امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حقیقت دنیا (حکایت)

#1
حضرت عیسی (علیه السلام) دنیا را دید بصورت عجوزه ای که قدش خمیده و چادر رنگین بر سر انداخته و یک دست خود را به حنا خضاب و دست دیگر را به خون آغشته کرده است.



عیسی فرمود چرا پشتت خمیده؟ گفت از بس که عمر کرده‌ام.



فرمود که چرا چادر رنگین بر سر داری؟ گفت تا دل جوانان را با آن فریب دهم.



فرمود که چرا به حنا خضاب کرده‌ای؟ گفت الحال شوهری گرفته‌ام.



فرمود که چرا دست دیگرت به خون آغشته‌ای؟ گفت الحال شوهری کشته‌ام.



پس عرض کرد: یا روح الله! عجب این است که من پدر می‌کشم، پسر طالب من می‌شود و پسر می‌کشم پدر طالب من می‌شود و عجب تر اینکه هنوز هیچکدام [از طالبان من] به وصال من نرسیده‌اند و بر بکارت خود باقی هستم.
پاسخ
 سپاس شده توسط hanieyh
آگهی
#2
سپـــــــــــــــــــــــآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآس
دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکهcryingcrying
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان (دنیا مثل آینه است)
  حکایت مولانا (کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب)
  حکایت های جالب و خنده دار عبید زاکانی
Exclamation ۸داستان باورنکردنی از نفرین مصریان باستان که به حقیقت پیوسته است+۱۸
Shocked کوتاه ترین داستان اشک اور دنیا
  رمان حقیقت ساختگی(مخصوص عاشقای 1D)
  اندر حکایت «زندگانی مگسی»
  حکایت؛ امام خميني(ره) در خاطره‌اي از سفر.....
  بهترین داداش دنیا
  حکایت شیخ و مریدان

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان