امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان مرد میلیونر که....

#7
بابا این کی بود دیگهBig Grin
نگفتمت نرو گلایل این زمین به قدر یک کفن کفاف ریشه نمی دهد
نگفتمت که جز بوی چرک چاک سینه های خالی از قلب در فضا نمیدمد
نگفتمت که این جماعت جریده با خط و رد وحشی نگاهت غریبه اند
نگفتمت که جای بوسه......کریه بر دهان سرخ آتشت می نهند


 
داستان مرد میلیونر که....


با مــــــن "تــــــیریپ سنـــــگین بر نــدار ...
مــن خودم ✘ WnestoN✘ عقــــابی ام !!
اونقــــدر ســـگَم !!!
کـــــه با خودم کنـــــار نـــمیـــام ..×
پـــَرِت به پَرم بگیـــره پرپری ...!
آخـــــه کی بهــــت گفته تــــــــک پری ...؟!
تو لعـــــنتی فقط دم پــــــری ~





پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: داستان مرد میلیونر که.... - ㄎムÐ Ǥノ尺レ - 15-07-2013، 10:52

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Bug بدو بیا داستان ترسناک دارم.ترسوها نیان.در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو
  داستان راستگویی پیامبر!!!
  10 داستان برتر تاریخ کمیک استریپ های مرد عنكبوتي+ لینك دانلود مستقیم
  داستان کوتاه عاشقانه
  بار کج هیچ گاه به مقصد نمی رسد: داستان الاغ سخت کوش و بز حسود
  داستان اموزنده به خدایت نگو چرا
  داستان عشق مرا بغل کن
Book داستان ترسناک
  داستان وحشتناک(یکمی)
  داستان خنده دار و طنزی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان