28-08-2013، 14:41
اونروز سر کلاس که بودیم بهش زنگ اونم از کلاس رفت بیرون هر چی دهنش اومد به دختره ی فلان فلان گفت.خیلی خوشحال شدم.بعدشم اومده بود تو کلاس کلادفکرش مشغول بود.ینی میتونه جلوش وایسته ولی میترسم فامیلاش اینا از راه به درش کنن.تازه بخوان ازدواج کنن هم بچشون ناقص میشه.بهش گفتم به دختره بگه خفش میکنم .حالا وایسادم ببینم چی میشه

بازی آنلاین
آپلود عکس


![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



