هعب...
شمال هیچ تفریحی وجود نداره...
خسته شدم...
تهران حداقل چهارتا از رفیقام بودن...
تپ و تپ میزدن هیجان داشت...
حالا تو اونور دنیا، من اینجا...
حال من حال اسیریست ک هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت...
نمیدونم چ ربطی داره ولی هیچوقت فکر نمیکردم دوران سربازیم، دیگه پادگانی وجود نداشته باشه ک بخوام برم...
شمال هیچ تفریحی وجود نداره...
خسته شدم...
تهران حداقل چهارتا از رفیقام بودن...
تپ و تپ میزدن هیجان داشت...
حالا تو اونور دنیا، من اینجا...
حال من حال اسیریست ک هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت...
نمیدونم چ ربطی داره ولی هیچوقت فکر نمیکردم دوران سربازیم، دیگه پادگانی وجود نداشته باشه ک بخوام برم...

بازی آنلاین
آپلود عکس

![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



