ارسالها: 3,436
موضوعها: 777
تاریخ عضویت: Aug 2014
سپاس ها 11080
سپاس شده 7890 بار در 4807 ارسال
حالت من:
01-01-2021، 20:08
عاخ نميدوني چه درديه كه بايد فقط تو خونه بشيني
سرت به گوشي يا حالا هرچي گرم بشه:/
كسل ميشي انقد بخوابي
بعدشم نمي توني فعاليت فيزيكي انجام بدي تا شاد باشي
و بخواي مثلا رژه بري تو خيابونم نميشه||:
ارسالها: 656
موضوعها: 45
تاریخ عضویت: Dec 2020
سپاس ها 19690
سپاس شده 15756 بار در 9426 ارسال
حالت من: هیچ کدام
از درسام عقب افتادم اتفاق خاصی نیوفتاد
ارسالها: 400
موضوعها: 10
تاریخ عضویت: Jun 2012
سپاس ها 1042
سپاس شده 1765 بار در 1087 ارسال
حالت من: هیچ کدام
20-03-2026، 5:10
(آخرین ویرایش در این ارسال: 20-03-2026، 5:12، توسط امیر2.)
کرونا؟
ایزی (:
یادش بخیر دوران دانشجوییم و کرونا
اون موقعا از شیش هف سال بعدِ کرونا تصوری نداشتم...
اصلا هم تو ذهن خودم شیش هف سال پیرتر از اون موقعم نیستم... ):
ولی
تو کرونا حداقل اینترنت داشتیم...
یوتیوب، کورش و میا و ایمان...
ولاگهای علی بروکس و کلا پی وی اس...
هم فکرشو نمیکردم ک شیش هف سال دیگه قراره جنگ بشه...
هم فکرشو نمیکردم ک شیش هف سال بعد قراره همونجایی دراز بکشم ک الان دراز کشیدم...
هم فکرشو نمیکردم دورانِ خدمتم این شکلی بشه...
کرونا ب من ضربه ای وارد نکرد
فقط کمک کرد بتونم تو دوران دانشجوییم یذره کار و پسانداز کنم...
یذره هم ویدیو آموزشی تو یوتیوب دنبال کنم...
و کلاس زبان آنلاینم با بچها و بنی و شلی ای ک الان دیگه کات کردن (: و آشنا شدنم با خانومِ ز
کی فکرشو میکرد؟؟؟
قطع ارتباط با اکیپِ چس ترمیِ دانشگاه...
نسترن، امیرحسین، پریناز، امیر، فاطمه، مجتبی...
با اکیپ سابق گشت و گذار کردن تو جایجایِ مختلفِ تهران و کرج و شمال و طفرش و... (:
عمو سیا، سارا، عمو شایان، ساغر، آرمان، نازنین، محمدرضا، آقا معین، عسل، پرنیا، فاطمه، حسین...
اون باغ گرفتنا و بزن برقص کردنا
ددر دودورا و مافیا بازی کردنا...
اسکیپ روم های غیر قانونی و بصورت اتفاقی دیدنِ فرزین (:
عر زدن بچها تو اسکیپ روم و حل مسئلههای من و آقا معین و عمو سیا و محمدرضا...
اون اسکیپه ک اکتورش پارکور کار بود(: و عر زدن و از ترس لرزیدن منو محمدرضا تو بغل همدیگه تو اون اسکیپه ک بهمون برا هینت آیفون 4 داده بودن (:
بزن برقص با پدرزنِ محمدرضا (:
فوت کردنِ مامانِ سیا ک کادر درمان بود...
گریه هاش تو بغلم...
رفتنِ سیا...
کی فکرشو میکرد اون اکیپِ ده دوازده ساله بپاشه؟ (:
کرونا بجز فوت کردن مامانِ سیا (ک اونم بخاطر کرونا نبود، سرطان بود) ضربه خاصی بهمون نزد...
ضربهها رو خودمون ب خودمون میزدیم (:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست...
ارسالها: 1
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: May 2026
سپاس ها 4
سپاس شده 2 بار در 2 ارسال
حالت من: هیچ کدام
دوباره برگرد چه زمانی زمستون پیش مادربزرگ م میرفتم خیلی خوش میگذشت