گیفت کارت   abkhanwarz460x60   حداقل سیستم مورد نیاز بازی


امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان عاشقانه مریم...یه عشق واقعی(ارزش خوندن داره)

#1
Heart 
شب عروسيه،آخره شبه عروس خانوم رفته تو اتاقش لباساشو عوض كنه هرچي منتظر شدن برنگشته در رو هم قفل كرده،همه پشت در نگرانن هرچي صدا ميزنن مريم(عروس)جواب نميده آخر داماد طاقت نمياره ميزنه درو ميشكنه عروس ناز مامان بابا كف اتاق خوابيده لباس قشنگ عروسيش با خون يكي شده ولي رو لباش لبخنده،همه ماتو مبهوت موندن كنار دست مريم يه كاغذ هست كه با خون يكي شده باباش با دست لرزان كاغذو برميداره و ميخونه:
سلام عزيزم دارم برات نامه مينويسم.آخرين نامه ي زندگيمو،آخه اينجا آخر خط زندگيمه،كاش منو تو لباس عروس ميديدي،مگه نه اينكه آرزوت هميشه همين بود!؟علي جان دارم ميرم تا بدوني تا آخرش رو حرفم واستادم ميبيني بازم تونستم باهات حرف بزنم ولي كاش منم حرفاي تو رو ميشنيدم دارم ميرم چون قسم خوردم تو هم خوردي يادته!؟گفتم يا تو يا مرگ تو هم گفتي يادته!؟علي تو اينجا نيستي من تو لباس عروسم چرا تو كنارم نيستي داماد قلب من تويي اي كاش بودي و ميديدي مريمت چطوري داره لباس عروسيشو با خونش رنگ ميكنه كاش بودي و ميديدي مريمت تا آخرش رو حرفاش موند.علي مريمت داره ميره كه بهت ثابت كنه دوستت داشت.حالا كه چشمام داره سياهي ميره،حالا كه همه بدنم داره ميلرزه زندگيم مثل يه سريال از جلو چشام داره ميگذره،روزي كه نگام تو نگاهت گره خورد يادته!؟روزي كه دلامون لرزيد!؟روزاي خوب عاشقيمون يادته!؟نقشه هاي آيندمون يادته!؟علي من يادمه،يادمه بزرگترامون همونايي كه زندگيشون بوديم چطور رو قلبهامون پا گذاشتن يادمه بابات از خونه پرتت كرد بيرون كه اگه دوسش داري تنها برو سراغش يادمه بابام خوابوند زير گوشت كه ديگه حق نداري اسمشو بياري.يادته اون روز چقدر گريه كردم،تو اشكامو پاك كردي و ميگفتي وقتي گريه ميكني چشمات قشنگتر ميشه ميگفتي كه من بخندم علي بيا ببين چشمام به اندازه كافي قشنگ شدن يا بازم گريه كنم!؟هنوز يادمه روزي كه بابات فرستادت شهر غريب كه چشمات به چشمام نيافته ولي نميدونست عشق تو تو قلب منه نه چشمام.روزي كه بابام ما رو از شهرو ديار آواره كرد چون من دل به عشقي سپرده بودم كه دستاش خاليه و پولي براي آينده نداره.ولي نميدونست آرزوي من تو نگاه تو بود نه دستات.پامو از اين اتاق بذارم بيرون ديگه مال تو نيستم ديگه تو رو ندارم.نميتونم ببينم جاي دستاي گرم تو دستاي يخ زده اي تو دستام باشه همين جا تمومش ميكنم واسه مردن ديگه از بابام اجازه نميخوام واي علي كاش بودي و ميديدي رنگ قرمز خون با رنگ سفيد لباس عروس چقدر بهم ميان!عزيزم ديگه ناي نوشتن ندارم دلم برات خيلي تنگ شده ميخوام ببينمت دستم ميلرزه طرح چشمات پيش رومه،دستمو بگير منم باهات ميام،...

پدر مريم نامه تو دستشه،كمرش شكست،بالاي سر جنازه دختر قشنگش ايستاده و گريه ميكنه.سرشو برگردوند كه به جمعيت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاكي تو سرش شده كه توي چهارچوب در يه قيافه آشنا ميبينه،آره پدر علي بود.اونم يه نامه تو دستشه چشماش قرمزه،صورتش با اشك يكي شده بود،نگاه دو پدر تو هم گره خورد نگاهي كه خيلي حرفا توش بود هر دو سكوت كردند و بهم نگاه كردند سكوتي كه فرياد دردهاشون بود پدر علي هم اومده بود نامه پسرشو برسونه بدست مريم اومده بود كه بگه پسرش به قولش عمل كرده ولي دير رسيده بود.حالا همه چيز تمام شده بود و كتاب عشق علي و مريم بسته شده.حالا ديگه دوتا قلب نادم و پشيمون دو پدر مونده و اشكاي سرد دو مادر و يه دل داغ ديده از يه داماد نگون بخت!مابقي هرچي مونده گذر زمانه و آينده و بازهم اشتباهاتي كه فرصتي واسه جبران پيدا نميكنند!!

cryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcrying
چـــــــــــــــــهـ  خــوبــهـ  کــهـ برگـشـــــــــتیـــ ...
پاسخ
 سپاس شده توسط *devil black* ، HeDyE~×~ ، ɨAʀʍɨռ ، MissLone ، خسرو شکیبایی ، T A R A ، MINA JOON ، Shawty Girl ، بهاره@@@@@@ ، Ayria ، samin90 ، elnaz-s ، feletcher ، azary ، درســــایـــــــــ ، LOVE KING ، NiMa2021 ، خزیمه ، fatima1378 ، 14.anita ، βΑllεяiηΑ♡ ، یاسی@[email protected] ، محدثه74 ، ~ALONE GIRL~ ، saeed25/12 ، حقوقدان انجمن ، bita2000 ، zolale qasemi ، *elijoon* ، اذیتا ، رز سفیدم ، ▂▃▄▅▆▇█▓▒░ممل کرمانی░▒▓█▇▆▅▄▃▂ ، neimar ، گلشن ٧٧ ، 3RG ، Solmaz1D ، tabasom27 ، باران20 ، دختر تنها12 ، nanali ، پرديس ، عطرینا ، atena2015 ، خوشتیپ انجمن ، S.MohaMMaD.M ، |HEllen| ، sama00 ، یاس خوزستانی
آگهی


 
#2
اههههcryingcryingcryingcrying
داستان عاشقانه مریم...یه عشق واقعی(ارزش خوندن داره) 1
پاسخ
 سپاس شده توسط بهاره@@@@@@
#3
هیچی نمیتونم بگم.............ولی.............ولی.............بی خیال..............نیما تو رو خدا بخونش.........فکر کنم سرنوشتم یه چیزی مثه این شه!!!!!نیما دوست دارمcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcrying
پاسخ
 سپاس شده توسط بهاره@@@@@@
#4
maryammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm khodayea be in migan eshghe vagheiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiicryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcrying
پاسخ
 سپاس شده توسط بهاره@@@@@@
#5
هی اینم یه نوعشه دیگه به نظرم آدم عاشق همه کاری می کنه که به عشقش برسه

SadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSad
**FU
FAKE
WORLD

گند زدید به انجمن 
Dodgy Dodgy  


پاسخ
 سپاس شده توسط T A R A ، بهاره@@@@@@
#6
Undecided به نظر نمی یاد واقعی باشه
699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699 
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 
699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666


Ctrl + F 
را بزنيد بعد 

شماره ی 6 را بزنيد حالا 
Ctrl + Enter 
را بزنيد

پاسخ
 سپاس شده توسط بهاره@@@@@@ ، zolale qasemi ، پرديس
#7
خیالی بود.IdeaIdeaIdea
پاسخ
 سپاس شده توسط بهاره@@@@@@
#8
cryingcryingcryingcryingcryingcryingوای خدا این چی بود دیگهcryingcryingcrying
رفتم تو کوه داد زدم .. یعنی از من خوشگل ترم هست !؟

صدا اومد هست هست هست … هیچی دیگه برگشتم خونه!
:ngh:
پاسخ
 سپاس شده توسط pooker ، بهاره@@@@@@
#9
mersicrying
اونـے کـہ واسـہ شُما ادّعا مـے کنـہ
واسـہ بودنِ با مآ دُعا مـے کنـہ!
عآرهـ عزیزم !
پاسخ
#10
چه بد___:'(
خاکی شو قبل از اینکه خاکت کننــــ ــــ ـــ ــ ـ ـ ـ
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Wink رمان ترسناک و عاشقانه خیلی قشنگ ویلای نفرین شده (به قلم اکیپ خودمونه)
  داستان عاشقانه ی هیچکس
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم
  داستان عاشقانه و زیبای مریم و امیر
  داستان عشق و هوس(+18)
  یک داستان خیلی ترسناک...فکر نکنم جرعت داشته باشی بیای تو البته بعضی ها...
Shocked کوتاه ترین داستان اشک اور دنیا
  سه داستان کوتاه غم انگیز (نیای تو ضرر کردی)
  داستان ترسناک کی دوست داره؟ :: اسرار دختر جن زده::
  اتفاق وحشتناک در دنیای واقعی که حتی در فیلم‌های ترسناک هم ندیده‌اید

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان