اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable - Line: 865 - File: showthread.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/showthread.php 865 errorHandler->error




 


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یه داستان کوتاه عاشقانه....

#1
ﭘﺴﺮ : من دیگه نمیتونم با تو ادامه بدم !

ﺩﺧﺘﺮ : ولی من بدون طاقت نمیارم... بفهم!

ﭘﺴﺮ :دیگه برام مهم نیستی هر کاری که دوس داری بکن!

- دختره با او حال داغون

گوشیشو نگاه میکنه که عکس عشقش رو صفحشه

گوشیو پرت میکنه .. موزیکی که عشقــــش دوست داشت رو گوش میكرد

ﺩﻳﮕﻪ طاقتشو از دست داده بود..انگار یه قسمت از وجودش کم شده بود ..نمیتونست بخوابه!به پسره اس ام اس داد :

وقتی دارم این اس ام اس رو مینویسم که با من که یه عمری دوست داشتم ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺷﺪی ...

ولی همیشه تو یادم میمونی .. خداحافظ! این بار واسه همیشه!

- پنجره ی بزرگ اتاقشو باز میکنه .. ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻗﻴﻘﺎ 2:48 ﺑﻮﺩ ﮐﻪ تو تاریکی خودشو پرت کرد پایین.

دخترک تو تنهایی مُـرد

صبح باباش رفت که بیدارش کنه ولی دختره رو تختش نبود!

موبایل دختره که زنگ میخورد توﺟﻬﺶ ﺭﻭﺟﻠﺐ ﮐﺮﺩ و ﺑﻪ ﺳﻤﺖ موبایل رفت.. ﭘﺴﺮه همش ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﻴﮕﺮﻓﺖ.

ﭼﺸﻢ پدر ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ اس ام اسی ﺍﻓﺘﺎﺩﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮه ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ :

فدات شم،عسلم،به جون خودم شوخی بود!

مثل قبلا دوست دارم!ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ! ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ!ﺧﻮﺍﻫﺶﻣﻴﮑﻨﻢ!یه فرصت دیگه بم بده!

ﺍﻭﻥ ﭘﻴﺎﻡ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺳﺎﻋﺖ 2:52 ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...

پدر ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﭘﻨﺠﺮﻩﻱ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ

ﻭ ﭼﻴﺰﻱ ﮐﻪ ﻣﻴﺪﻳﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩ ... ﻛﻠﻴﭙﺲ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ تیر برق ﮔﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .. بعله! دختره هنوز زنده بود
پاسخ
 سپاس شده توسط Ⓐⓗⓜⓐⓓ Ⓡⓔⓩⓐ ، ایلگار ، ❀இℬℯѕ✟♚ℊⅈℛℒஇ❀ ، maryamam ، یاسی@_@
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
یه داستان کوتاه عاشقانه.... - shawkila - 11-12-2013، 20:20

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Bug بدو بیا داستان ترسناک دارم.ترسوها نیان.در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو
  داستان راستگویی پیامبر!!!
  10 داستان برتر تاریخ کمیک استریپ های مرد عنكبوتي+ لینك دانلود مستقیم
Heart جمله های کوتاه و قشنگ
  ۱۰ مدل موی کوتاه که ده سال از سن تان کم می کند!همراه فیلم آموزش کوتاهی مو
  داستان کوتاه عاشقانه
  بار کج هیچ گاه به مقصد نمی رسد: داستان الاغ سخت کوش و بز حسود
  داستان اموزنده به خدایت نگو چرا
Eye-blink پیام های عاشقانه
  داستان عشق مرا بغل کن

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: