06-12-2012، 10:09
سلام
از تاپیک معلومه بزرگترین ریسک زندگیتو بگو!!:cool:
از تاپیک معلومه بزرگترین ریسک زندگیتو بگو!!:cool:
|
|
بزرگترین ریسک زندگیتو بگو!! |
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
06-12-2012، 10:09
سلام
از تاپیک معلومه بزرگترین ریسک زندگیتو بگو!!:cool:
06-12-2012، 10:16
1-براي معلمم شاخ گذاشتم
![]() 2-وسط خيابون شلوغ دويدن ![]() 3-به مامانم گفتم دوست پسرداشتم:cool:
06-12-2012، 10:24
1به عشقم گفتم دوست دارم
2 به مامانم گفتم عاشق دوست پسرمم
1- زیر پایه های صندلی معلم پیازی(نوعی ترقه) گزاشتم. قیافش خیلی خنده دار بود و قتی پیازی ها ترکیدن
![]() ![]() ![]() ![]() 2- صندلی مدرسه توش اسفنجی بود روکشش رو سوراخ سوراخ کردم بعد با سرنگ توشو پر آب کردم بیچاره نشست دیگه بلند نشد.(دوستان اسرار داشتن با پونز این کارو بکنم اما دلم براش سوخت) منتها اولین مورد رو یکی دیگه رو به جای من گرفتن اون یارو لوم داد اما دفعه ی دوم هیشکی لو نداد
06-12-2012، 11:10
بزرگ ترین ریسک زندگیم این بود که
با تیغ ابروم رو برداشتم یه دیونه گی محض اونم تو 10 سالگی البته وسط ابروم یک کوچولو رفت
06-12-2012، 11:14
جلو بابا دوست دخترم گفتم لعنتی من دوسش دارم....سپس با پک و پوز خون الود راهی خونه شدم
![]()
06-12-2012، 12:15
(06-12-2012، 10:56)روشا2012 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.ایول تو مثل منی
06-12-2012، 12:27
اولیش این بود که سال اول دبیرستان رو کاغذ نوشتم "من خر هستم" و گذاشتمش رو صندلی معلممون.وقتی نشست چسبید بهش تا آخرزنگ فقط با بروبچ میخندیدیم اون بیچاره هم هنگ کرده بود که ما چمووونه!!!!زنگ که خورد تودفترمربیان بهش گفته بودن که کارم داشت به اخراج کشیده میشد ولی یه جوری درستش کردییییییییییییییم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() دومیشم این بود که عاشق شهرام شدم!!!!!!!!!!!!!! ![]() ![]() ![]() ![]()
06-12-2012، 12:43
اين بود كه
سوم راهنمايي كه بودم زنگ اخر كه همه رفتن همه نيكتاي كلاسا رو بهم ريختم و رو ميز همه با خط زشت نوشتم ما خر هستيم:cool: بعد وقتي 13 14 ساله بودم موهامو دكولره كردم بعد رفتم كلاه گيس گرفتم و گذاشتم بعد رفتم ارايشگاه موهامو رنگ كردم البته بيدا مامانم فهميد ديگه نميرم موهامو رنگ كنم هنوز مونده ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
11-07-2013، 16:59
بزرگترین ریسک زندگیم این بود که ساعت 2 نصفه شب برم بیرون [/font]
بزنم تو گوش [font=Arial]دوستم با کسی که ازش متنفر بودم اشتی کنم و بگم دوست دارم [font=Impact]
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||
| برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
| شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
|
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|