امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان زیبای ارزش پدر

#4
HeartHeartممنونHeartHeart
[rtl]روي قبرم مينويسم ساکت،اينجا يکي خوابِ که دلش نميخواد پاشه[/rtl]
[rtl]روي قبرم مينويسم تابوت من يه کشتيِ يه نفره بودش که خارج کرد منو از دنياي راکد[/rtl]
[rtl]روي قبرم مينويسم کسي طلب آمرزش نکنه[/rtl]
[rtl]من اهل التماس کردن نبودم و نيستم[/rtl]
[rtl]کار بدم بيخ ريش خودمه[/rtl]
[rtl]اهل اينکه کسي ريشمو نبينه نيستم...[/rtl]

پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: داستان زیبای ارزش پدر - ''HeisEnbErg'' - 21-02-2014، 15:20

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Bug بدو بیا داستان ترسناک دارم.ترسوها نیان.در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو
  داستان راستگویی پیامبر!!!
  10 داستان برتر تاریخ کمیک استریپ های مرد عنكبوتي+ لینك دانلود مستقیم
  داستان کوتاه عاشقانه
  بار کج هیچ گاه به مقصد نمی رسد: داستان الاغ سخت کوش و بز حسود
  داستان اموزنده به خدایت نگو چرا
  داستان عشق مرا بغل کن
Book داستان ترسناک
  داستان وحشتناک(یکمی)
  داستان خنده دار و طنزی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان