امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان عاشقونه............بیاتو

#2
وااااااي رنگ نوشتت چشمم رو داغون كرد
ولي....
دستت مرسي
دم از بازي حكم ميزني...!
دم از حكم "دل❤" ميزني...
پـــس به زبان قمار برايت مــي گويم…!
قــمار زندگــي را به كــسي با ختم كه"تــك"
"دل❤" را با "خشـت♦" بريد...
جريمه اش "يك عمر" "حـسرت" شد
باخت زيبايي بود…!!!
ياد گرفتم به "دل❤" "دل❤" نبندم
ياد گرفتم از روي "دل❤" حكم نكنم
"دل❤" را بايد "بــُر" زد...
==============================================
داستان عاشقونه............بیاتو
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: داستان عاشقونه............بیاتو - روناك عاشق - 27-01-2014، 19:20

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Bug بدو بیا داستان ترسناک دارم.ترسوها نیان.در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو
  داستان راستگویی پیامبر!!!
  10 داستان برتر تاریخ کمیک استریپ های مرد عنكبوتي+ لینك دانلود مستقیم
  داستان کوتاه عاشقانه
  بار کج هیچ گاه به مقصد نمی رسد: داستان الاغ سخت کوش و بز حسود
  داستان اموزنده به خدایت نگو چرا
  داستان عشق مرا بغل کن
Book داستان ترسناک
  داستان وحشتناک(یکمی)
  داستان خنده دار و طنزی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان