امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان ترسناک دیگه جرعت داری بخون

#30
ممنون ترس نداشت ولی خوب بود
===================

عزیزم


در بلور چشم من یاد تو بود

در سکوتم شوق فریاد تو بود

رفتی اما در خزان سینه ام

بوی عطر دست شمشاد تو بود

===================

چرا بهونه میاری

واسه جدایی از دلم

آسون نبوده داشتنت

آسون نمیدت گلم

===================

داستان ترسناک دیگه جرعت داری بخون
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: داستان ترسناک دیگه جرعت داری بخون - ( DEYABLO ) - 16-06-2014، 14:35

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  ●داستان های ترسناک●
  حال بهم زن ترین داستان دنیا(هر اتفاقی که بعد از خوندن داستان افتاد به من ربطی نداره)
  داستان عاشقی یک پسر خیلی قشنگه(تکراری نیست)
  داستان|پیش زمینه ذهنی|
Exclamation داستان بسیار ترسناک خونه جدید !
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
Exclamation مجنون (داستان ترسناک واقعی) +18
  رمان فوق‌العاده ترسناک «فرزند ابلیس» | نوشته‌ی خودم
Eye-blink داستان ترسناک +18

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: