلخ


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
آقا صابر خبر از جدایی مون داده
من که واقعا باورم نمیشه crying
نمی‌دونم چه حالی پیدا کرده که چنین تصمیمی گرفته
مطمئنم حالش خوش نیست و فقط تویی درکش می‌کنی
آخه مگه میشه آدم از هنر خودش خسته بشه و بخواد فراموشش کنه؟
به هرحال اینو بدون که چه باشی و چه نباشی توی قلب منی
و دلم برات تنگ میشه رفیق

با آرزوی سربلندیت! ... (؛
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
 سپاس شده توسط BIG-DARK ، امیر2 ، 1worldwave1 ، shghyegh ، SABER ، Dororo


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  یه چیزی به یکی از اعضای فلشخور بگو به صورت ناشناس(نسخه2)
  ·٠•●♥ تاپیک مرجع مناسبات فلشخور ♥●•٠·
  فلشخور جاییه که...
  دوران کودکـی شما و مدیران فلشخور !
  اگه قرار باشه یکی از کاربرای فلشخور رو از نزدیک ببینی ...
Book روز نویس و خاطره نویسی روزانه فلشخور
Star « تصور ما از کاربران فلشخور »
  شاید یادت نیاد ولی یه زمانی تو فلشخور...
  نظر سنجی کاربران فلشخور ( دوره ای )
  ○●○ امــوال شخصـی فلشخور○●○

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان