امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خلاصه داستان لیلی و مجنون

#4
نظامی توی شعراش لیلی رو خیلی زیبا توصیف کرده اما مولانا توی یکی از مثنوی هاش گفته که هارون الرشید مجنونو میبینه میگه لیلی به این زشتی تو چطوری عاشقش شدی!که ارتادخت جون شعرشو نوشته.Big Grin
انقد ازین مولانا حرصم میگیره!خجالت نمیکشه داستان مردمو میدزده و تغییرش میده!Angry
من یک دخترم...
بدان هوای کسی نمی شوم که به هوای دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خداست که در من دمیده شده و احساس نام گرفته ارزان نمی فروشمش...
دست هایم بالین کودک فردایم خواهد شد بی حرمتش نمی کنم و به هرکس نمی سپارمش...

پاسخ
 سپاس شده توسط عاغامحمدپارسا:الکی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: خلاصه داستان لیلی و مجنون - jinger - 24-10-2013، 23:51

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  ●داستان های ترسناک●
  حال بهم زن ترین داستان دنیا(هر اتفاقی که بعد از خوندن داستان افتاد به من ربطی نداره)
  داستان عاشقی یک پسر خیلی قشنگه(تکراری نیست)
  داستان|پیش زمینه ذهنی|
Exclamation داستان بسیار ترسناک خونه جدید !
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
Exclamation مجنون (داستان ترسناک واقعی) +18
Eye-blink داستان ترسناک +18
  داستان کوتاه دختر هوس باز(خیلی قشنگه)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان