تو همین لحظه دو شاخه بلند از دایره سحر امز بیرون اومد ..
همه ترسیده بودند . شاخه ها به سرعت به دانشجوها پیچیدند . اونا جیغ میزدند و کمک میخواستند . اما کسی در اون نزدیکی نبود .
کم کم دست از تقلا کشیدند . دایره هر لحظه کوچک و کوچک تر شد و در اخر دانشجوها رو بلعید و به حالت اول برگشت .
تا شما ها باشین دیگه فضولی نکنین :|
علی بود ..
اهورا هرکاری که میخوای بکن اصن من ُ تو داستان بکش :| ولی نه وی بمیره نه نفس به صابر برسه !
اینطوری روح من در اعذاب خواهد بود :|
همه ترسیده بودند . شاخه ها به سرعت به دانشجوها پیچیدند . اونا جیغ میزدند و کمک میخواستند . اما کسی در اون نزدیکی نبود .
کم کم دست از تقلا کشیدند . دایره هر لحظه کوچک و کوچک تر شد و در اخر دانشجوها رو بلعید و به حالت اول برگشت .
تا شما ها باشین دیگه فضولی نکنین :|
علی بود ..

اهورا هرکاری که میخوای بکن اصن من ُ تو داستان بکش :| ولی نه وی بمیره نه نفس به صابر برسه !
اینطوری روح من در اعذاب خواهد بود :|

بازی آنلاین
آپلود عکس




:4fv: :230::84:
:rum:
:159::N56:.gif)
:493::hlp:
:p325:



![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



