17-07-2013، 19:02
یه شب تو کوچه ی ملا نصیرالدین اینا دعوا میشه
زن ملا میگه برو ببین چه خبره
ملا پتوش رو دورش میپیچه میره پایین
پایین دزدا داشتن دعوا می کردن
می ریزن سرش پتوش رو ور می دارن در میرن
وقتی ملا بر میگرده زنش میگه دعوا سر چی بود
میگه سر پتوی من بود
حالا شده داستان من بدبخت
زن ملا میگه برو ببین چه خبره
ملا پتوش رو دورش میپیچه میره پایین
پایین دزدا داشتن دعوا می کردن
می ریزن سرش پتوش رو ور می دارن در میرن
وقتی ملا بر میگرده زنش میگه دعوا سر چی بود
میگه سر پتوی من بود
حالا شده داستان من بدبخت

بازی آنلاین
آپلود عکس

![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



