امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شرحی ز حال و،حالی ز شرح نیست.

#11
و چه بسیار
"حالت چطوره؟" هایی
که معنیش
"دلم برایت تنگ شده" بود
و نفهمیدند ...

شب، درمانگر عجیبی‌ست؛
حرف نمی‌زند.. گوش نمی‌دهد..
فقط تورا با خودت تنها می‌گذارد..✨
پاسخ
آگهی
#12
اى لحظات‌ِ خوش كه هنوز از راه نرسیده‌اید،
آيا نمی‌شود راهِ كوتاه‌ترى در پیش بگیرید؟
قبل‌ از اینكه دل‌هایمان فرتوت شوند؟

چقدر بی تو زمستان شد و بهار نشد...

آتش بگیر تا که بدانی چه می‌کشم...
احساس سوختن به تماشا نمی‌شود...

شرحی ز حال و،حالی ز شرح نیست. 2

‌
سپرِ صبر تحمل نکند تیرِ فراق...

به هوش بودم از اول که دِل به کس نسپارم

شمایل تو بِدیدم نه صَبر ماند و نه هوشم.

تنگ آب از روز‌های قبل خالی‌تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می‌تواند خلوتم را بشکند
کوزهٔ تنهایی روحم سفالی‌تر شده است

آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب‌ها هلالی‌تر شده است

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی‌تر شده است

زندگی را خواب می‌دانستم اما بعد از آن
تازه می‌بینم حقیقت‌ها خیالی‌تر شده است

ماهی کم‌طاقتم! یک روز دیگر صبر کن
تنگ آب از روزهای قبل خالی‌تر شده است
پاسخ
#13
‌

با منت نیست ندانم ز چه رو گفت و شنیدی
دشمنان باز چه گفتند که از دوست بریدی

‌
به شـرطِ آبـرو یا جـان، قمـار عشــق کن با ما
که ما جز باختن، چیزی نمی خواهیم از‌ این بازی!
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان