پارس ایمپریا   گیفت کارت   khanwars-468x60


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سلام زلزله،بیا باهم کمی صحبت کنیم....

#1
سلام دوستان ..
اومدم باز با دلنوشته های خودم ((:



سلام زلزله
دیشب که آمدی
من ولیلا و حمید را در خواب بردی
نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آورا پیدا می کنند یا نه 
تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم 
راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟

دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد
ساکتِ ساکت ، برای همیشه 
همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود ، 
پیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و ...
حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس آبجی من هستم 
ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من 
می دانی زلزله ، ما که رفتیم 
ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند
هم آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیم شان
لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
ولی ما دیگه نبودیم ، 
اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ... بگذریم 
لودر که می دانی چیست
همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه
از آن استفاده می کنند
ودر روستا ها ، برای برداشتن آوار از سر مردم 
مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند
و دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع باشد
همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدر
برای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردند 
کاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودند
تا پدر خانه بهتری برایمان بسازد
تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند

وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی ، این آوار را

نمی دانم زلزله
شاید برای دادن وام پدر ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند

می دانی زلزله
با آمدن تو ، روستای ما را شناختند
می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست
ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟
راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به ۷/۳ ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟

می دانی زلزله به چه فکر می کنم
به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی
و به زنده های لودر و همدلی ندیده
به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،
 آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند
تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند

دلم برای لیلا و حمید و مریم های روستاهای بعدی می سوزد

می دانی زلزله
ما که رفتیم
ولی خدا کند روزی بنویسند :
" ز" مثل " زندگی"
تهران پر شده است
از نفس های تو
چطور دلشان می آید
بگویند هوایش آلوده ست!؟
پاسخ
 سپاس شده توسط ÆMÆշЇÑζ ، باحال خوش ، خانم دکتر خوشگل ، _Lσѕт_ ، Mr.Robot ، …Reyhaneh… ، ⓢⓘⓛⓔⓝⓒⓔ ، n.leito ، *Ramesh*
آگهی

 
#2
عالی بود مرسی
خودتان را در قلب کسی نچپانید...
"جا نمیشوید"
فقط...
"چروک می شوید"
همین...
پاسخ
 سپاس شده توسط خانم دکتر خوشگل ، zizigolo2017 ، _Terror_
#3
بسیار زیبا و مفید .

متشکر
پاسخ
 سپاس شده توسط _Terror_
#4
خیلی موضوع بی کیفتی بود

خیلی موضوع بی کیفتی بود.
پاسخ
#5
در کل زیبا بود اگر هم بخواییم یه اشکال خیلی کوچیک ازش برطرف کنیم اینه که یکم تکه های آخر حرفش برای بچه ای که هنوز تکلیف مینویسه بزرگ بود.در کل عالی بود
می رسد روزی که بی هم میشویم
یک به یک از جمع هم کم میشویم
میرسد روزی که ما در خاطرات
موجب خندیدن و غم میشویم
گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق
می رسد روزی که بی هم میشویم...
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان