07-03-2026، 0:56
"همنوازی با ترومپتها" یا اختیار ثانویه در جنگ
برخی از جزییات دستنخورده باقیموندند. مثل خوندن پرندهها در هوای نسبتا تازه ابتدای روز. انگار که جنگ، یه سطل رنگ باشه که پرت شده روی بوم زیست روزمره و حالا برخی جاها به اتفاق زیر رنگ، تغییر شکل دادند و برخی نه. وقتی به بوم روز نگاه میکنم، پرندهها هنوز معلومند. کمی اونطرفتر صدای انفجاره و بعد از قطع شدن انفجارها، بلافاصله صدای پرندهها رو داریم.
من این استراتژی رو خیلی بازی کردم. معلق کردن رانههای نسبتا مهم زندگی و پرداختن به جزییات بیاهمیت. اصلا شاید علاقه وافر من به چیزهای بیاهمیت از همینجا میاد. به صدای جنگندهها گوش میدم و فکر میکنم که چطور میشه با php یه ابزار پیدا کردن و پخش مستقیم موسیقی شبیه به سوندکلود نوشت. از پشت شیشه به بوی نامرئی باروتها نگاه میکنم و فکر میکنم چای امروز زیادی دم کشیده. من فقط آدم صبوری نیستم. من فقط کنار نمیام. این شکلی از همنوازی با محیط اطرافه. همنوازی با ترومپتهایی که فری-جز مینوازند. خارج از هر چهارچوبی. خارج از بداهه بودن خود موسیقی جز حتی.
یکسری از جزییات دستنخوردهست. مثل اگزمای دستهام یا تابلوی روی دیوار و یا عادتهای زبانی آدمهای اطرافم. با نوشتن چند خط کد و فیکس کردن باگ فلان پروژه یا محاسبه زمان دقیق لازم برای دم کشیدن چای، تلاش میکنم اختیار ثانویه خودم رو به کار بگیرم. اختیار نصفه و نیمهای که داریم. یه ترومپت بیرمق بین هزاران ترومپت خارج از ریتم.
موسیقی متن: فری-جز
برخی از جزییات دستنخورده باقیموندند. مثل خوندن پرندهها در هوای نسبتا تازه ابتدای روز. انگار که جنگ، یه سطل رنگ باشه که پرت شده روی بوم زیست روزمره و حالا برخی جاها به اتفاق زیر رنگ، تغییر شکل دادند و برخی نه. وقتی به بوم روز نگاه میکنم، پرندهها هنوز معلومند. کمی اونطرفتر صدای انفجاره و بعد از قطع شدن انفجارها، بلافاصله صدای پرندهها رو داریم.
من این استراتژی رو خیلی بازی کردم. معلق کردن رانههای نسبتا مهم زندگی و پرداختن به جزییات بیاهمیت. اصلا شاید علاقه وافر من به چیزهای بیاهمیت از همینجا میاد. به صدای جنگندهها گوش میدم و فکر میکنم که چطور میشه با php یه ابزار پیدا کردن و پخش مستقیم موسیقی شبیه به سوندکلود نوشت. از پشت شیشه به بوی نامرئی باروتها نگاه میکنم و فکر میکنم چای امروز زیادی دم کشیده. من فقط آدم صبوری نیستم. من فقط کنار نمیام. این شکلی از همنوازی با محیط اطرافه. همنوازی با ترومپتهایی که فری-جز مینوازند. خارج از هر چهارچوبی. خارج از بداهه بودن خود موسیقی جز حتی.
یکسری از جزییات دستنخوردهست. مثل اگزمای دستهام یا تابلوی روی دیوار و یا عادتهای زبانی آدمهای اطرافم. با نوشتن چند خط کد و فیکس کردن باگ فلان پروژه یا محاسبه زمان دقیق لازم برای دم کشیدن چای، تلاش میکنم اختیار ثانویه خودم رو به کار بگیرم. اختیار نصفه و نیمهای که داریم. یه ترومپت بیرمق بین هزاران ترومپت خارج از ریتم.
موسیقی متن: فری-جز

بازی آنلاین
آپلود عکس

![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



