31-01-2024، 22:10
(آخرین ویرایش در این ارسال: 31-01-2024، 22:14، توسط ☪爪尺.山丨几几乇尺☪.)
۵ اصطلاح فوقکاربردی با Hot:
Hot water
گرفتار شدن - در مخمصه و دردسر افتادن
▫️He'd only been in his new job three days when he found himself in trouble for something he'd done wrong.
▫️فقط سه روز از شروع کار جدیدش میگذشت که به خاطر اشتباهی که مرتکب شده بود، به دردسر افتاد.
Sell like hot cakes
بازار داغی داشتن - خوب فروش رفتن
▫️Have you seen that long queue outside the supermarket? Whatever they're selling is going like hot cakes.
▫️آن صف طولانی بیرون سوپرمارکت را دیدهاید؟ هرچه میفروشند زود به فروش میرود.
In hot seat
بودن در جایگاهی که مستلزم تصمیمگیریهای دشوار است
▫️In order to provide training for the staff in the department everyone had to do a turn in the hot seat.
▫️به منظور ارائه آموزش برای کارکنان در بخش، همه باید این مسئولیت را تجربه میکردند.
Hot under the collar
عصبانی - خشمگین
▫️I thought he was going to burst with anger because he was getting very angry.
▫️فکر کردم از عصبانیت منفجر میشود چون خیلی داشت عصبانی میشد.
Hot on something
سختگیر بودن درمورد چیزی
▫️The one thing you mustn't do is be late because the boss is very strict about punctuality.
▫️تنها کاری که نباید انجام دهید دیر کردن است چون رئیس درمورد وقتشناسی بسیار سختگیر است.

بازی آنلاین
آپلود عکس





![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



