امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

●داستان های ترسناک●

#7
یه داستان ترسناک ولی بامزه تعریف کنم براتون  ( از جهت ری اکشن خانم جنه )
یه خانمی بوده که شوهرش اکثراً شهرستان سرکار بوده و این خانم با پسر کوچیکش تنها بوده.
یه شب مهمونی بودن و دیروقت برمیگردن خونه ،
به محض اینکه در خونه رو باز میکنن 
میبینن یه زن لخت ، با سیبیل و سینه های دراز[!] که تا شکمش آویزونه داخل خونه ایستاده.
و تا اینارو میبینه سینه‌هاش رو میندازه رو شونه‌ی چپ و راستش [!] و فلنگ رو میبنده !!!
ولی خانمه سکته کرد بنده خدا .

شنیدید میگن اگه به جن سنجاق بزنید همونجا خشکش میزنه؟
شما تصویر کنید اگه به این اثر هنری سنجاق میزد چی میشد!!!! ((((:
پاسخ
 سپاس شده توسط †ᴾᴼᴵˢᴼᴺ† ، م‍حمّد ، فرنودِ بن گیومرث ، Wanton ، shahid ، Medusa ، dadachkaiko


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: ●داستان های ترسناک● - Faust - 24-03-2026، 11:50

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  حال بهم زن ترین داستان دنیا(هر اتفاقی که بعد از خوندن داستان افتاد به من ربطی نداره)
  داستان عاشقی یک پسر خیلی قشنگه(تکراری نیست)
  داستان|پیش زمینه ذهنی|
Exclamation داستان بسیار ترسناک خونه جدید !
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
Exclamation مجنون (داستان ترسناک واقعی) +18
  رمان فوق‌العاده ترسناک «فرزند ابلیس» | نوشته‌ی خودم
Eye-blink داستان ترسناک +18
  داستان کوتاه دختر هوس باز(خیلی قشنگه)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان