امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[ اشعـآر علے رضآ آذر ♥ ]

#16
چرخی بزن این جنازه پایان گیرد 
تا مرگ مگر صورت امکان گیرد 

چرخی بزن و به گردنم دستی کش 
هو هو کن و بر پیرهنم دستی کش

در پیرهنمم عزیز کنعان دارم 
یک گلهی گرگ داس دندان دارم 

در پیرهنم پرنده ها در مشتند 
در پیرهنم پرنده ها را کشتند 

در پیرهنم آتش و آدم دارم 
در پیرهنم فقط جهنم دارم 

از شعله ی پیچیده به من دور شوید 
از فاجعه های پیرهن دور شوید 

زهر است که از چاک لبم میجوشد 
خون است که از چشم شبم میجوشد 

اشکی که به پلک مرد میآویزد
قانون غرور را به هم میریزد 

میگریم و اشک مرد دیدن دارد 
سُر خوردن کوه درد دیدن دارد
 
پاسخ
 سپاس شده توسط Volkan ، ♪neGar♪


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: [ اشعـآر علے رضآ آذر ] - Nυмв - 11-05-2015، 7:28


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان