آشنایی هست که میگه:
شت...
نقل قول: یه سوند بهش وصل میکردم و از اونطرف یه شیلنگ میکردم تو معدش و یک ساعت یبار بهش آب میدادم و هر از گاهی بهش قرص آسپرین حل میکردم میدادم که خونش لخته نشه، دستوپاشو X میبستم و با سوزن تیز خیلی آروم مسیر رگهای بدنش رو دونه دونه با سوزن نقطه میذاشتم سوراخ میکردم ک خون یذره یذره به بیرون هدایت بشه و کمکم خون از دست بده
بعد ک مسیر رگهای بدنش سوزن سوزن شد و قطره های خون میچکیدن آب مقطر تزریق میکردم تو اعصاب جاهاییش مث زیر بغل و پشت زانوهاش و کلا رگهای عصبیش
و کم کم از کمخونی و از دست دادن خون و مصرف آبِ زیاد دارِ فانی رو وداع میگفت...
اگ نمیگفت و خیلی سرسخت بود هم یه ماسک آلودگی هوا خیس میکردم و تو همون حالت میذاشتم رو صورتش، اول تنفسش سخت میشد و بعد یواش یواش...
در همین حین هم میشد جای پراپ های دستگاه فیزیوتراپی سوسماری بذارم و یا خود سوسماری رو گیر بدم به گوشت تنش و برق دستگاه رو وصل کنم یا تو نقاط خاصی از بدنش که عصب رد میشه سوزن فرو کنم و سوسماری رو به ته اون سوزن بزنم و برق دستگاه رو وصل کنمو دستگاهو روشن کنم...
شت...

بازی آنلاین
آپلود عکس

![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



