21-08-2021، 13:48
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
بسی زیبا :}
«حالا بخند... مرگِ من بخند... بیشتر... یکم بیشتر... آهااان حالا شد...»
این کلمهها رو وقتی شنیدم که رانندهی اسنپ داشت با تلفن حرف میزد.
حدودا چهل و پنج سال داشت.
بعد از اینکه تلفن رو قطع کرد بهم گفت "ببخشید داداش شرمنده، دست خودم نیست خانومم که دلش میگیره اصلا دیوونه میشم.
یه چیزایی میگم که جوونا نمیگن.
ولی خداییش عجقم و عجیجم نمیگم."
بعد زد زیر خنده...
خندیدم و گفتم "دمت گرم، کارِت خیلی درسته."
گفت "خدا پیغمبری نمیخوام لاف بزنم ولی با اینکه سواد درست حسابی ندارم،
دکترای عاشقی دارم.
میدونی مهمترین نشونه عشق چیه؟!"
گفتم " نه."
بعد همینطور که بوق میزد تا ترافیک باز بشه گفت خنده...
گفت "تو وقتی عاشق یکی باشی عاشق خندههاش میشی،
اونوقت هر کاری میکنی تا بخنده،
اگه خنده یه نفر قند تو دلت آب نکرد یعنی هیچ حسی بهش نداری.
اگه خندهش یادت موند و صبح تا شب جلوی چشمت اومد یعنی دل باختی حتی اگه نخوای قبول کنی."
وقتی پیاده شدم و کرایه رو حساب کردم بهش گفتم میدونی تو نشونههای عشق چی از خنده مهم تره؟!
گفت "چی؟!"
گفتم "هیچی...
هیچی از خنده کسی که دوسش داری مهمتر نیست.
خودت و خانومت خوش خنده باشید همیشه."
دو تا بوق زد یعنی توام همینطور...
• حسین حائریان

این یکی دق کرد
وقتی آن یکی را گربه برد
در مرام جوجه هایم
عشق بازی را ببین
• مجتبی سپید

[انا هارِبٌ مِنْک إلیْک]
من از تو به تو گریزانم ..
|ابوحمزه ثمالی|

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
کی بود؟ کجا رفت؟
چرا بود و چرا نیست..؟
• شهریار

محمود درویش برای معشوقش ریتا نوشت:
میخواستم برای دیدارت به قدس سفر کنم تا از حالت مطمئن شوم و از اضطرابت کم کنم.
بعد از ظهر چهارشنبه، از فرماندهی نظامی تقاضای مرخصی کردم ولی با درخواستم موافقت نکرد. آرزو داشتم شبهنگام با تو
چای بنوشم؛ یعنی کنار هم شاد باشیم.
عزیزم باور کن احساسات من نسبت به تو مرا فرا گرفتهاست حتی اگر از من دور باشی...
نه به این دلیل که عشق من کمتر از عشق تو به من است، بلکه به این خاطر که من تو را فراوان دوست دارم. عزیزم، به تو اطمینان میدهم که من با تو هستم و تو تنها نیستی…ممکن است به خاطر من رنج ببری ولی من در کنار تو خواهم بود. از تو سپاسگزارم برای اینکه تو به زندگیام طعم دادی و لذت بخشیدی.
دوستدارِ تو: محمود
بسی زیبا :}
«حالا بخند... مرگِ من بخند... بیشتر... یکم بیشتر... آهااان حالا شد...»
این کلمهها رو وقتی شنیدم که رانندهی اسنپ داشت با تلفن حرف میزد.
حدودا چهل و پنج سال داشت.
بعد از اینکه تلفن رو قطع کرد بهم گفت "ببخشید داداش شرمنده، دست خودم نیست خانومم که دلش میگیره اصلا دیوونه میشم.
یه چیزایی میگم که جوونا نمیگن.
ولی خداییش عجقم و عجیجم نمیگم."
بعد زد زیر خنده...
خندیدم و گفتم "دمت گرم، کارِت خیلی درسته."
گفت "خدا پیغمبری نمیخوام لاف بزنم ولی با اینکه سواد درست حسابی ندارم،
دکترای عاشقی دارم.
میدونی مهمترین نشونه عشق چیه؟!"
گفتم " نه."
بعد همینطور که بوق میزد تا ترافیک باز بشه گفت خنده...
گفت "تو وقتی عاشق یکی باشی عاشق خندههاش میشی،
اونوقت هر کاری میکنی تا بخنده،
اگه خنده یه نفر قند تو دلت آب نکرد یعنی هیچ حسی بهش نداری.
اگه خندهش یادت موند و صبح تا شب جلوی چشمت اومد یعنی دل باختی حتی اگه نخوای قبول کنی."
وقتی پیاده شدم و کرایه رو حساب کردم بهش گفتم میدونی تو نشونههای عشق چی از خنده مهم تره؟!
گفت "چی؟!"
گفتم "هیچی...
هیچی از خنده کسی که دوسش داری مهمتر نیست.
خودت و خانومت خوش خنده باشید همیشه."
دو تا بوق زد یعنی توام همینطور...
• حسین حائریان

این یکی دق کرد
وقتی آن یکی را گربه برد
در مرام جوجه هایم
عشق بازی را ببین
• مجتبی سپید

[انا هارِبٌ مِنْک إلیْک]
من از تو به تو گریزانم ..
|ابوحمزه ثمالی|

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
کی بود؟ کجا رفت؟
چرا بود و چرا نیست..؟
• شهریار

محمود درویش برای معشوقش ریتا نوشت:
میخواستم برای دیدارت به قدس سفر کنم تا از حالت مطمئن شوم و از اضطرابت کم کنم.
بعد از ظهر چهارشنبه، از فرماندهی نظامی تقاضای مرخصی کردم ولی با درخواستم موافقت نکرد. آرزو داشتم شبهنگام با تو
چای بنوشم؛ یعنی کنار هم شاد باشیم.
عزیزم باور کن احساسات من نسبت به تو مرا فرا گرفتهاست حتی اگر از من دور باشی...
نه به این دلیل که عشق من کمتر از عشق تو به من است، بلکه به این خاطر که من تو را فراوان دوست دارم. عزیزم، به تو اطمینان میدهم که من با تو هستم و تو تنها نیستی…ممکن است به خاطر من رنج ببری ولی من در کنار تو خواهم بود. از تو سپاسگزارم برای اینکه تو به زندگیام طعم دادی و لذت بخشیدی.
دوستدارِ تو: محمود

بازی آنلاین
آپلود عکس




![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



