16-03-2015، 14:39
واي خيلي ترسيدم ساعت هشت بود كسيم خونه نبو داشتم داستانو ميخوندم كه دوشتم از پشت سر منو ترسوند واييييييييييييييييييييي من ميترسم مگه مرض داري
|
|
داستان ترسناک من و دوستام در جنگل...کاملا واقعی...نیای پشیمون میشی |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||
| برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
| شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
|
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|