امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یکی از شعر های مورد علاقتون رو بنویسید !

#21
ایزد هرگز دری نبندد بر تو

تا صد دگر به بهتری نگشاید.
ما •???? ? ?????
   ?????, ???? ??? ????? !!

   مثل ابلیس مغرور، مثل خدا تنها !!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://abzarek.ir/service-p/msg/3007182
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid
آگهی
#22
به آبِ روشنِ مِی عارفی طهارت کرد... 
و رفته رفته به این کارِ زشت عادت کرد!

-ناصر فیض
-کتابِ فیض‌بوک

صبح چون دیده چو گل باز کنی، 
تا ک روزی دگر آغاز کنی

حس کنی در نفست جان کسیست
بر رخت، اشکِ چو بارانِ کسیست

روح خود را نگری در تک و تاز
سنوی از همه سو عطر نیاز

پرسی از خویش که در عالم خواب، 
چه کسی بوسه ربود از مهتاب؟

چه کسی پنجه به مویم زده است؟
یا چه کس بوسه به رویم زده است؟

جای گلبوسه چو دیدی به لبت...
میکنی یاد ز مهمانِ شبت!

نازنینا! نگرانت نکنم
دل بسوی دگرانت نکنم!

مرغ بشکسته پرت من بودم
آنکه آمد به برت من بودم

اشک من بر سر مژگان تو بود
"روح" من بود که "مهمان" تو بود...!

قسمتی از شعر "پرواز خیال" از کتابِ "بوی بهار میدهد" از "مهدی سهیلی"

عکس کتاب:
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://s8.uupload.ir/files/20260319_004559_38bx.jpg
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
Heart
پاسخ
#23
آن قصر که با چرخ همیزد پهلو
بر درگه آن شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای
بنشسته همی گفت که کوکوکوکو
خیام.
آب کم است
آن را اسراف نکنید
water is low
Do not waste it
الماء قلیل
لا تسرفوه






پاسخ
#24
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی ک برخاست مشکل نشیند...
در نهایت همه ی ما به یک ماه می‌نگریستیم
پاسخ
#25
تلخ باش اما خودَت باش این صِداقَت بهتر است
ترش رویی از دو رویی بی‌نهایت بهتَر است

من تو را بازيچه كردم يا تو مَن را؟ بگذريم
اين قضاوَت بينِ ما روز قيامَت بهتر است

با ترحُم از خدا شادی برایم خواستی
ناسزاى ديگران از اين محبت بهتر است

از پشیمانی نگو انقدر و ناشکری نکُن
آن گناه‌ آلودگی از این ندامَت بهتر است

بی‌وفا جان دوستت دارم هنوز اما برو
هر چه از مَن دورتر باشى برايت بهتر است!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ناشناس بگو (:

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یکی از شعر های مورد علاقتون رو بنویسید ! 3
پاسخ
#26
ماییم و دلی پر خون، از جور پری رویی
دیوانه ی زنجیری، آشفته ی گیسویی

آورده جهان از نو ، شیرینی و فرهادی
دل برده و دین از من ،بی مهری و مهرویی

گلزار امیدم سوخت ، از برق سیه چشمی
در دشت جنونم برد ،خال و خط آهویی

صبری که مرا حاصل از گوشه نشینی شد
بر باد بداد آن مه با گوشه ی ابرویی

هردم که خزان خواهد تاراج کند عمرم
آن شاخ گل رعنا مستم کند از بویی

هر دم که در این زندان داند به لبم جان است
بر باغ گشاید باز یک روزنه از سویی

بسیار جفا کردم بر خویش و خطا کردم
دانستم و دل بستم بر همچو تو بدخویی

ای سرو بلند من، دور از تو پر از خون است
چون لاله اگر دارم جامّی و لب جویی

سِحر سخنم بگرفت صد کشور دل لیکن
افسوس که در نگرفت با نرگس جادویی

تنها به چمن خیزید یاران که عماد امسال
شد سایه ی دیواری شد خاک سر کویی
آب کم است
آن را اسراف نکنید
water is low
Do not waste it
الماء قلیل
لا تسرفوه






پاسخ
 سپاس شده توسط 1worldwave1
#27
Book 
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز

باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست

وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست

در دست هر کی هست ز خوبی قراضه‌ هاست

آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ ست بی‌ وفا

من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست

یعقوب وار وااسفا ها همی‌ زنم

دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌ شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور روی موسی عمرانم آرزوست

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول

آن‌ های هوی و نعره مستانم آرزوست

گویا ترم ز بلبل اما ز رشک عام

مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی‌ گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌ نشود جسته‌ ایم ما گفت

آن که یافت می‌ نشود آنم آرزوست

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد

کان عقیق نادر ارزانم آرزوست

پنهان ز دیده‌ ها و همه دیده‌ ها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز

از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست جعد

یار رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

می‌ گوید آن رباب که مردم ز انتظار

دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست

من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ ست

وان لطف‌ های زخمه رحمانم آرزوست

باقی این غزل را ای مطرب ظریف

زین سان همی‌ شمار که زین سانم آرزوست

بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق

من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

” شاعر : مولانا “
ما •???? ? ?????
   ?????, ???? ??? ????? !!

   مثل ابلیس مغرور، مثل خدا تنها !!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://abzarek.ir/service-p/msg/3007182
پاسخ
#28
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم کلید بندگیست

گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست
یکی از شعر های مورد علاقتون رو بنویسید ! 3
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  یه جمله در مورد ایران بنویسید
  شــاعر مورد عـلاقت
  متن های زیبا در مورد رفیق
  یک شعری بنویسید...
  مورد عجیب مارسل پروست
  انشای طنز گونه در مورد تعطیلات نوروز را چگونه گذراندید
  جملات انگلیسی زیبا و کوتاه در مورد زندگی با ترجمه فارسی
  5 نکته در مورد زبان فارسی
Heart مناظره جالب شاعران در مورد ترک شیرازی
  جمله های زیبا در مورد یاد کردن

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان