14-04-2014، 17:53
فقط يه ذره ميترسم ،فقط فقط يه ذره
|
|
جون مامانت راستشو بگو |
|||||
|
14-04-2014، 17:53
فقط يه ذره ميترسم ،فقط فقط يه ذره
14-04-2014، 17:54
1و2و3و4و5
1و2 1
14-04-2014، 18:00
همشون : )
خیانت میترسم : )))
14-04-2014، 18:03
4
4 2 ^___^
20-04-2014، 15:13
تو بچگیم کار خاصی نمیکردم بیشتر سرم تو لاک خودم بود......
![]() ![]() :491::491::491:اول خیانت - دوم ترس - سوم انتظار - چهارم دلتنگی.... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() :ggr: :p318::p318::p325::p325:![]() :ess: s32:![]() :89: :hje:میانه رو هستم...هم میترسم..هم نمی ترسم... به قول خودت وقتی اول میخوان بزننتم میترسم... خخخخخخخخخخ ![]() ![]() ![]() :229::229::229::4fv::4fv::4fv::4fv::N56::N56::N56::hlp::hlp::hlp::hlp:
20-04-2014، 16:04
8
3 1
پسر خالمو اذیت میکنم
![]() ![]() از امپول میتسم دلتنگی و انتظار دلتنگی ,انتظار, خیانت بعدش ترس
20-04-2014، 17:42
من تو بچگی تنها کاری که میکردم اذیت کردن دخترا بود موشنو میکشیدم ، مزدمشون دیگه خیلی چیزا ولی الان فهمیدم چه موجودات ظریفی هستم باید خیلی مواظبشون باشی
20-04-2014، 17:44
8:قرص 20 تا قرص اسپرین میخوردم وقتی کسی خونه نبد
2 و 3 1
20-04-2014، 17:45
تقریبا همه ی شیطنت هارو انجام دادم
دلتنگی از امپول میترسم محبت مثل سکه ای است که اگه افتاد تو قلک دلت دیگهدر نمیاد اگه بخوای درش بیاری باید دلت رو بشکنی
| |||||
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||
| برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
| شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
|
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|