گیفت کارت   سیستم مورد نیاز بازی   سیستم مورد نیاز بازی


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جملات قصار

#1
آمــوختــه ام کـه ؛

لبخند ارزانتــرین راهی است که

می شـود با آن نـگـاه را وسعت داد …!

چارلی چاپلین

.

.

.

آدم هـــا تمام نمی شـونـــد.

آدم هــا نیمه شب با همه ی آنچه در

پس ذهن تـــو برایت باقی گذاشته انـــد،

به تــو هجـــوم می آورنــــد… !

هرتا مولر

.

.

.

اگـــر از کسی متنفـــری،

از قسمتی از خودت در او متنفـــری؛

چیزی که از ما نیست نمی تواند افکار ما را آشفته کند.

هرمان هسه

.

.

.



رسـم روزگـار اسـت دیگـر ،

از یـک دسـت تقـدیم مـی کنـد و از دسـتِ دیگـر ،

بـه زور از چنـگت بیـرون مـی کشـد …

ژوزه ساراماگو

.

.

.

مـا در ایـن مملکـت از وجـود ۳ چیـز برخورداریــم :

وجـدان بـیدار ,

آزادی بیـان ،

و احتیـاط لازم بـرای ایـنکه از دو تـای اول هـرگز اسـتفاده نـکنیم !

مــارک تــواین

.

.

.

اگر در جایی از شهر، تهیدست یافت شود ،

در همان نزدیکی ،

دزد و جیب بُر و دشمن مقدسات و هر گونه بدکار دیگر هم پنهان خواهند بود .

افلاطون

.

.

.

ساده تـرین کار جهــان این است کـه خودت بـاشی

و دشوارتـرین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند .

دیل کارنـگی

.

.

.

اما معنی اش این نیست که همه چیز عاقبت درست نمی شود .

پل استر



.

.

.

وقتـی کـه آدم تنهـا خـودش خوشـبخت باشـد

خجـالت دارد …

آلبـــر کامــــو

.

.

.

وفـاداری، هـنگامی کـه از یـک عشـق حقـیقی ناشـی نشـده باشـد

چـقدر کسـالت بـار اسـت!

میــــلان کونـــــدرا

.

.

.

چیزی که در زن مرا تسخیر می کند مهربانی اوست، نه روی زیبایش؛

من زنی را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد .

ویلیام شکسپیر

.

.

.

من از هر چه که تنها بخواهد به من چیزی “بیاموزد”

بی آنکه بر شادمندی ام بیفزاید یا مرا نشاط تازه ای بخشد , “نفرت” دارم.

یوهان ولفگانگ گوته

.

.

.

آزارم مـی دهـد دیـدن آن منظـره ای کـه مـادری کـودکش را سـیلی مـی زنـد

ولـی کـودک بـاز دامـانش را رهـا نمـی کنـد ؛

کجاسـت آن قاضـی تـا حکـم کنـد کـه سرچشـمه محـبت ، مـادر اسـت یـا فرزنـد ؟

حســـین پناهــــی

.

.

.

خوب است بدانیم که در بهترین زمان ها همیشه سبب هایی برای جشن گرفتن وجود دارد،

ولی از آن مهم تر، در نظر آوردن این امر در بدترین زمان هاست !

لئوبوسکالیا

.

.

.

عـــــــشــــق مثل همین بادهای کویــریست،

مـگـــر نیایــــد!

وقتی آمـــد چشمهـــا را کــــور می کنـــد…!

محمود دولت آبادی
جملات قصار 1
پاسخ
 سپاس شده توسط A General ، Actinium
آگهی

 
#2
مرسی خوب بودن
بازم اگه شد بزارین
خودمو خودمو بازم خودم
پاسخ
#3
با مرگ سر و کاری ندارم. وقتی من هستم، او نیست؛ وقتی او باشد، من نیستم.
اپیکور

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#4
آنکه ندیده است آن دستی را نیز که نوازش کنان - می کُشد، زندگی را خوب ننگریسته است.

فریدریش نیچه


«زندگی کوتاه است و حقیقت دوردست و طولانی است؛ بیایید حقیقت را بگوییم.»
  • آتور شوپنهاور، The World as Will and Representation، جلد یک، مقدمه.


«زندگی‌نامه انسان عبارت است از: مدهوش از امیدها و آرزوها، پای‌کوبان به‌آغوش مرگ پناه بردن.»
  • آرتور شوپنهاور، Die Welt als Wille und Vorstellung، ۱۸۴۴


«عشق و عاشقی هرچند اثیری و پراحساس ابراز گردد، بازهم ریشه در شهوت دارد و بس.»
  • آرتور شوپنهاور، Über die Weiber، ۱۸۵۱

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#5
«هدف نهائی از سرودن اشعار و نشر افکار، کوششی است آگاهانه تا سری بزرگ را بر روی تنه انسان‌های کوچک قرار دهند؛ پس چندان جای تعجب نیست اگر نتیجه نمی‌بخشد.»
  • آرتور شوپنهاور، Den Intellekt überhaupt und in jeder Beziehung betreffende Gedanken


«همه آرزوها از نیاز سرچشمه می‌گیرد، یعنی از کمبودها و از رنج‌ها.»
  • Welt und Mensch II، S. 230ff

«وقایع خوش زندگی مثل درختان سبز و خرمی است که وقتیکه از دور نظاره شان می‌کنیم خیلی زیبا به نظر می‌رسند ولی به مجرد آنکه نزدیکشان شده و در داخلشان می‌رویم زیبائیشان هم از بین می‌رود، شما در این موقع نمی‌توانید بفهمید زیبائیش به کجا رفته، آنچه می‌بینید چند درخت خواهد بود و بس.»
  • "در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، محمد مبشری"

«می توان زندگی را با قطعه‌ای پارچه گلدوزی شده مقایسه کرد که هر کس در نیمه اول عمر خود روی آن را می‌بیند، اما در نیمه دوم پشت آن را. آنچه در نیمه دوم می‌بینید آنقدرها زیبا نیست، اما بیشتر آموزنده است، زیرا او را قادر می‌سازد که ببیند چگونه نخها به یکدیگر متصل شده‌اند.»
    • "در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، محمد مبشری"

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#6
همیشه در هر نقطه ای از زندگی وقتی به عقب نگاه می کنیم، اگر صادقانه قضاوت کنیم تنها بابت از دست دادن لحظاتی حسرت نمی خوریم که از آنها نشانی باقی مانده است. و در دنیای ماده تنها فعایت هایی باقی می مانند که حامل معنا و مفهومی  بوده باشند که غیرمادی است. 

در حقیقت در دل آشوب بی معنایی و هرج و مرج جهان مادی که هر لحظه دستخوش آفرینش و ویرانی است، تنها به دستاویز مفاهیم غیرمادی است که می توان قرار و آرام پیدا کرد. 

ستون های معنا از دل دریای مواج هستی سر بر می آورند، و فرقه ها و گروه های انسانی هر یک به یکی از آنها چنگ می زنند، بلکه تا لحظه مرگ نیز که شده جهان را آرام و نسبتا ملایم تصور کنند. و با مرگ هر انسانی آن ستون ذهنی نیز فرو می ریزند، و در آخر تنها اقیانوس آشوب ناک هستی می ماند و واقعیت مواج و پر هرج و مرج آن. 

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#7
«بزرگترین خردمندی آنست که لذت بردن از لحظه حال را بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیت هستی است و جز این همه بازی فکر و اندیشه است. اما می‌توانیم آن را بزرگترین حماقت خود نیز بخوانیم، چرا که در این حالت لحظه‌ای کوتاه به وجود می‌آید و به سرعت یک رؤیا ناپدید می‌شود و هرگز ارزش تلاشی جدی را ندارد.»

آرتور شوپنهاور


«قطعاً شغل، نگرانی و گرفتاری، به وفور در سراسر زندگی همه وجود دارد. اما اگر تمام خواهش‌ها به محض برانگیخته شدن برآورده شوند، انسانها چگونه در زندگی خود مشغول باشند و وقت خود را بگذرانند؟ تصور کنید نژاد بشر به مدینه فاضله نقل مکان کند، جایی که هرچیزی خود به خود به ثمر برسد و کبوتران درحین پرواز بیدرنگ کباب شوند، جایی که هرکس فوراً محبوب خود را پیدا کند و در حفظ و نگهداری او هیچ مانع و مشکلی نداشته باشد. انسانها از دلزدگی خواهند مرد، یا خود را حلق آویز خواهند کرد، یا شاید با هم بجنگند، یکدیگر را خفه کنند یا بکشند؛ بنابراین دچار رنج و درد بیشتری از آنچه اکنون طبیعت برای آنها مقرر نموده، خواهند شد.»

آرتور شوپنهاور


«بیشتر انسان‌ها، هنگامی که در پایان عمر به گذشته می‌نگرند، در می‌یابند چقدر عاریتی و ناپایدار زیسته‌اند. وقتی می‌بینند آنچه گذاشته‌اند از دستشان برود بی‌آنکه قدرش را بدانند یا لذتش را ببرند، همان زندگی‌شان بوده، شگفت‌زده خواهند شد؛ و چنین انسانی فریب خورده از امید، رقصان به سوی بازوان مرگ می‌رود.»

آرتور شوپنهاور


«ما باید با حماقت، شکست و شرارت هر انسانی با گذشت بسیار رفتار کنیم. در نظر داشته باشیم که آنچه ما پیش از این در خود داریم به طور ساده شکست‌ها، حماقت‌ها و شرارت‌های خودمان است. زیرا اینها همه شکست‌های نوع بشر هستند که ما نیز به آن تعلق داریم و بر این اساس ما شکست‌های یکسانی داریم که در درون خود دفن کرده‌ایم. نباید به خاطر این بدی‌ها که صرفاً در همان لحظه خاص در ما پدیدار نشده‌اند، نسبت به دیگران خشمگین شویم.»

آرتور شوپنهاور


«وحشیان یکدیگر را می‌درند و متمدنان یکدیگر را می‌فریبند؛ این است چرخهٔ جهان».

آرتور شوپنهاور


«آرزوی تجدید حیات آدمی یک آرزوی ابلهانه است زیرا به‌وجود آمدن انسان یک اشتباه و یک حادثه غم‌انگیز است که بهتر است اساسأ تجدید نشود.»

آرتور شوپنهاور


«آن‌که از انجام عملی پشیمان می‌شود، دوبرابر بدبخت است و دوبار ضعف از خود نشان داده است.»

آرتور شوپنهاور


«اراده تنها حقیقتی است که قلب همه‌چیز است.»

آرتور شوپنهاور

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#8
«اسرار شخص، حال زندانیانی را دارند که چون رها شوند، تسلط بر آنها غیرممکن است.»

آرتور شوپنهاور


«اشخاصی که هرگز وقت ندارند، آن‌هایی هستند که کمتر کار می‌کنند.»

آرتور شوپنهاور


«آن که برای ابلهان می‌نویسد همواره مخاطب بسیار می‌یابد .»

آرتور شوپنهاور


«انسان باید مانند اقلیت فکر کند و مثل اکثریت سخن گوید.»

آرتور شوپنهاور


«انسان کامل، کسی است که زندگانی خود را به دست خود بسازد.»

آرتور شوپنهاور


«تجربه نشان داده است که افرادی که دارای نبوغ هنری فوق‌العاده بوده‌اند در ریاضیات استعداد نداشته‌اند هیچ‌کس نمی‌تواند در هردو رشته ممتاز گردد.»

آرتور شوپنهاور


«تنها ماندن، سرنوشت تمام راه‌های بزرگ است، این سرنوشتی است که اغلب بر آن تأسف می‌خورند، من باید بگویم که از سرنوشت‌های دیگر اسف‌انگیزتر نیست.»

آرتور شوپنهاور

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#9
آرتور شوپنهاور:


«در درون ما دوزخی وجود دارد که نام آن شهوت است، و معمولأ خود را در قالب عقل و هوش و فلسفه جلوه‌گر می‌سازد.»


«سگ‌ها به‌زحمت لطف و احسان زیاد را تحمل می‌کنند و انسان خیلی کمتر از آن‌ها.»


«ما ندرتأ دربارهٔ آنچه که داریم فکر می‌کنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهائی هستیم که نداریم.»


«ما همواره سعی می‌کنیم خود را از الم برهانیم، اما تمام مساعی ما جز به‌ یک نتیجه منجر نمی‌شود و آن این است که دردهای خود را تغییر دهیم.»


«مردم فرومایه از اشتباهات و لغزش‌های اشخاص بزرگ لذت فراوان می‌برند.»


«من دنیای پر از شیر و عسل را دوست نمی‌دارم من دنیای کوچک و گرمی را دوست دارم که خودم با دست خود آن را ساخته باشم.»


«نوابغ برخلاف اشخاص عادی تنها در فکر خود نیستند و منافع شخصی را در نظر نمی‌گیرند بدین جهت در آثار نوابغ همیشه نظریاتی دیده می‌شود که دارای جنبه کلی و جهانی است و از حدود زمان فراتر می‌رود.»


«هر جدائی یک‌نوع مرگ است و هر ملاقات یک‌نوع رستاخیز.»

This is real, and you've been right here all along



پاسخ
#10
.:: آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل من تو تنهاست بخند!
و خدایی که به شدت کافیست Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط ღ ღ ẐÅℋℜÅ ღ ღ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان