ارسالها: 5,388
موضوعها: 2,365
تاریخ عضویت: Jul 2019
سپاس ها 495
سپاس شده 10127 بار در 6684 ارسال



حالت من:
آنچه که باید ارائه داد
اسلاید 1: صفحه عنوان – جهان دو قطبی
«سلام بر همه دوستان. ارائه امروز ما درباره درس نهم کتاب جامعهشناسی پایه یازدهم است با عنوان «جهان دو قطبی». در این ارائه میخواهیم سفری داشته باشیم به دورانی که جهان بین دو قدرت بزرگ تقسیم شده بود: بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و بلوک غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا. ما در گروه خود سعی کردیم زمینههای شکلگیری این دو بلوک، ویژگیهای هرکدام، تأثیر این دوران بر کشورهای جهان سوم و درسهایی که از این دوره تاریخی میتوانیم بگیریم را بررسی کنیم. لطفاً دوستان توجه داشته باشند که این دوره تأثیر بسیار عمیقی بر ساختار سیاسی و اقتصادی جهان امروز گذاشته است.»
---
اسلاید 2: اهداف درس
«در اسلاید دوم، سه هدف اصلی را که در این درس دنبال میکنیم مرور میکنیم.
هدف اول: مقایسه نظامهای سیاسی و اقتصادی بلوک شرق و بلوک غرب. ما باید تفاوتهای بنیادین این دو نظام را به خوبی بشناسیم؛ اینکه در بلوک شرق نظام سوسیالیستی و کمونیستی حاکم بود با مالکیت عمومی و برنامهریزی مرکزی، و در بلوک غرب نظام سرمایهداری و دموکراسی لیبرال حاکم بود با مالکیت خصوصی و بازار آزاد.
هدف دوم: تحلیل دوران جهان دو قطبی. دانشآموزان باید بتوانند این دوران را با توجه به ویژگیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن تحلیل کنند. یعنی فقط نخواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاد، بلکه بتوانیم علتها و پیامدهایش را هم درک کنیم.
هدف سوم: بررسی پیامدهای این دوران بر کشورهای جهان سوم و تأثیرات آن بر تحولات جهانی. این خیلی مهم است که ببینیم کشورهای ضعیفتر و در حال توسعه در این تقابل بزرگ چه جایگاهی داشتند و چه آسیبهایی دیدند.
و در نهایت، هدف نهایی این درس این است که در ما یک بینش انتقادی درباره قدرتهای جهانی و سیاستهای بینالمللی ایجاد شود. یعنی فقط اطلاعات حفظ نکنیم، بلکه بتوانیم قدرتهای بزرگ را نقد کنیم و بفهمیم که سیاستهای بینالمللی همیشه در خدمت منافع کشورهای قدرتمند بوده است.»
---
اسلاید 3: مقدمه – چالشهای جدید فرهنگ غرب
«در اسلاید مقدمه، یک بحث فلسفی و اجتماعی مطرح شده که باید خوب توضیح دهم.
نویسنده کتاب میگوید: اگر فرهنگ غرب توانسته بود چالشهای قبلی خودش را حل کند و نیازهای مادی و معنوی انسانها را برطرف سازد، نباید دوباره با چالشهای بنیادین جدیدی مواجه میشد. اما در عمل، مسیری که غرب برای حل مشکلات گذشته خودش رفت، خودش باعث ایجاد مسائل و مشکلات جدیدی شد.
این چالشهای جدید در شکلهای مختلفی ظاهر میشوند. بیایید انواع این چالشها را نام ببریم:
۱. چالشهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
۲. چالشهای منطقهای و فرامنطقهای (یعنی هم درون یک منطقه و هم فراتر از مرزها)
۳. چالشهای مقطعی و مستمر (بعضی موقتی هستند، بعضی همیشگی)
۴. چالشهای فردی و کلان (مربوط به یک نفر یا کل جامعه)
۵. چالشهای درونفرهنگی و بینفرهنگی (بین خود یک فرهنگ یا میان دو فرهنگ متفاوت)
۶. چالشهای ذاتی و عارضی
· چالش ذاتی یعنی ریشه در عقاید و ارزشهای درونی خود آن جامعه دارد.
· چالش عارضی یعنی بر اثر عوامل بیرونی و خارجی به وجود آمده است.
۷. چالشهای معرفتی و علمی
۸. چالشهای معنوی و دینی
نکته مهم این است که خیلی از این چالشها همزمان چندتا از این ویژگیها را دارند. مثلاً چالش فقر و ثروت، در عین حال که یک چالش اقتصادی و اجتماعی است، میتواند فردی یا کلان، مقطعی یا مستمر هم باشد.
حالا از شما سؤال میشود: به نظر شما چالش فقر و غنا نمونه کدام یک از این صورتها است؟»
---
اسلاید 4: زمینههای شکلگیری – از زوال اربابرعیتی تا چالش فقر و غنا
«در اسلاید چهارم، میخواهیم به ریشههای تاریخی شکلگیری این چالشها برگردیم.
قسمت اول: اقتصاد قرون وسطی
در قرون وسطی، اقتصاد اروپا بر پایه روابط اجتماعی به نام «ارباب-رعیتی» بود. در این سیستم، کشاورزان به زمین وابسته بودند و حق جابهجایی یا انتخاب شغل آزاد را نداشتند. آنها عملاً در نوعی بردگی کشاورزی زندگی میکردند.
قسمت دوم: نظریهپردازان لیبرال
با آمدن نظریهپردازان لیبرال در قرن هجدهم و نوزدهم، حرف تازهای مطرح شد. آنها معتقد بودند آزادی فعالیت صاحبان سرمایه، ضامن پیشرفت جامعه است. این نظریهپردازان مخالف هر نوع دخالت دولت در اقتصاد بودند. جالب است بدانید که آنها حتی کمک به مستمندان را همیشه کار درستی نمیدانستند و فکر میکردند کمک کردن به فقرا باعث تنبلی و افزایش جمعیت فقیر میشود.
قسمت سوم: نمونه تلخ انگلستان و انقلاب صنعتی
در انگلستان که پیشگام انقلاب صنعتی بود، شرایط کارخانهها و نوانخانهها (یعنی سرای فقرا) آنقدر بد بود که خود فقرا ترجیح میدادند بمیرند تا در آن شرایط زندگی کنند. بهرهکشی از کودکان در این دوران به اوج خود رسید. نویسندگانی مثل چارلز دیکنز در رمان «الیور تویست» این شرایط وحشتناک را به تصویر کشیدند. الیور تویست یک پسر بچه است که از سادگی کودکاناش به وضعیت نوانخانه اعتراض میکند.
قسمت چهارم: پیامدهای لیبرالیسم اولیه
لیبرالیسم اولیه که بیشتر رویکردی فردی و اقتصادی داشت، چهار پیامد مهم به دنبال آورد:
۱. روابط اجتماعی ارباب-رعیتی را ریشهکن کرد.
۲. کشاورزان را از بردگی نجات داد و به آنها اجازه مهاجرت و تصمیمگیری درباره زندگیشان داد.
۳. موانع قبلی مثل غیرقابل فروش بودن زمین را از سر راه صاحبان ثروت برداشت.
۴. کشاورزان را به کارگرانی تبدیل کرد که تنها سرمایهشان «نیروی کارشان» بود و مجبور بودند آن را به صاحبان ثروت و صنعت بفروشند.
در نهایت، سرمایهداران آزادانه به بهرهکشی از کارگران پرداختند. کارگران در ظاهر از همه قید و بندهای قبلی آزاد شده بودند، اما در واقع به بردگی جدیدی به نام «حقوق بگیر» گرفتار شدند.»
---
اسلاید 5: از بیعدالتی لیبرالی تا تقابل بلوک شرق و غرب – آغاز جهان دو قطبی
«اسلاید پنجم یکی از مهمترین اسلایدهاست، چون نشان میدهد چطور مشکلات داخلی اروپا به یک تقابل جهانی تبدیل شد.
بخش اول: نتیجه بیعدالتی
لیبرالیسم اولیه با تکیه بر آزادی اقتصادی، راه را برای استثمار کارگران توسط صاحبان ثروت باز کرد و عدالت اجتماعی را کاملاً نادیده گرفت. به این ترتیب، نخستین چالش بزرگ یعنی «چالش فقر و غنا» در خود کشورهای غربی شکل گرفت. یعنی خود غرب بود که با مشکل فقر و بیعدالتی مواجه شد، نه کشورهای دیگر.
بخش دوم: یک نمونه تاریخی بسیار تلخ – قحطی بزرگ ایرلند
اجازه دهید یک مثال عینی و بسیار مهم بزنم. تفکر لیبرالی باعث شد دولتمردان انگلیسی مثل «لرد جان راسل» از هر اقدامی برای مقابله با قحطی در ایرلند خودداری کنند. در قحطی بزرگ ایرلند، نزدیک به یک و نیم میلیون نفر مردند یا مجبور به مهاجرت شدند. در اوج قحطی، مردم هر ۴۸ ساعت یک بار مجبور بودند برگ کلم را بخارپز کنند و بخورند. باور کنید یا نه، دولت انگلیس نه تنها کمکی نکرد، بلکه جلوی صادرات گندم و جو از ایرلند را هم نگرفت. این مواد غذایی با محافظت ارتش بریتانیا صادر میشد و مردم گرسنه با چشمان خود میدیدند که غذا از کشورشان خارج میشود.
بخش سوم: پاسخ مارکس
بعضی از اندیشمندان اروپایی برای حل مشکل فقر و غنا نظریههایی ارائه دادند. مهمترین آنها «کارل مارکس» در نیمه دوم قرن نوزدهم بود. مارکس لیبرالیسم اقتصادی را به شدت نقد کرد. از نظر او، چالشهای جامعه سرمایهداری فقط با یک انقلاب ریشهای حل میشد.
بخش چهارم: اندیشمندان ضد فقرا
در مقابل، بعضی از اندیشمندان موضع کاملاً متفاوتی داشتند. «توماس مالتوس»، جمعیتشناس انگلیسی، معتقد بود کسانی که در فقر به دنیا میآیند، حق زندگی ندارند! او به صراحت گفته است: «انسانی که در دنیای از قبل تصاحب شده به دنیا میآید، اگر نتواند از والدینش ارث ببرد و اگر جامعه خواهان کار او نباشد، هیچ حقی برای دریافت کمترین غذا ندارد. بر سر سفره گسترده طبیعت جایی برای او وجود ندارد. طبیعت به او دستور رفتن میدهد و این دستور را بلافاصله اجرا میکند.»
«دیوید ریکاردو»، اقتصاددان دیگر، مخالف افزایش دستمزد کارگران بود. او معتقد بود اگر مزاحمتها را برداریم، استعداد و تلاش به پاداش طبیعی خود میرسد و تنبلی و مسامحه هم مجازات طبیعی خود را میبیند.
بخش پنجم: پیدایش راست و چپ سیاسی
بعد از انقلاب فرانسه، در مجلس این کشور، طرفداران نظریههای لیبرالیستی در طرف راست مجلس مینشستند و منتقدان این نظریهها در طرف چپ مجلس. به همین دلیل، آنها را با عنوان دو جریان چپ و راست میشناختند.
بخش ششم: تبدیل به بلوک شرق و غرب
این تقابل راست و چپ که در قرن نوزدهم در درون کشورهای اروپایی شکل گرفته بود، در قرن بیستم به شکل تقابل دو بلوک جهانی درآمد. بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی (که ادامهدهنده ایدههای چپ و مارکسیستی بود) و بلوک غرب به رهبری آمریکا (که ادامهدهنده ایدههای راست و لیبرالیستی بود). این تقابل باعث شد جهان وارد دوره «جنگ سرد» شود و به دو قطب مخالف تقسیم گردد. این همان جهان دو قطبی است که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.»
--
خلاف قوانین؟! تکراری؟! بی کیفیت؟! اسپمزا؟! اسپم؟!کم محتوا؟!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا
ثبت نام کنید یا
وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ویلای دو خوابه و ارزان قیمت در نزدیکی دریا در شهر رامسر (:
ارسالها: 16
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: May 2026
سپاس ها 3
سپاس شده 4 بار در 3 ارسال
حالت من: هیچ کدام
البته این مناطق قطب محسوب نمیشدن
ضمنا دو تا نبود بیشتر بود
اما توی ایران اینجوری معرفی شده
ولی به هر حال زحمت کشیدی دستت درد نکنه.
ارسالها: 5,388
موضوعها: 2,365
تاریخ عضویت: Jul 2019
سپاس ها 495
سپاس شده 10127 بار در 6684 ارسال



حالت من:
اسلاید ۶: جهان دو قطبی به چه دورهای گفته میشود؟
«در اسلاید ششم، میخواهیم تعریف دقیقی از «جهان دو قطبی» ارائه بدهیم.
تاریخ شروع و پایان: جهان دو قطبی دورهای است که پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ آغاز شد (توجه کنید که در متن اسلاید سال اشتباه ۱۹۶۵ نوشته شده، اما سال درست ۱۹۴۵ است) و تا سال ۱۹۹۱ که اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد، ادامه داشت.
تقسیمبندی جهان: در این دوران، جهان به دو بلوک اصلی تقسیم شد:
· بلوک شرق: تحت رهبری اتحاد جماهیر شوروی
· بلوک غرب: تحت رهبری ایالات متحده آمریکا
نکته بسیار مهم این است که این تقسیمبندی فقط یک تقسیمبندی جغرافیایی یا سیاسی نبود، بلکه یک تقسیمبندی ایدئولوژیک، اقتصادی و نظامی بود. یعنی تقریباً تمام کشورهای جهان مجبور بودند یا با این بلوک باشند یا با آن بلوک، و این تقابل همه ابعاد زندگی را درگیر میکرد.
گاهشمار مهم دوران جنگ سرد:
۱. ۱۹۴۵: پایان جنگ جهانی دوم و آغاز دوران جنگ سرد
۲. تشکیل پیمانهای نظامی ناتو و ورشو (ناتو در ۱۹۴۹ توسط غرب، ورشو در ۱۹۵۵ توسط شرق)
۳. اوج رقابتهای تسلیحات هستهای (به خصوص در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ که دنیا چند بار تا آستانه جنگ هستهای پیش رفت)
۴. ۱۹۸۹: سقوط دیوار برلین که نماد پایان جنگ سرد بود
۵. ۱۹۹۱: سقوط رسمی اتحاد جماهیر شوروی
معنای جنگ سرد: این دوره با مفهومی به نام «جنگ سرد» همراه است. جنگ سرد یعنی رقابت سیاسی، اقتصادی و نظامی شدید بین دو بلوک، بدون درگیری نظامی مستقیم و اعلام جنگ رسمی بین دو ابرقدرت. به این معنا که هر دو طرف از قدرت نظامی خود استفاده میکردند، اما از جنگ مستقیم و تمامعیار با یکدیگر خودداری میکردند، چون میدانستند اگر جنگ مستقیم رخ بدهد، با توجه به تسلیحات هستهای، نابودی هر دو طرف حتمی است.»
---
اسلاید ۷: شکلگیری بلوک شرق و غرب
«در اسلاید هفتم، هر دو بلوک را به صورت جداگانه و مقایسهای بررسی میکنیم.
بلوک شرق (کمپین سوسیالیستی):
· رهبر: اتحاد جماهیر شوروی
· اعضا: کشورهای اروپای شرقی (مثل آلمان شرقی، لهستان، چکسلواکی، مجارستان، رومانی، بلغارستان)، خود شوروی، و برخی کشورهای دیگر در آسیا (مثل چین، ویتنام، کره شمالی)، آفریقا و آمریکای لاتین (مثل کوبا)
· ایدئولوژی اصلی: سوسیالیسم و کمونیسم
· اصول اقتصادی: مالکیت عمومی، برنامهریزی مرکزی، دولت تمام منابع را مدیریت میکند
· نظام سیاسی: سیستم یکحزبی
بلوک غرب (کمپین سرمایهداری):
· رهبر: ایالات متحده آمریکا
· اعضا: کشورهای اروپای غربی (مثل انگلستان، فرانسه، آلمان غربی، ایتالیا)، آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا)، و بسیاری از کشورهای دیگر در سراسر جهان
· ایدئولوژی اصلی: سرمایهداری و دموکراسی لیبرال
· اصول اقتصادی: مالکیت خصوصی، بازار آزاد، حداقل دخالت دولت
· نظام سیاسی: نظام چندحزبی
نکته مهم: این دو بلوک در سالهای پس از جنگ جهانی دوم بسیار سریع شکل گرفتند. هر دو تلاش میکردند کشورهای دیگر را به سمت خود جذب کنند. این رقابت در زمینههای مختلفی خودش را نشان میداد: رقابت نظامی (تسلیحات هستهای، موشکها)، رقابت فضایی (مسابقه برای رفتن به فضا و ماه)، رقابت ورزشی (المپیک و مسابقات جهانی) و رقابت فرهنگی (فیلم، موسیقی، هنر). هرکدام میخواستند ثابت کنند نظامشان بهتر از دیگری است.»
---
اسلاید ۸: ویژگیهای بلوک شرق – سوسیالیسم و اتحاد جماهیر شوروی
«در اسلاید هشتم، چهار ویژگی اصلی بلوک شرق را بررسی میکنیم.
ویژگی اول: نظام سیاسی یکحزبی
در بلوک شرق، سیستم سیاسی بر پایه یکحزبی بود. حزب کمونیست تنها حزب مجاز و ممتاز بود و هیچ حزب سیاسی رسمی دیگری وجود نداشت. قدرت در دست یک گروه کوچک از رهبران حزب بود و آزادیهای سیاسی مثل آزادی اجتماعات، آزادی بیان و آزادی مطبوعات به شدت محدود میشد.
ویژگی دوم: نظام اقتصادی سوسیالیستی
اقتصاد بر پایه سوسیالیسم بنا شده بود. ابزارهای تولید (کارخانهها، معادن، زمینهای کشاورزی، بانکها، راهآهن و...) متعلق به جامعه یا دولت بود. برنامهریزی مرکزی بر اقتصاد حکمفرما بود. یعنی دولت تعیین میکرد چه کالایی، به چه مقدار، با چه کیفیتی و به چه قیمتی تولید و توزیع شود. دولت نقش اصلی را در تولید، توزیع و قیمتگذاری همه کالاها ایفا میکرد.
ویژگی سوم: نظام نظامی قدرتمند
بلوک شرق یک نظام نظامی بسیار قدرتمند داشت که برای مقابله با تهدیدات بلوک غرب همواره آماده بود. این بلوک دارای سلاحهای هستهای پیشرفته و سلاحهای متعارف (معمولی) زیادی بود. یکی از ویژگیهای مهم بلوک شرق این بود که اقتصادشان به شدت «نظامی» بود؛ یعنی بخش بزرگی از بودجه کشور صرف هزینههای نظامی میشد.
ویژگی چهارم: کنترل رسانهها
تمامی رسانهها شامل رادیو، تلویزیون، روزنامهها، مجلات و کتابها، کاملاً تحت کنترل دولت بودند. دولت مشخص میکرد چه محتوایی منتشر شود و چه محتوایی منتشر نشود. محتوای همه رسانهها با ایدئولوژی حاکم هماهنگ بود و هرگونه انتقاد از نظام سیاسی یا رهبران ممنوع بود. روزنامهها و اخبار فقط نظرات مثبت درباره نظام را منعکس میکردند.
نقش شوروی: اتحاد جماهیر شوروی به عنوان رهبر بلوک شرق، با استفاده از قدرت نظامی و سیاسی خود، کشورهای اروپای شرقی را تحت نفوذ خود درآورد و به آنها کمک میکرد تا نظامهای سوسیالیستی را پیاده کنند. البته این «کمک» گاهی اوقات با فشار و حتی مداخله نظامی همراه بود، مثل مجارستان در ۱۹۵۶ و چکسلواکی در ۱۹۶۸.»
---
اسلاید ۹: ویژگیهای بلوک غرب – سرمایهداری و ایالات متحده آمریکا
«در اسلاید نهم، چهار ویژگی اصلی بلوک غرب را بررسی میکنیم.
ویژگی اول: نظام سیاسی دموکراسی لیبرال
نظام سیاسی بلوک غرب بر پایه دموکراسی لیبرال یا مردمسالاری آزاد استوار بود. در این نظام، مردم میتوانستند در انتخابات آزاد شرکت کنند و حزب یا افرادی را انتخاب کنند که نماینده آنها باشند. رقابت سیاسی آزاد بود و احزاب مختلف میتوانستند ایدههای خود را مطرح کنند. آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی مطبوعات از اصول اساسی این نظام محسوب میشد.
ویژگی دوم: نظام اقتصادی سرمایهداری و بازار آزاد
اقتصاد بلوک غرب بر پایه سرمایهداری و بازار آزاد بنا شده بود. در این نظام، مالکیت خصوصی (یعنی افراد میتوانند صاحب کارخانه، زمین، سرمایه و...) باشند، مورد احترام و حمایت قرار میگرفت. قیمتها بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعیین میشد، نه توسط دولت. نقش دولت «تنظیمکننده» بود، یعنی دولت قوانین را وضع میکرد و نظارت داشت، اما به طور مستقیم در فعالیتهای اقتصادی مداخله نمیکرد.
ویژگی سوم: نظام دفاعی قدرتمند – ناتو
بلوک غرب نیز یک نظام دفاعی قوی داشت که در قالب سازمان ناتو (پیمان آتلانتیک شمالی) شکل گرفته بود. ناتو یک پیمان نظامی بین کشورهای غربی بود که در سال ۱۹۴۹ تشکیل شد. اعضای ناتو متعهد شدند که اگر به یکی از آنها حمله شود، همه به کمکش بیایند. این بلوک برای مقابله با تهدیدات بلوک شرق آماده بود، اما از جنگ مستقیم با شوروی خودداری میکرد.
ویژگی چهارم: آزادی رسانهها
رسانهها در بلوک غرب مستقل از دولت بودند و میتوانستند بدون محدودیت زیاد اخبار و تحلیلها را منتشر کنند. آزادی بیان و آزادی مطبوعات یکی از ارزشهای اساسی این بلوک بود. روزنامهها و تلویزیونها میتوانستند از دولت و سیاستمداران انتقاد کنند، دولت را به چالش بکشند و دیدگاههای مختلف را منعکس کنند. البته باید توجه داشت که در عمل، رسانههای بزرگ تحت تأثیر صاحبان سرمایه و منافع اقتصادی هم بودند.
نقش آمریکا: ایالات متحده آمریکا به عنوان رهبر بلوک غرب، نقش بسیار مهمی در ترویج ایدئولوژی سرمایهداری و دموکراسی داشت. آمریکا با استفاده از قدرت اقتصادی (کمکهای مالی، وامها، سرمایهگذاری)، قدرت فرهنگی (فیلمهای هالیوودی، موسیقی، سبک زندگی آمریکایی) و قدرت نظامی خود، کشورهای دیگر را به سمت نظام سرمایهداری جذب میکرد.»
---
اسلاید ۱۰: [خالی – بدون محتوا]
«اسلاید دهم در فایل اصلی خالی است و محتوایی ندارد. از این اسلاید عبور میکنیم و به اسلاید یازدهم میرویم.»
---
اسلاید ۱۱: سازمانهای بینالمللی و نقش آنها
«در اسلاید یازدهم، میخواهیم ببینیم در دوران جهان دو قطبی، سازمانهای بینالمللی چه نقشی داشتند. این سازمانها گاهی ابزار همکاری بودند و گاهی ابزار رقابت بین دو بلوک.
اول: سازمان ملل متحد
سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ (درست بعد از پایان جنگ جهانی دوم) تأسیس شد. هدف اصلی این سازمان چهار چیز بود: حفظ صلح و امنیت جهانی، جلوگیری از جنگهای جدید، ترویج حقوق بشر و توسعه همکاریهای بینالمللی. اما در دوران جنگ سرد، شورای امنیت ملل متحد اغلب به بنبست میرسید. چرا؟ چون پنج عضو دائمی شورای امنیت (آمریکا، روسیه/شوروی، چین، انگلستان، فرانسه) حق وتو داشتند و این اعضا از دو بلوک مخالف بودند. هر بار یک بلوک طرحی میداد، بلوک دیگر آن را وتو میکرد. به همین دلیل سازمان ملل در بسیاری از بحرانهای مهم دوران جنگ سرد نتوانست اقدام مؤثری انجام دهد.
دوم: پیمانهای نظامی (ناتو و پیمان ورشو)
دو پیمان نظامی اصلی در این دوران شکل گرفت:
· ناتو (پیمان آتلانتیک شمالی): در سال ۱۹۴۹ توسط بلوک غرب تأسیس شد.
· پیمان ورشو: در سال ۱۹۵۵ توسط بلوک شرق تأسیس شد (در پاسخ به تشکیل ناتو).
قانون طلایی در این پیمانها این بود: «حمله به یکی، حمله به همه محسوب میشود.» یعنی اگر کشوری به یکی از اعضای ناتو حمله میکرد، همه اعضای ناتو باید وارد جنگ میشدند. همین قانون در پیمان ورشو هم وجود داشت. این سیستم «بازدارندگی» نام داشت و هدفش این بود که هر دو طرف بدانند شروع جنگ به قیمت نابودی خودشان تمام میشود.
سوم: سازمانهای اقتصادی
سازمانهایی مثل صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی توسط بلوک غرب تأسیس شدند و نقش بسیار مهمی در اقتصاد جهانی داشتند. این سازمانها به کشورهای در حال توسعه وام میدادند، اما معمولاً وامها را با شرایطی میدادند که کشورها را ملزم میکرد سیاستهای سرمایهداری و بازار آزاد را بپذیرند. در مقابل، بلوک شرق سازمانهای اقتصادی خودش را شکل داد، مثل کمکان (شورای کمکهای اقتصادی متقابل) که همکاری اقتصادی بین کشورهای سوسیالیستی را تنظیم میکرد.
نتیجهگیری: این سازمانها هم ابزار همکاری بین کشورهای عضو بودند و هم ابزار رقابت بین دو بلوک. کشورهای کوچکتر و ضعیفتر معمولاً مجبور بودند از یکی از این سازمانها حمایت کنند و به یکی از بلوکها بپیوندند. استقلال واقعی برای کشورهای جهان سوم در این دوران بسیار دشوار بود.»
خلاف قوانین؟! تکراری؟! بی کیفیت؟! اسپمزا؟! اسپم؟!کم محتوا؟!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا
ثبت نام کنید یا
وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ویلای دو خوابه و ارزان قیمت در نزدیکی دریا در شهر رامسر (: