24-07-2013، 10:24
من همیشه کتونی خواهرمو قایم میکردم بعد خودم جنگی میرفتم مدرسه توی راه هرهر میخندیدم آبجیمم با چشاش که مث کاسه ی خون بود بعد از 45 گشتن بدو بدو میرفت مدرسه
و دوباره روز از نو روزی از نو




و دوباره روز از نو روزی از نو





بازی آنلاین
آپلود عکس
![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



