28-03-2026، 0:15
(28-03-2026، 0:01)ραтяιcια نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(27-03-2026، 23:51)فرنودِ بن گیومرث نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
((((((:::
تو اورژانس کار میکنی؟؟؟
من خیلی جزییات رو دقیق تصور میکنم. الان برام یه اپیزود سریال مستقل ساختی!
گوشت تکهای خیلی خوب بود. ((((::::
من چند جا توی پیامت امیدوار شدم به بهبودی و تلاش دو ساعته برای پانسمان حتی پانسمان دم و دستگاه (نگران بودم که بعد از بیمارستان روابط جنسیش چی میشه) که دیدم مرد!
عجب اعصابی میسازید برای خودتون (((: شایسته مدالید.
هرچی خوندم و جلو رفتم هی بدتر شد (((: مثل خود زندگی!
وای فرنود اورژانس سوانح خیلی عجیبه
طرف با چشم پاره اندازه تخم مرغ شده بود هی تو بخش راه میرفت پرستاره میگفت بیا بریمممم چشمتو بخیه بزنم اونم میگف یه دقیقه واستا به فلانی زنگ بزنم جنسام رو هوا مونده
(27-03-2026، 23:59)هلی نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
عههه کجایی الان؟من کمیجان بودم تو استان مرکزی دوماه پیش تمومید
من یکی از چالش برانگیز ترین چیزایی ک رفت تو پاچم گذاشتن چست تیوب برای مریضی بود ک هوشیار بود ولی با خونریزی ب شدت زیاد و تنشن پنوموتوراکس که بهش هموتوراکسم اضافه شده بود و جراح هم نداشتم و حاصل ی نزاع بوده .در حدی بود ک پلیس اومد گف دکتر اینو شده جنازشو بنداز تو امبولانس فقط بفرس اراک اونجا بمیره اینجا بمونه بیمارستانو رو سرت خراب میکنن.بعد فک کن با این استرس ک اینجا بمیره ب گا سگ میری براش برای اولین بار تنهایی چست تیوب گذاشتم.فک کن مریض رو دریپ نور گذاشتیم میدا هم ک نمیشد زد ب خاطر فشارش .ب معنای واقعی ترس و ریدن ب خودمو تجربه کردم مریض رف اراک تو اتاق عمل اراک ب خاطر حجم خونریزی مرد.فک کن پیش ما دوتا باتل چست تیوب پر شده بود.همون لحظه هم ی شوک انافیلاکسی اومد همزمان با این.این قسمتش خیلی بده ک تو دوتا کیس گه همزمان داری نمیدونی کدوم گه رو زودتر بخوری.
من نرسم ، شهرخودمونم فعلا
واقعاً جرات داشتی من بودم به خودم میگرخیدم
ولی تجربه بهم ثابت کرده کارایی که یهویی و اورژانسی پیش میاد و تنهایی خیلی بهتر انجام میشه تا کارایی که با کمک چند نفر انجام میدی و وقت داری
وااای من از همین اورژانس میترسم که نتونم اولویت بندی کنم:/
وای خدا بهت صبر ایوب بده خواهر
شما از این نظر کارتون ب مراتب از ما سخت تره خداوکیلی
اره من بسم الله بسم الله از ترس جونم مجبور شدم.وگرنه جراح اراکم گف نکن اینکارو چون در نهایت میمیره ولی اون تو اونجا نشسته بود من باید اشهدمو میخوندم اینجا

ولی خوب شد چون ترسم ریخت حقیقتا بعدش و در شرایط مشابه دیگه چست تیوب لامصب برام چالش نیس
خیلی ترسناکه الویت بندی.مخصوصا وقتایی ک خیلی شلوغ باشه و مریضی میس بشه عذاب وجدان تا عمر داری از ذهنت پاک نمیشه

بازی آنلاین
آپلود عکس



![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



