امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان کوتاه عاشقانه احسانی خیانت و جنایت{نظر هم بده}

#1
پسر به دختر گفت قول میدهی که من را فراموش نکنی؟

دختر با محبت گفت:چگونه میتوانم تو را فراموش کنم در حالیکه رمز ایمیلم تو هستی؟

چشمان پسر پر از اشک شد

پسر به خانه رفت و وارد ایمیل دختر شد

و با دوستان دختر دوست شد و کلی عشق و حال کرد

این هم یک داستان درباره عشق

نتیجه:هیچوقت به پسرا و عشقشون اعتماد نکنید چون همش دروغه


سپاس یادتون نره
داستان کوتاه عاشقانه احسانی خیانت و جنایت{نظر هم بده} 1
Heartعشق هرگز نمیمیردHeart
پاسخ
 سپاس شده توسط نیلوفر جوووووووووون ، نگار100
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Bug بدو بیا داستان ترسناک دارم.ترسوها نیان.در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو
  داستان راستگویی پیامبر!!!
  10 داستان برتر تاریخ کمیک استریپ های مرد عنكبوتي+ لینك دانلود مستقیم
Heart جمله های کوتاه و قشنگ
  ۱۰ مدل موی کوتاه که ده سال از سن تان کم می کند!همراه فیلم آموزش کوتاهی مو
  داستان کوتاه عاشقانه
  بار کج هیچ گاه به مقصد نمی رسد: داستان الاغ سخت کوش و بز حسود
  داستان اموزنده به خدایت نگو چرا
Eye-blink پیام های عاشقانه
  داستان عشق مرا بغل کن

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان