(06-04-2026، 9:59)سهَند نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودمکسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس
آفرین واقعا بسیار زیبا گفتی
قبلنا (مثلا ۱۰ سال پیش) با همین شغل های عادی مردم میتونستن ماشین یا یه خونه ارزون قیمت بخرن یا کارشون رو گسترش بدن
ولی الان نهایتش اینه که بتونی غذا بخری از گشنگی نمیری
بخاطر تورم ۷۰ ۸۰ درصد!!
وگرنه که ما والا اندازه همون آدمای ده سال پیش داریم تلاش میکنیم شایدم ببشتر
ولی نتیجه ای که داریم میگیریم زمین تا آسمون فرق داره
تو هم بنظر من یه پیشرفت خیلی عالی ای داشتی تو شغلت که تونستی مغازه خودت رو بگیری و واسه خودت کار کنی.. خیلیا یک صدم اینم کار نکردن و کل عمرشون یا دستشون تو جیب باباشون بوده یا شوخرشون بعد فاز خودساختگی هم گرفتن و پزش رو هم به ما میدن آخرش!
ماعم نهایت هی باید منتظر بمونیم که اوضاع بهتر شه بلکه از این باتلاق اقتصادی دربیایم
سهند سهند سهند...
یه مدت روزی 18 فاکینگ ساعت کار میکردم...
برای حدود 55 روز حجم کارم اینجوری شد
یعنی برای تایم دسشویی رفتن و حموم رفتنمم باید حین کار برنامه ریزی میکردم... روحم نموده شد!!!
قبل همین جنگ ایران و امریکا هم از چهار و نیم پنج صب ک بیدار میشدم ک هیچی...
از ساعت شیش و هفت صب یگان بودم تا دو بعد از ظهر، دو هم میومدم خونه نهار میخوردم لباس عوض میکردم و تو همون خوابآلودگی بعد نهار خوردن میشستم پشت موتور میرفتم بیمارستان تا هشت و نه شب.
بعد بابام برگشته تو جمع میگه شما ازدواج کنید فکر پولش نباشید خدا براتون میخواد!!!
دیگ اونجا واقعا قاطی کردم سرش، بهش گفتم خدا برا شماها خواسته بود ک با روزی هف هش ساعت کار توی اداره چنتا خونه و ماشین و موتور و ویلا و... تونو خریدید بشینید برای ما ارد بدید وگرنه شما تو سن ما بودید تو خوابتونم نمیدیدید با اینقدر ساعت کاری در روز بازم بشینید تو خونه باباتون و جرعت ازدواج نداشته باشید!!!
اینو یجوری داد زدم سرش بنده خدا آروم گفت آره خب... حق دارید...
همین
ینی اینقد ک من از دست این جماعت فشار میخورم حد نداره!
@
shahid کاربر مورد علاقت جوین شد @
Roham_fucker