دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته لبه چادرش روی زمین کشیده میشد پسر یه چشمک به دختر پشت سریش انداخت روشو بر گردوند و با نیشخندی گفت :
بچه ها به شریفی بسپاریم لازم نیست امروز کلاس رو جارو بزنه
(خنده کلاس )
دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت :
پس کی میخواد تو رو جمع کنه؟!
همون صدا ها این بار بلند تر خندیدند .:84::84::84:

بچه ها به شریفی بسپاریم لازم نیست امروز کلاس رو جارو بزنه
(خنده کلاس )
دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت :
پس کی میخواد تو رو جمع کنه؟!
همون صدا ها این بار بلند تر خندیدند .:84::84::84:



بازی آنلاین
آپلود عکس



![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



