امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 2.86
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲

(06-04-2026، 9:59)سهَ‌ند نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودم‌کسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس

آفرین واقعا بسیار زیبا گفتی
قبلنا (مثلا ۱۰ سال پیش) با همین شغل های عادی مردم میتونستن ماشین یا یه خونه ارزون قیمت بخرن یا کارشون رو گسترش بدن
ولی الان نهایتش اینه که بتونی غذا بخری از گشنگی نمیری
بخاطر تورم ۷۰ ۸۰ درصد!!
وگرنه که ما والا اندازه همون آدمای ده سال پیش داریم تلاش میکنیم شایدم ببشتر
ولی نتیجه ای که داریم میگیریم زمین تا آسمون فرق داره
تو هم بنظر من یه پیشرفت خیلی عالی ای داشتی تو شغلت که تونستی مغازه خودت رو بگیری و واسه خودت کار کنی.. خیلیا یک صدم اینم کار نکردن و کل عمرشون یا دستشون تو جیب باباشون بوده یا شوخرشون بعد فاز خودساختگی هم گرفتن و پزش رو هم به ما میدن آخرش!
ماعم نهایت هی باید منتظر بمونیم که اوضاع بهتر شه بلکه از این باتلاق اقتصادی دربیایم

اره سیسی دیگه تو ک در جریانی پاره شدنم هستیbathtime
دلم میخاد مسافرت برم سهندول
حسای دخترونم داره از بین میره

(06-04-2026، 10:34)امیر2 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودم‌کسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس


کارت درسته 

غصه نخور اوکی میشه 

اوضا خوب میشه و برام یه لباس یه تیکه کلاه دار دایناسوری سبز دم دار میدوزی ک از روی کلاهش تا کمر و ته دمش شاخای مثلثی زرد داره... 
چشم25r30
ی سفارش شورته فیلی هم دارم25r3025r3025r3025r3025r30
 سپاس شده توسط shahid ، امیر2 ، سهَ‌ند


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - شـــقآیــق - 06-04-2026، 11:00

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  گفتگوی آزاد | نسخه 485
  صندلی داغ نسخه 2 (با حضور shahid)
  هستی نیستی {نسخه 2}
  « عکـس از " خـود " و " اتـاق شخـصی " خـود » نسخه 3
  فکر میکنی نفر قبلی چند درصد دوست داره؟ نسخه ۳
  به نفر قبلیت میخوره کدوم از این تیپا باشه؟ (نسخه ی دو)
  داری یا نداری؟ || نسخه ۲
  °• گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۴ •°
  تو پروفایل نفر قبلی چه چیزی نظرتو جلب کرده؟! || نسخه 10
  اسم نفر قبلی رو عوض کن(اگه دختره اسم پسر بذار اگه هم پسره اسم دختر بذار!) نسخه ۲

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان