امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان کوتاه واقعی

#14
عجب گرگی سری تلافی میکنه Tongue


       Heart    گاهی دلم تفریح نا سالم میخواد مثل فکر کردن به توHeart


دوستی را از زنبور عسل یاد نگرفتم که وقتی از گلی جدامیشه میره سراغ گل دیگه دوستی را از ماهی یاد گرفتم که وقتی از اب جدا میشه میمیره پس صادقانه بهت میگم دوستت دارم
پاسخ
 سپاس شده توسط gh@z@le♥


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: داستان کوتاه واقعی - رومینا اتیش پاره - 23-10-2013، 18:34

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  ●داستان های ترسناک●
  حال بهم زن ترین داستان دنیا(هر اتفاقی که بعد از خوندن داستان افتاد به من ربطی نداره)
  داستان عاشقی یک پسر خیلی قشنگه(تکراری نیست)
  داستان|پیش زمینه ذهنی|
Exclamation داستان بسیار ترسناک خونه جدید !
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
  عشق واقعی
Exclamation مجنون (داستان ترسناک واقعی) +18
Eye-blink داستان ترسناک +18

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان