18-03-2019، 20:41
داشت میومد طرفم و من ھمینطور دستمو گذاشتہ بودم روی سینہ ام و عقب عقب میرفتم تا کہ خوردم بہ دیوارہ پشت سرم اون داشت بھم نزدیکو نزدیکتر میشد. . .
|
|
داستان نویسی گروهی فلـشخــوریــا |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||
| برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
| شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
|
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|