21-05-2026، 14:09
آنچه که باید ارائه داد
اسلاید 1: صفحه عنوان – جهان دو قطبی
«سلام بر همه دوستان. ارائه امروز ما درباره درس نهم کتاب جامعهشناسی پایه یازدهم است با عنوان «جهان دو قطبی». در این ارائه میخواهیم سفری داشته باشیم به دورانی که جهان بین دو قدرت بزرگ تقسیم شده بود: بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و بلوک غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا. ما در گروه خود سعی کردیم زمینههای شکلگیری این دو بلوک، ویژگیهای هرکدام، تأثیر این دوران بر کشورهای جهان سوم و درسهایی که از این دوره تاریخی میتوانیم بگیریم را بررسی کنیم. لطفاً دوستان توجه داشته باشند که این دوره تأثیر بسیار عمیقی بر ساختار سیاسی و اقتصادی جهان امروز گذاشته است.»
---
اسلاید 2: اهداف درس
«در اسلاید دوم، سه هدف اصلی را که در این درس دنبال میکنیم مرور میکنیم.
هدف اول: مقایسه نظامهای سیاسی و اقتصادی بلوک شرق و بلوک غرب. ما باید تفاوتهای بنیادین این دو نظام را به خوبی بشناسیم؛ اینکه در بلوک شرق نظام سوسیالیستی و کمونیستی حاکم بود با مالکیت عمومی و برنامهریزی مرکزی، و در بلوک غرب نظام سرمایهداری و دموکراسی لیبرال حاکم بود با مالکیت خصوصی و بازار آزاد.
هدف دوم: تحلیل دوران جهان دو قطبی. دانشآموزان باید بتوانند این دوران را با توجه به ویژگیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن تحلیل کنند. یعنی فقط نخواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاد، بلکه بتوانیم علتها و پیامدهایش را هم درک کنیم.
هدف سوم: بررسی پیامدهای این دوران بر کشورهای جهان سوم و تأثیرات آن بر تحولات جهانی. این خیلی مهم است که ببینیم کشورهای ضعیفتر و در حال توسعه در این تقابل بزرگ چه جایگاهی داشتند و چه آسیبهایی دیدند.
و در نهایت، هدف نهایی این درس این است که در ما یک بینش انتقادی درباره قدرتهای جهانی و سیاستهای بینالمللی ایجاد شود. یعنی فقط اطلاعات حفظ نکنیم، بلکه بتوانیم قدرتهای بزرگ را نقد کنیم و بفهمیم که سیاستهای بینالمللی همیشه در خدمت منافع کشورهای قدرتمند بوده است.»
---
اسلاید 3: مقدمه – چالشهای جدید فرهنگ غرب
«در اسلاید مقدمه، یک بحث فلسفی و اجتماعی مطرح شده که باید خوب توضیح دهم.
نویسنده کتاب میگوید: اگر فرهنگ غرب توانسته بود چالشهای قبلی خودش را حل کند و نیازهای مادی و معنوی انسانها را برطرف سازد، نباید دوباره با چالشهای بنیادین جدیدی مواجه میشد. اما در عمل، مسیری که غرب برای حل مشکلات گذشته خودش رفت، خودش باعث ایجاد مسائل و مشکلات جدیدی شد.
این چالشهای جدید در شکلهای مختلفی ظاهر میشوند. بیایید انواع این چالشها را نام ببریم:
۱. چالشهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
۲. چالشهای منطقهای و فرامنطقهای (یعنی هم درون یک منطقه و هم فراتر از مرزها)
۳. چالشهای مقطعی و مستمر (بعضی موقتی هستند، بعضی همیشگی)
۴. چالشهای فردی و کلان (مربوط به یک نفر یا کل جامعه)
۵. چالشهای درونفرهنگی و بینفرهنگی (بین خود یک فرهنگ یا میان دو فرهنگ متفاوت)
۶. چالشهای ذاتی و عارضی
· چالش ذاتی یعنی ریشه در عقاید و ارزشهای درونی خود آن جامعه دارد.
· چالش عارضی یعنی بر اثر عوامل بیرونی و خارجی به وجود آمده است.
۷. چالشهای معرفتی و علمی
۸. چالشهای معنوی و دینی
نکته مهم این است که خیلی از این چالشها همزمان چندتا از این ویژگیها را دارند. مثلاً چالش فقر و ثروت، در عین حال که یک چالش اقتصادی و اجتماعی است، میتواند فردی یا کلان، مقطعی یا مستمر هم باشد.
حالا از شما سؤال میشود: به نظر شما چالش فقر و غنا نمونه کدام یک از این صورتها است؟»
---
اسلاید 4: زمینههای شکلگیری – از زوال اربابرعیتی تا چالش فقر و غنا
«در اسلاید چهارم، میخواهیم به ریشههای تاریخی شکلگیری این چالشها برگردیم.
قسمت اول: اقتصاد قرون وسطی
در قرون وسطی، اقتصاد اروپا بر پایه روابط اجتماعی به نام «ارباب-رعیتی» بود. در این سیستم، کشاورزان به زمین وابسته بودند و حق جابهجایی یا انتخاب شغل آزاد را نداشتند. آنها عملاً در نوعی بردگی کشاورزی زندگی میکردند.
قسمت دوم: نظریهپردازان لیبرال
با آمدن نظریهپردازان لیبرال در قرن هجدهم و نوزدهم، حرف تازهای مطرح شد. آنها معتقد بودند آزادی فعالیت صاحبان سرمایه، ضامن پیشرفت جامعه است. این نظریهپردازان مخالف هر نوع دخالت دولت در اقتصاد بودند. جالب است بدانید که آنها حتی کمک به مستمندان را همیشه کار درستی نمیدانستند و فکر میکردند کمک کردن به فقرا باعث تنبلی و افزایش جمعیت فقیر میشود.
قسمت سوم: نمونه تلخ انگلستان و انقلاب صنعتی
در انگلستان که پیشگام انقلاب صنعتی بود، شرایط کارخانهها و نوانخانهها (یعنی سرای فقرا) آنقدر بد بود که خود فقرا ترجیح میدادند بمیرند تا در آن شرایط زندگی کنند. بهرهکشی از کودکان در این دوران به اوج خود رسید. نویسندگانی مثل چارلز دیکنز در رمان «الیور تویست» این شرایط وحشتناک را به تصویر کشیدند. الیور تویست یک پسر بچه است که از سادگی کودکاناش به وضعیت نوانخانه اعتراض میکند.
قسمت چهارم: پیامدهای لیبرالیسم اولیه
لیبرالیسم اولیه که بیشتر رویکردی فردی و اقتصادی داشت، چهار پیامد مهم به دنبال آورد:
۱. روابط اجتماعی ارباب-رعیتی را ریشهکن کرد.
۲. کشاورزان را از بردگی نجات داد و به آنها اجازه مهاجرت و تصمیمگیری درباره زندگیشان داد.
۳. موانع قبلی مثل غیرقابل فروش بودن زمین را از سر راه صاحبان ثروت برداشت.
۴. کشاورزان را به کارگرانی تبدیل کرد که تنها سرمایهشان «نیروی کارشان» بود و مجبور بودند آن را به صاحبان ثروت و صنعت بفروشند.
در نهایت، سرمایهداران آزادانه به بهرهکشی از کارگران پرداختند. کارگران در ظاهر از همه قید و بندهای قبلی آزاد شده بودند، اما در واقع به بردگی جدیدی به نام «حقوق بگیر» گرفتار شدند.»
---
اسلاید 5: از بیعدالتی لیبرالی تا تقابل بلوک شرق و غرب – آغاز جهان دو قطبی
«اسلاید پنجم یکی از مهمترین اسلایدهاست، چون نشان میدهد چطور مشکلات داخلی اروپا به یک تقابل جهانی تبدیل شد.
بخش اول: نتیجه بیعدالتی
لیبرالیسم اولیه با تکیه بر آزادی اقتصادی، راه را برای استثمار کارگران توسط صاحبان ثروت باز کرد و عدالت اجتماعی را کاملاً نادیده گرفت. به این ترتیب، نخستین چالش بزرگ یعنی «چالش فقر و غنا» در خود کشورهای غربی شکل گرفت. یعنی خود غرب بود که با مشکل فقر و بیعدالتی مواجه شد، نه کشورهای دیگر.
بخش دوم: یک نمونه تاریخی بسیار تلخ – قحطی بزرگ ایرلند
اجازه دهید یک مثال عینی و بسیار مهم بزنم. تفکر لیبرالی باعث شد دولتمردان انگلیسی مثل «لرد جان راسل» از هر اقدامی برای مقابله با قحطی در ایرلند خودداری کنند. در قحطی بزرگ ایرلند، نزدیک به یک و نیم میلیون نفر مردند یا مجبور به مهاجرت شدند. در اوج قحطی، مردم هر ۴۸ ساعت یک بار مجبور بودند برگ کلم را بخارپز کنند و بخورند. باور کنید یا نه، دولت انگلیس نه تنها کمکی نکرد، بلکه جلوی صادرات گندم و جو از ایرلند را هم نگرفت. این مواد غذایی با محافظت ارتش بریتانیا صادر میشد و مردم گرسنه با چشمان خود میدیدند که غذا از کشورشان خارج میشود.
بخش سوم: پاسخ مارکس
بعضی از اندیشمندان اروپایی برای حل مشکل فقر و غنا نظریههایی ارائه دادند. مهمترین آنها «کارل مارکس» در نیمه دوم قرن نوزدهم بود. مارکس لیبرالیسم اقتصادی را به شدت نقد کرد. از نظر او، چالشهای جامعه سرمایهداری فقط با یک انقلاب ریشهای حل میشد.
بخش چهارم: اندیشمندان ضد فقرا
در مقابل، بعضی از اندیشمندان موضع کاملاً متفاوتی داشتند. «توماس مالتوس»، جمعیتشناس انگلیسی، معتقد بود کسانی که در فقر به دنیا میآیند، حق زندگی ندارند! او به صراحت گفته است: «انسانی که در دنیای از قبل تصاحب شده به دنیا میآید، اگر نتواند از والدینش ارث ببرد و اگر جامعه خواهان کار او نباشد، هیچ حقی برای دریافت کمترین غذا ندارد. بر سر سفره گسترده طبیعت جایی برای او وجود ندارد. طبیعت به او دستور رفتن میدهد و این دستور را بلافاصله اجرا میکند.»
«دیوید ریکاردو»، اقتصاددان دیگر، مخالف افزایش دستمزد کارگران بود. او معتقد بود اگر مزاحمتها را برداریم، استعداد و تلاش به پاداش طبیعی خود میرسد و تنبلی و مسامحه هم مجازات طبیعی خود را میبیند.
بخش پنجم: پیدایش راست و چپ سیاسی
بعد از انقلاب فرانسه، در مجلس این کشور، طرفداران نظریههای لیبرالیستی در طرف راست مجلس مینشستند و منتقدان این نظریهها در طرف چپ مجلس. به همین دلیل، آنها را با عنوان دو جریان چپ و راست میشناختند.
بخش ششم: تبدیل به بلوک شرق و غرب
این تقابل راست و چپ که در قرن نوزدهم در درون کشورهای اروپایی شکل گرفته بود، در قرن بیستم به شکل تقابل دو بلوک جهانی درآمد. بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی (که ادامهدهنده ایدههای چپ و مارکسیستی بود) و بلوک غرب به رهبری آمریکا (که ادامهدهنده ایدههای راست و لیبرالیستی بود). این تقابل باعث شد جهان وارد دوره «جنگ سرد» شود و به دو قطب مخالف تقسیم گردد. این همان جهان دو قطبی است که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.»
--
اسلاید 1: صفحه عنوان – جهان دو قطبی
«سلام بر همه دوستان. ارائه امروز ما درباره درس نهم کتاب جامعهشناسی پایه یازدهم است با عنوان «جهان دو قطبی». در این ارائه میخواهیم سفری داشته باشیم به دورانی که جهان بین دو قدرت بزرگ تقسیم شده بود: بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و بلوک غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا. ما در گروه خود سعی کردیم زمینههای شکلگیری این دو بلوک، ویژگیهای هرکدام، تأثیر این دوران بر کشورهای جهان سوم و درسهایی که از این دوره تاریخی میتوانیم بگیریم را بررسی کنیم. لطفاً دوستان توجه داشته باشند که این دوره تأثیر بسیار عمیقی بر ساختار سیاسی و اقتصادی جهان امروز گذاشته است.»
---
اسلاید 2: اهداف درس
«در اسلاید دوم، سه هدف اصلی را که در این درس دنبال میکنیم مرور میکنیم.
هدف اول: مقایسه نظامهای سیاسی و اقتصادی بلوک شرق و بلوک غرب. ما باید تفاوتهای بنیادین این دو نظام را به خوبی بشناسیم؛ اینکه در بلوک شرق نظام سوسیالیستی و کمونیستی حاکم بود با مالکیت عمومی و برنامهریزی مرکزی، و در بلوک غرب نظام سرمایهداری و دموکراسی لیبرال حاکم بود با مالکیت خصوصی و بازار آزاد.
هدف دوم: تحلیل دوران جهان دو قطبی. دانشآموزان باید بتوانند این دوران را با توجه به ویژگیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن تحلیل کنند. یعنی فقط نخواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاد، بلکه بتوانیم علتها و پیامدهایش را هم درک کنیم.
هدف سوم: بررسی پیامدهای این دوران بر کشورهای جهان سوم و تأثیرات آن بر تحولات جهانی. این خیلی مهم است که ببینیم کشورهای ضعیفتر و در حال توسعه در این تقابل بزرگ چه جایگاهی داشتند و چه آسیبهایی دیدند.
و در نهایت، هدف نهایی این درس این است که در ما یک بینش انتقادی درباره قدرتهای جهانی و سیاستهای بینالمللی ایجاد شود. یعنی فقط اطلاعات حفظ نکنیم، بلکه بتوانیم قدرتهای بزرگ را نقد کنیم و بفهمیم که سیاستهای بینالمللی همیشه در خدمت منافع کشورهای قدرتمند بوده است.»
---
اسلاید 3: مقدمه – چالشهای جدید فرهنگ غرب
«در اسلاید مقدمه، یک بحث فلسفی و اجتماعی مطرح شده که باید خوب توضیح دهم.
نویسنده کتاب میگوید: اگر فرهنگ غرب توانسته بود چالشهای قبلی خودش را حل کند و نیازهای مادی و معنوی انسانها را برطرف سازد، نباید دوباره با چالشهای بنیادین جدیدی مواجه میشد. اما در عمل، مسیری که غرب برای حل مشکلات گذشته خودش رفت، خودش باعث ایجاد مسائل و مشکلات جدیدی شد.
این چالشهای جدید در شکلهای مختلفی ظاهر میشوند. بیایید انواع این چالشها را نام ببریم:
۱. چالشهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
۲. چالشهای منطقهای و فرامنطقهای (یعنی هم درون یک منطقه و هم فراتر از مرزها)
۳. چالشهای مقطعی و مستمر (بعضی موقتی هستند، بعضی همیشگی)
۴. چالشهای فردی و کلان (مربوط به یک نفر یا کل جامعه)
۵. چالشهای درونفرهنگی و بینفرهنگی (بین خود یک فرهنگ یا میان دو فرهنگ متفاوت)
۶. چالشهای ذاتی و عارضی
· چالش ذاتی یعنی ریشه در عقاید و ارزشهای درونی خود آن جامعه دارد.
· چالش عارضی یعنی بر اثر عوامل بیرونی و خارجی به وجود آمده است.
۷. چالشهای معرفتی و علمی
۸. چالشهای معنوی و دینی
نکته مهم این است که خیلی از این چالشها همزمان چندتا از این ویژگیها را دارند. مثلاً چالش فقر و ثروت، در عین حال که یک چالش اقتصادی و اجتماعی است، میتواند فردی یا کلان، مقطعی یا مستمر هم باشد.
حالا از شما سؤال میشود: به نظر شما چالش فقر و غنا نمونه کدام یک از این صورتها است؟»
---
اسلاید 4: زمینههای شکلگیری – از زوال اربابرعیتی تا چالش فقر و غنا
«در اسلاید چهارم، میخواهیم به ریشههای تاریخی شکلگیری این چالشها برگردیم.
قسمت اول: اقتصاد قرون وسطی
در قرون وسطی، اقتصاد اروپا بر پایه روابط اجتماعی به نام «ارباب-رعیتی» بود. در این سیستم، کشاورزان به زمین وابسته بودند و حق جابهجایی یا انتخاب شغل آزاد را نداشتند. آنها عملاً در نوعی بردگی کشاورزی زندگی میکردند.
قسمت دوم: نظریهپردازان لیبرال
با آمدن نظریهپردازان لیبرال در قرن هجدهم و نوزدهم، حرف تازهای مطرح شد. آنها معتقد بودند آزادی فعالیت صاحبان سرمایه، ضامن پیشرفت جامعه است. این نظریهپردازان مخالف هر نوع دخالت دولت در اقتصاد بودند. جالب است بدانید که آنها حتی کمک به مستمندان را همیشه کار درستی نمیدانستند و فکر میکردند کمک کردن به فقرا باعث تنبلی و افزایش جمعیت فقیر میشود.
قسمت سوم: نمونه تلخ انگلستان و انقلاب صنعتی
در انگلستان که پیشگام انقلاب صنعتی بود، شرایط کارخانهها و نوانخانهها (یعنی سرای فقرا) آنقدر بد بود که خود فقرا ترجیح میدادند بمیرند تا در آن شرایط زندگی کنند. بهرهکشی از کودکان در این دوران به اوج خود رسید. نویسندگانی مثل چارلز دیکنز در رمان «الیور تویست» این شرایط وحشتناک را به تصویر کشیدند. الیور تویست یک پسر بچه است که از سادگی کودکاناش به وضعیت نوانخانه اعتراض میکند.
قسمت چهارم: پیامدهای لیبرالیسم اولیه
لیبرالیسم اولیه که بیشتر رویکردی فردی و اقتصادی داشت، چهار پیامد مهم به دنبال آورد:
۱. روابط اجتماعی ارباب-رعیتی را ریشهکن کرد.
۲. کشاورزان را از بردگی نجات داد و به آنها اجازه مهاجرت و تصمیمگیری درباره زندگیشان داد.
۳. موانع قبلی مثل غیرقابل فروش بودن زمین را از سر راه صاحبان ثروت برداشت.
۴. کشاورزان را به کارگرانی تبدیل کرد که تنها سرمایهشان «نیروی کارشان» بود و مجبور بودند آن را به صاحبان ثروت و صنعت بفروشند.
در نهایت، سرمایهداران آزادانه به بهرهکشی از کارگران پرداختند. کارگران در ظاهر از همه قید و بندهای قبلی آزاد شده بودند، اما در واقع به بردگی جدیدی به نام «حقوق بگیر» گرفتار شدند.»
---
اسلاید 5: از بیعدالتی لیبرالی تا تقابل بلوک شرق و غرب – آغاز جهان دو قطبی
«اسلاید پنجم یکی از مهمترین اسلایدهاست، چون نشان میدهد چطور مشکلات داخلی اروپا به یک تقابل جهانی تبدیل شد.
بخش اول: نتیجه بیعدالتی
لیبرالیسم اولیه با تکیه بر آزادی اقتصادی، راه را برای استثمار کارگران توسط صاحبان ثروت باز کرد و عدالت اجتماعی را کاملاً نادیده گرفت. به این ترتیب، نخستین چالش بزرگ یعنی «چالش فقر و غنا» در خود کشورهای غربی شکل گرفت. یعنی خود غرب بود که با مشکل فقر و بیعدالتی مواجه شد، نه کشورهای دیگر.
بخش دوم: یک نمونه تاریخی بسیار تلخ – قحطی بزرگ ایرلند
اجازه دهید یک مثال عینی و بسیار مهم بزنم. تفکر لیبرالی باعث شد دولتمردان انگلیسی مثل «لرد جان راسل» از هر اقدامی برای مقابله با قحطی در ایرلند خودداری کنند. در قحطی بزرگ ایرلند، نزدیک به یک و نیم میلیون نفر مردند یا مجبور به مهاجرت شدند. در اوج قحطی، مردم هر ۴۸ ساعت یک بار مجبور بودند برگ کلم را بخارپز کنند و بخورند. باور کنید یا نه، دولت انگلیس نه تنها کمکی نکرد، بلکه جلوی صادرات گندم و جو از ایرلند را هم نگرفت. این مواد غذایی با محافظت ارتش بریتانیا صادر میشد و مردم گرسنه با چشمان خود میدیدند که غذا از کشورشان خارج میشود.
بخش سوم: پاسخ مارکس
بعضی از اندیشمندان اروپایی برای حل مشکل فقر و غنا نظریههایی ارائه دادند. مهمترین آنها «کارل مارکس» در نیمه دوم قرن نوزدهم بود. مارکس لیبرالیسم اقتصادی را به شدت نقد کرد. از نظر او، چالشهای جامعه سرمایهداری فقط با یک انقلاب ریشهای حل میشد.
بخش چهارم: اندیشمندان ضد فقرا
در مقابل، بعضی از اندیشمندان موضع کاملاً متفاوتی داشتند. «توماس مالتوس»، جمعیتشناس انگلیسی، معتقد بود کسانی که در فقر به دنیا میآیند، حق زندگی ندارند! او به صراحت گفته است: «انسانی که در دنیای از قبل تصاحب شده به دنیا میآید، اگر نتواند از والدینش ارث ببرد و اگر جامعه خواهان کار او نباشد، هیچ حقی برای دریافت کمترین غذا ندارد. بر سر سفره گسترده طبیعت جایی برای او وجود ندارد. طبیعت به او دستور رفتن میدهد و این دستور را بلافاصله اجرا میکند.»
«دیوید ریکاردو»، اقتصاددان دیگر، مخالف افزایش دستمزد کارگران بود. او معتقد بود اگر مزاحمتها را برداریم، استعداد و تلاش به پاداش طبیعی خود میرسد و تنبلی و مسامحه هم مجازات طبیعی خود را میبیند.
بخش پنجم: پیدایش راست و چپ سیاسی
بعد از انقلاب فرانسه، در مجلس این کشور، طرفداران نظریههای لیبرالیستی در طرف راست مجلس مینشستند و منتقدان این نظریهها در طرف چپ مجلس. به همین دلیل، آنها را با عنوان دو جریان چپ و راست میشناختند.
بخش ششم: تبدیل به بلوک شرق و غرب
این تقابل راست و چپ که در قرن نوزدهم در درون کشورهای اروپایی شکل گرفته بود، در قرن بیستم به شکل تقابل دو بلوک جهانی درآمد. بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی (که ادامهدهنده ایدههای چپ و مارکسیستی بود) و بلوک غرب به رهبری آمریکا (که ادامهدهنده ایدههای راست و لیبرالیستی بود). این تقابل باعث شد جهان وارد دوره «جنگ سرد» شود و به دو قطب مخالف تقسیم گردد. این همان جهان دو قطبی است که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.»
--

بازی آنلاین
آپلود عکس





![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



