امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان رو با کلمه ای که نفر قبلی میگه ادامه بده

#1
سلام گل
یه داستانی میگم، تهش یه کلمه میدم، نفر بعدی یه پاراگراف با اون کلمه اضافه میکنه و تهش یه کلمه به نفر بعدیش میده...

«در جنگلی تاریک، تنها صدا، خش‌خش برگ‌ها زیر پای سارا بود. او به دنبال گنجی گمشده می‌گشت که...»
(کلمه:آینه)
پاسخ
 سپاس شده توسط Faust ، sober
آگهی
#2
آینه دید و رژ لبشو تمدید کرد .
خرس
پاسخ
#3
در آینه چشمش به یک خرس که پشت سرش ایستاده بود افتاد...
سراسیمه برگشت، نفسش در سینه حبس شده بود، نفس های سرد خرس به صورت سارا میخورد، نزدیک و نزدیکتر میشد و پاهای سارا سست و سست تر، ناگهان خرس لب گشود:



(آدامس خرسی)
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط ɪᴄᴇ
#4
حالا هیچ راه فرار دیگه ای نداری خانوم کوچولو!
خرس زمزمه وار در حالی که توی صورتش خم شده بود گفت اما سارا ناگهان فکری به ذهنش رسید دست در جیبش کرد و آدامس خرسی ای را داخل دهانش گذاشت و آن را آنقدر باد کرد که توی صورت خرس ترکید و تمام موهای بدنش چسبناک شد بعد از این فرصت استفاده کرد و فرار کرد و به سمت انتهای جنگل دوید...
(پاک کن)
پاسخ
 سپاس شده توسط ɪᴄᴇ
#5
خرس با یه پاککن صورتشو از آدامس خرسی پاک کرد و از تو کوله پشتیش بستنی آدمکی‌ـشو در اورد، افتاد دنبال سارا و خنده کنان میخوند:"نترس نترس کارت دارم، من حیوونی بی آزارم"

(هلیکوپتر کنترلی)
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
Heart
پاسخ
#6
سارا در حالی که نفس نفس می زد به دویدن ادامه داد اما صدایی بالای سرش می شنید یک هلی کوپتر کنترلی بالای سرش پرواز می کرد بلند فریاد زد:
کمک...کمکک...
(مترسک)
پاسخ
#7
مترسکی ک اونجا ایستاده بود با لبخند زوری ای که به روی صورتش بالاجبار دوخته بودن با صدایی خفه و آروم زمزمه کرد: "ولی اون برای نجات تو اینجا نیست..."


(شاهد 136)
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
Heart
پاسخ
#8
سارا با ترس به اطرافش نگاه کرد و با چیزی که دید پوزخندی روی لبانش نقش بست و گفت:ولی فکر نکنم این طوری باشه
ناگهان شاهد ۱۳۶ را بر فراز آسمان دید که داشت به زمین می خورد پس به درون سوراخی داخل زمین پرید و انجا پناه گرفت چند ثانیه بعد صدای برخورد و انفجار آن آمد..
(دکلته)
پاسخ
 سپاس شده توسط ɪᴄᴇ
#9
هلیکوپتر کنترلی به زمین نشست و تـ.ـرامـ.ـپ با موهای افشون و یه دکلته سورمه ای و پاشنه بلند با رژ جیغ صورتی تلق تلق کنان از هلیکوپتر کنترلی پیاده شد و گفت:


(نیسان آبی)
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
Heart
پاسخ
#10
در همین لحظه نیسان آبی وارد کادر شد و با سرعت 140 کیلومتر بر ساعت به ترامپ و هلی کوپتر برخورد کرد، درب نیسان آبی باز شد و احمدی نژاد با زمزمه "بگم بگم" پیاده شد.

(آب مقدس)
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  دوست داری توی پیراهن نفر قبلی چی بندازی؟
  اگه یه اسپری داشتی رو دیوار خونه نفر قبلی چی مینوشتی؟
  فکر میکنی نفر قبلی چند درصد دوست داره؟ نسخه ۳
  کتابی که نفر قبلی میگه رو خوندی؟
  روان شناسی از طریق اواتارنفر قبلی
  به نفر قبلی یک آهنگ هدیه بده
  ب نظرت نفر قبلی ب چ چیزی علاقه داره
Tongue دوست داری به سمت نفر قبلی چی پرت کنی؟
  ∞اگــر قاضی بودی بـرای نفـر قبلی چه حکمی تعین میکردیـــــ ??∞{سری دوم}
  تو پروفایل نفر قبلی چه چیزی نظرتو جلب کرده؟! || نسخه 10

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان