(11-04-2026، 1:03)امیر2 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(11-04-2026، 0:54)BIG-DARK نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
اره خلاصه منظورم اینه
البته آدمی که تو زندگیم باشه و بفهمم موندگاره براش ارزش قائلم
شاید نتونم یه چیز اصل رو تهیه کنم ولی در حد وسع و توانم یچیزو میخرم که شادش کنم
یا چمیدونم مثلا ۱۰۰۰ تومن داشته باشم هزارتومنه رو کامل خرج میکنم
+
منظورم اراده تکی و فردی نیست
منظورم اونیه که از ۸۸ تا حالا مردم دارن بخاطرش زجه میزنن و امید وارن بهش
ولی این امید فقط امیده
مشکل من یه نفر اینه که تمام این حرفاتو به وضوح میفهمم درک میکنم با پوست و استخون
منتها وقتی وقت عمل میشه من بقولی کنندهاش نیستم
یعنی نمیتونم حرفی که بهم میزنی مشورتی که باهات میکنم یا راهی که جلوی پام رو میذاری ازشون بهره ببرم
دلم میخواد ازشون استفاده کنم
ولی بلد نیستم چطوری
مشکلم از اول زندگی همین بوده
توی درس خوندن مثلا عاشق اینم که درس بخونم
ولی بلد نبودم چطور شروع کنم
عاشق کتاب خوندنم ولی بلد نیستم چطور شروع کنم
عاشق زبان یاد گرفتنم ولی بلد نیستم
ترس از شروع کردن رو دارم
ترس این رو دارم که نکنه تایمم خراب بشه درحالی که دارم دائم بهش فکر میکنم تایممو خراب میکنم و شروع نمیکنم
یسریم باهات درموردش پ.خ صحبت کردم ، یکی از مشکلات اساسی من گوشیعه
بیش از حد و اندازه وابستهی گوشیم
حالا دلایلشو بعد شخصا برات میگم اینجا نمیشه
آرش معمولا اینو نمیگن ولی من بهت میگم
مشکل تو نیستی
واقعا هم حق داری
تقصیر تو نیست، این مشکل رو با هم سنهای خودت مطرح کنی هم میبینی خیلیا ب انواع مختلف دارنش
این مشکل ن از توعه و ن بخاطر سن و سالته
احمال کاری و این مشکل ک دست و دلت ب کار خاصی نمیره و میفهمیش ولی نمیتونی کاری راجبش انجام بدی مشکلِ انگیزه ایه ک جامعه ایجاد کرده، یه نوع افسردگیه
کاملا حق داری...
درمان داره ولی بازم حق با توعه، تقصیر تو نبوده ک بخوای درمانش کنی، جبر جغرافیایی محکومت کرده ب این مشکل و محکومی ک یا درمانش کنی یا توی این لوپِ بینهایت گیر کنی
امیر میدونم اگه بقول خودت بخوام توی این لوپِ بینهایت گیر کنم ۶ ۷ سال دیگه میمونم وا میدم
بحث هم بحث زندگی الان نیست ، انسانیم خدارو چه دیدی شاید ۱۰۰ سال زندگی کردیم
با خاری و خفت نمیشه که
همیشه دنبال یه حامی بودم ولی بعد که بهش فکر میکردم میگفتم من تا خودمو نجنبونم فایده نداره حامی داشتن منو پخته خور بار میاره
وقتیم خودم میخوام دستی بزنمو بلند بشم یهو یه سد و مانع خیلی بزرگو جلوم میبینم که ترس از شروعه
خیلی وقتا نمیترسم ولی گشادیه یا تنبلی
مثلا میخوام شروعش کنم میگم بیخیال بابا کصخلی مگه آخرش که چی
باز میرم گوشیو روشن میکنم میوفتم سرجام سرگرم گوشی میشم
حتی این روزا که سرگرمی هم ندارم باز یه سوراخی توش پیدا میکنم که کاریو استارت نزنم
البته اینکه الان محصلم و حدود ۱۰ ساعت تایمم الکی و الکی حروم میشه هم بی تاثیر نیست

بازی آنلاین
آپلود عکس




![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



