پارس ایمپریا   گیفت کارت

نظرسنجی: خوشت اومــــــد♥ یا نـــــه
اره
نه
[نمایش نتایج]
 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان یک رابطه دختر و پسر ... بخونیدش اخر همه ی عشق ها مرگه

#1
ســـلــــــــــ آ مــــــــــــ .... خوبـــیــد اگـــر هــمــ نیـســتــیــد حالا خوبـــــ میشــیـد SmileSmile




یه روز یه دختره یه پسره را تو خیابون می بینه خیلی ازش خوشش میاد خلاصه هر کاری می کنه دل پسره را به دست بیاره پسره اعتنایی نمیکنه ، چون فکر می کنه همه دختر ها مثل هم هستند ازاین داستان ها شنیده بود که همه دخترها بی وفا هستند..... خلاصه میگذره ســــه، چـــــهار روز، پسرم دل میده به دختره خلاصه با هم دوست میشن و این دوستی میکشه تا یک سال،... دو سال، سه سال،... چهار... و پنج.... همینطوری با هم بزرگ میشن................................................. خلاصه بعد از این همه سال که با هم دوست بودن پسره به دختره میگه: چقدر دوستم داری دختره {با مکث زیاد} میگه: فکر نکنم اندازه ای داشته باشه میگه: مگه میشه ...... مگه میشه...... عشقت را دوست نداشته باشی! میگه نه ؛ نه اینکه دوستت ندارم انــــــدازه نداره دختره از پسره می پرسه تو چی تو چقدر من رو دوست داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسره {مکث زیادی میکنه} میگه : خیـــــــــــــــلی دوســــــــــــت دارم، بیشتر از اون چیزی که فکرش را کنی.............................................................................​...................................

روزها میگذره......... شبها میگذره ..........تا اینکه پسره فکری به سرش میزنه؛ میگه میخوام این فکر را عملی کنم می خواست عشق خودش رو امتحان کنه تا اینکه یه روز میرسه؛ بهش میگه:.......بهش میگه......من یه بیماری دارم که فکر نکنم تا چند روز دیگه دوام بیارم!! ............... راستی اگه مردم چی کار میکنی؟.....دختره {یکم اشک تو چشماش جمع میشه و} میگه این چه حرفی که میزنی! دوست ندارم بشنوم ؛خلاصه حرف را عوض میکنه میگه: تو چی؟ تو که مردی منم میمیرم، فکر میکنی خیلی ساده است تنهایی، بدون تو بودن. پسره میگه: نه،... بگو حالا... دختره میگه: نمیدونم چی کار میکنم! ولی اگه من مردم چی؟ پسره بهش میگه: امتحانش مجانیه اگه تو مردی بهت میگم چی کار میکنم!.... خلاصه اتفاق می افته...... (پسره یه نقشه میکشه که یه قتل الکی رخ بده) تا اینکه به نظرش میرسه؛ الکی خودش را به کشتن بده تا ببینه اون دختره چیکار میکنه! خلاصه ...تشیع جنازه ای ... (برای پسره میگیرن) اون را دفن میکنن پسره هم یه جا قایم میشه؛ میبینه دختره فقط یه شاخه گل قرمز میاره میندازه و میره. تا اینکه میبینه واقعا اهمیتی بهش نداد و دختره با کسی دیگه رفته خیـــــلی غمگین شده بود، دنیاش خیـــــــلی بــــی رنـــــــگ شده بود. تا اینکه بعد از چند روز دختره تصادف میکنه و میمیره. دختره را دفن میکنن و هیچ کسی هم سر مزارش نیست. پسره با یک شاخه گل یاس سفید یا نه؛ با یه دسته گل یاس سفید، میره سر مزارش بهش میگه میبینی اون لحظه بود، این سوال را کردی از من که اگه بمیری چیکار میکنم این کار را میکنم...... تموم یـاس های سفید را با خــــــــــون خودم قـــــــــــــرمـــــــــــــــــز میکنم....... منم کنارت میمیرم.......crying

ممنــــــون کــه ســـر زدیـــن .... تا موضوع بعد فعلا بای

راستی سپاس بدی بدم نمیادSmileSleepySleepyWink
پاسخ
 سپاس شده توسط روناک 7 ، ƒяσzєη ℓσνє ، mahsa690 ، ...asall... ، ♣♦♠l♥k♠♦♣ ، maryamam ، Frost ، ~ُُBön َBáŠŦ~ ، آراگل ، σνєяɗσѕ ، reyhaneh 937 ، farnam22 ، 83 pooneh ، M.AMIN13 ، mr.destiny ، tiiiinaaaa ، *Ramesh* ، yaldaw ، ⓢⓘⓛⓔⓝⓒⓔ ، sana.v.d ، "IM DINA" ، 03689 ، A lover ، yegi200180 ، werewolf_vsm
آگهی
#2
ashkam dar omad...cry2cry2
جز این نیست...!!! بلکه حقیقت این است.. هر زمان که دلمان میگیرد,تاوان لحظه ایست که دل میبندیم..cry2
پاسخ
 سپاس شده توسط !~IмДи~!
#3
اشکم در اومد
هَـ ـر چـ ـے ڪـ ـﮧِ هَـ سـ تَـҐ

هَـ ـر چـ ـے ڪـ ـﮧِ مـ ـے گَـ Ґ

هَـ ـر ڪـ آرـے ڪـ ـﮧِ مـ ـے ڪُـ نَـҐ

بـ ـﮧِ פֿُـ و בَҐ مَـ ر بـ وطـ ـﮧِ

پاسخ
 سپاس شده توسط !~IмДи~!
#4
من اشکم در نیومد :4chs:
کرتی‍م داآش :491:
داستان یک رابطه دختر و پسر ... بخونیدش اخر همه ی عشق ها مرگه 1
پاسخ
 سپاس شده توسط sandi
#5
خودت نوشتی؟؟؟!!! بعضی جاهاش ابهام داش!!! Dodgy ولی بازم ممنون Undecided
                                                                                                                             دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
داستان یک رابطه دختر و پسر ... بخونیدش اخر همه ی عشق ها مرگه 1
پاسخ
#6
این یک دکلمه است ومحسن چاووشی با این دکلمه اهنگ میخونه من اهنگشو دارم
امروز یه اهنگ گوش دادم دقیقا واسه خودم خونده بود این متنش

توی آینه خودتو ببین چه زود به زود

توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اوج جوونی غبارغم
بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه
منتظرش نباش دیگه او تنها نیست
تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد
خودش می گفت یه روزی میذاره میره
خودش میگفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد
آخه دل من دل ساده ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی ادیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
و نم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار


داستان یک رابطه دختر و پسر ... بخونیدش اخر همه ی عشق ها مرگه 1


پاسخ
#7
(25-10-2013، 20:07)!~IмДи~! نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
ســـلــــــــــ آ مــــــــــــ .... خوبـــیــد اگـــر هــمــ نیـســتــیــد حالا خوبـــــ میشــیـد SmileSmile




یه روز یه دختره یه پسره را تو خیابون می بینه خیلی ازش خوشش میاد خلاصه هر کاری می کنه دل پسره را به دست بیاره پسره اعتنایی نمیکنه ، چون فکر می کنه همه دختر ها مثل هم هستند ازاین داستان ها شنیده بود که همه دخترها بی وفا هستند..... خلاصه میگذره ســــه، چـــــهار روز، پسرم دل میده به دختره خلاصه با هم دوست میشن و این دوستی میکشه تا یک سال،... دو سال، سه سال،... چهار... و پنج.... همینطوری با هم بزرگ میشن................................................. خلاصه بعد از این همه سال که با هم دوست بودن پسره به دختره میگه: چقدر دوستم داری دختره {با مکث زیاد} میگه: فکر نکنم اندازه ای داشته باشه میگه: مگه میشه ...... مگه میشه......  عشقت را دوست نداشته باشی! میگه نه ؛ نه اینکه دوستت ندارم انــــــدازه نداره دختره از پسره می پرسه تو چی تو چقدر من رو دوست داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسره {مکث زیادی میکنه} میگه : خیـــــــــــــــلی دوســــــــــــت دارم، بیشتر از اون چیزی که فکرش را کنی.............................................................................​...................................

روزها میگذره......... شبها میگذره ..........تا اینکه پسره فکری به سرش میزنه؛ میگه میخوام این فکر را عملی کنم          می خواست عشق خودش رو امتحان کنه تا اینکه یه روز میرسه؛ بهش میگه:.......بهش میگه......من یه بیماری دارم که فکر نکنم تا چند روز دیگه دوام بیارم!! ............... راستی اگه مردم چی کار میکنی؟.....دختره {یکم اشک تو چشماش جمع میشه و} میگه این چه حرفی که میزنی! دوست ندارم بشنوم ؛خلاصه حرف را عوض میکنه میگه: تو چی؟ تو که مردی منم میمیرم، فکر میکنی خیلی ساده است تنهایی، بدون تو بودن. پسره میگه: نه،... بگو حالا... دختره میگه: نمیدونم چی کار میکنم! ولی اگه من مردم چی؟ پسره بهش میگه: امتحانش مجانیه اگه تو مردی بهت میگم چی کار میکنم!.... خلاصه اتفاق می افته...... (پسره یه نقشه میکشه  که یه قتل الکی رخ بده) تا اینکه به نظرش میرسه؛ الکی خودش را به کشتن بده تا ببینه اون دختره چیکار میکنه! خلاصه ...تشیع جنازه ای ... (برای پسره میگیرن) اون را دفن میکنن پسره هم یه جا قایم میشه؛ میبینه دختره فقط یه شاخه گل قرمز میاره میندازه و میره. تا اینکه میبینه واقعا اهمیتی بهش نداد و دختره با کسی دیگه رفته خیـــــلی غمگین شده بود، دنیاش خیـــــــلی بــــی رنـــــــگ شده بود. تا اینکه بعد از چند روز دختره تصادف میکنه و میمیره. دختره را دفن میکنن و هیچ کسی هم سر مزارش نیست. پسره با یک شاخه گل یاس سفید یا نه؛  با یه دسته گل یاس سفید، میره سر مزارش بهش میگه میبینی اون لحظه بود، این سوال را کردی از من که اگه بمیری چیکار میکنم این کار را میکنم...... تموم یـاس های سفید را با خــــــــــون خودم قـــــــــــــرمـــــــــــــــــز میکنم....... منم کنارت میمیرم.......crying

ممنــــــون کــه ســـر زدیـــن .... تا موضوع بعد فعلا بای

راستی سپاس بدی بدم نمیادSmileSleepySleepyWink
پاسخ
#8
وا چرا این پسرا گیرمام نمیاد اخه
 
زیباترین لحظه زندگی یه دختر

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
داستان یک رابطه دختر و پسر ... بخونیدش اخر همه ی عشق ها مرگه 1 ;
پاسخ
 سپاس شده توسط A lover ، "IM DINA"


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Shocked کدوم اسم دختر باکلاس تره؟ (مخصوص دختر های انجمن)
  بدشانسی دختر جوان سر ازدواج-داماد دختر بوده(وای وای)+عکس
  دختر یا پسر؟
Star یک داستان کوتاه از وفا داری سگ ها.!
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  دختر کوچولو
  یه دختر خوب.....(اقایون بفرمایین تو)
  داستان...آرزو...خیلی کمه در حد یک بند ...
  داستان عاشقانه دخترشانزده ساله
  دختر باس اینجوریا باشه

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان