امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان کوتاه عاشقانه دختر نابینا

#1
Sad 
ﺍﺯ ﺑﺪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮﮐﯽ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﭘﺴﺮﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻌﻠﻮﻟﯿﺘﺶ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻓﺮﺩﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻨﺎ ﺷﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭘﺴﺮﮎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﺮﻭ ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﺎﺵ!!!




سپاس فراموش نشه
پاسخ
 سپاس شده توسط یلدا 86 ، tamana m
آگهی
#2
دختره کره خر بیشعور بی احساس سه نقطه.............................................
اهای تویی که پشت پازدی به قلبم و رفتی دیگه برنگرد چون تو دنیای من هیچ اشغالی بازیافت نمیشه
راستی من عوض نمی شم ولی خیلی جاها عوضی میشم اینو تو مخت فرو کن1818
پاسخ
#3
عجبا !
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  ●داستان های ترسناک●
  حال بهم زن ترین داستان دنیا(هر اتفاقی که بعد از خوندن داستان افتاد به من ربطی نداره)
  داستان عاشقی یک پسر خیلی قشنگه(تکراری نیست)
  داستان|پیش زمینه ذهنی|
Exclamation داستان بسیار ترسناک خونه جدید !
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم
  رمان عاشقانه ( کراش من توی دانشگاه یه دختر ترسناکه) به قلم خودم. پارت پایانی.
Exclamation مجنون (داستان ترسناک واقعی) +18

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان